نظرخواهی

مانده‌ام که:

در تلاش برای خدمت به توسعه و پیشرفت هر حرفه‌، صرف مراجعه به منابع و سایت‌های مختلف و ترجمه چند مقاله و نوشته‌ی مربوط به آن حرفه، موثرتر واقع می‌شود یا وارد گود شدن و دست و پنجه نرم کردن با چالش‌ها و مشکلات آن وادی؟

مشاوری که بر پایه تئوری‌ها و آموخته‌هایش، ارائه طریق می‌کند و شاهد کمترین لطمه احتمالی است که شاید ناشی از تصمیمات و مشورت‌های وی به سازمان باشد، بیشتر در اندیشه بهبود و تعالی سازمان است، یا آنکه به آب و آتش می‌زند تا از نزدیک و در کشاکش دهر، راه‌های مختلفی برای حل مسائل بیابد و به کار بندد؟

ادای دین به رسالت حرفه‌ای، از طریق تئوری‌پردازی و نشر و تالیف، بیشتر امکان‌پذیر است، یا برداشتن باری از دوش کسی که به دانش، تخصص و توانمندی آن حرفه، در عمل نیاز دارد؟

تنها حرف‌های متفاوت و استفاده از واژگان غربی دوای درد معضلات صنعت و حرفه ماست، یا تجربه واقعی و لمس کردن شرایط و دشواری‌ها؟

در کل کدام شکل برخورد با حرفه و تخصص و هدایت مسیر شغلی، می‌تواند موثرتر و مفیدتر واقع شود و به رضایت درونی از خود بیانجامد؟

شاید در اولین نظر تلفیق این دو، شرایط بهتری را به ذهن متبادر کند، اما فارغ از نگاه رویا‌پردازانه، در عمل بسیار سخت و دشوار است و در بیشتر حالات باید یکی را برگزید.

تا تجربه، رأی و نظر شما همراهان در این خصوص چه باشد ...

/ 2 نظر / 34 بازدید
داود

سلام وبلاگ خوبی دارید منتظر نظرات شما دوست عزیز در وبلاگ مدیریتی هستم.

وفا

سلام شجاعت شما را در به اشتراک گذاشتن این دغدغه تحسین میکنم. دغدغه ای که بسیار کسانی در گیر آن هستند، اما در ابراز آن دچار ملاحظاتی هستند. به گمانم صنعت و کسب و کارهای ما، درگیر مشکلاتی هستند که درمان آن نیازمند لمس آنهاست. گامی که پس از لمس آنها، و رسیدن به درکی مشترک با صاحبان آنها میتواند اتفاق افتد، کاملاً وابسته به آن است که چقدر خوب این مشکلات درک شده باشند. بسیار مدیرانی را دیده ام که از عدم درک مشکلاتشان، در کنار محکوم شدن به کوتاهی، بیسوادی، کم کاری و .... آنها را بسیار آزرده است. این درک اما از دانش توام با تجربه حاصل میشود. باید مجهز بود به علم، و درک کرد کاربرد آن علم را و دوری کرد از فروختن فخر برای علمی که احتمالاً موجود است. سربلند باشید