عجب!!!

دیریست جسم و اندیشه را سراسر در تلاش برای توسعه و بسط انسان مداری سازمان‌ها به خدمت گرفته‌ام و در تقلا برای مجاب کردن سایرین، به معنا و غنای راستین این مخلوق پرارزش، سختی‌ها کشیده‌ام. اما پی برده‌ام که هر چند تغییر در فکر و باورشان به شدت لاک‌پشتی و تدریجی است، هر از گاهی حرفی، عملی و همراهی از سوی آنان دلگرم‌تر و امیدوارترم می‌کند.

چندی پیش در جلسه‌ای، دوستی به غایت باینری و مطلق‌نگر که مدام دم از هزینه سربار و کنترل آن به شیوه‌هایی انسان‌‌ندار می‌زد، رو به سوی من از اهمیت توجه به سرمایه انسانی سخن می‌گفت و اینکه دیگر به مانند قبل ماشین‌آلات و تکنولوژی به تنهایی نمی‌توانند عامل و سبب موفقیت سازمان‌ها شوند و آن نیروی انسانی است که سرمایه اصلی و مزیت رقابتی به شمار می‌آید...

فارغ از باورش به حرفی که می‌زد، گوشه چشمی از سر تعجب و تبسمی از سر تایید، نثارش کردم، اما به یکباره در همان ‌زمان تمامی ممانعت‌ها و سنگ‌اندازی‌هایش در مسیر توجه به انسان‌ها از خاطرم گذشت.

/ 4 نظر / 38 بازدید
بهروز

سلام.آقای ایوب خان عزیز ،اینهایی که فقط حرف های خوب می زنند ای کاش لااقل بار حرفهایشان روی دوششان سنگینی کند و ناخودآگاه باعث شود مسیر فکری شان به سمت راه درست هدایت شود تا مجبور به عمل هم بشوند. ارادتمند-بهروز

مسعود

سلام یه پیشنهاد کوانتمی: خیلی اصرار نکنید. ولش کنید به حال خودش! وضع بهتر میشه و طرفدارانی پیدا میکنه! بعضیها وقتی می بینن طرف مقابل در یک امری اصرار داره موضع میگیرن و مخالفت میکنن. وقتی همراه بشی و یه چیز هم بالاتر بگی خلع سلاح میشن!! به همون دوست مصرتون باید میگفتید: آره بابا باید اصلا منابع انسانی رو از منبع ها! جمع کنن بریزن بیرون. و هی غلیظ ترش میکردید. اون در مقام دفاع از منابع انسانی برمی آمد و همراه می شد. البته یه ایده ست فقط. من گاه امتحان کرده ام جواب داده!

حسین

حرف های قشنگ، مد روزگار ماست انسان موجود شریفی است سرمایه های انسانی را باید قدر دانست سازمان ما یک سازمان انسان محور است و ... اما در عمل انسان ها وسیله ای هستند برای کسب سود بیشتر و لاغیر

افشین

کلاً ایوب جان این روزها باز پتانسیل نومیدی فزون شده است. با این جماعت و طرزفکرها، روزهای تیره و تاری پیش بینی می کنم...