در سوگ سیمین بانوی شعر

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟

کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم

که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من

نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من

ز من هرآنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به پاسخ، که زنده‌ام چرا من؟

ستاره‌ها نهفتم، در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...

/ 1 نظر / 87 بازدید
صبا

سلام دوست عزیز سایت فولدر 98 با ارائه ی خدمات آپلود عکس و قالب وبلاگ با دریافت مجوز امادگی خدمات رسانی به شما را دارد ممنون میشم سر بزنی و از خدمات استفاده کنی یا مارو لینک کنی ممنون www.folder98.ir