انتظارات مدیران می‌تواند از مهارتها و آموزش‌های ارائه شده به کارکنان، در تعیین موفقیت آنان مهم‌تر و موثر‌تر باشد، زیرا کارکنان در بیشتر زمانها، کارهایی انجام می‌دهند که از آنان انتظار می‌رود.(لیوینگستون، 1969، ص 81-82)

هنگامی که کارکنان به انتظارات بالای مدیران با عملکرد عالی پاسخ می‌دهند، چرخه موثری را ایجاد می‌کنند که در نتیجه آن، انتظارات مدیران افزایش می‌یابد و در مرحله بعد عملکرد کارکنان عالی‌تر از گذشته خواهد شد.

کاهش انتظارات مدیر، عملکرد ضعیف کارکنان را به همراه خواهد داشت و عملکرد ضعیف افراد نیز، ‌کاهش انتظارات مدیران و سیر نزولی را در پی خواهد داشت.(هرسی و بلانچارد، 1989، ص195)

با نگاهی ساده به دیدگاه‌های فوق، می‌توان دریافت که چرا بسیاری از نیروهای دانشگر سازمانهای امروزی، به افرادی گوشه‌گیر و منزوی تبدیل شده‌اند و به تعبیری، علیرغم تجربه و دانش در سطح بالایشان،‌ حرفهایشان خریدار ندارد. یکی از دلایل اصلی این موضوع، کاهش توقعات و انتظارات مدیران از این افراد و عدم سپردن مسئولت‌های همراستا با دانش و تخصص به آنهاست.

در جایی می‌خواندم که این افراد همچون عقاب‌های در قفسی هستند، که به تدریج عده‌ای از آنان نومید و فرسوده، با شرایط سازگار شده و تن به کارهای روتین و یکنواخت می‌دهند. عده‌ای دیگر نیز راه تغییر و جابجایی در سازمانها را می‌پیماند،‌ تا شاید سازمانی را بیابند، که توان شناخت و درک قابلیت‌های آنان را داشته باشد.

بهرحال توجه و اعتنا به مهارت،‌ دانش و تخصص افراد، جزء جدایی ناپذیر مدیریت است و بهره‌مندی از این تواناییها،‌ با بالا بردن سطح انتظارت و درگیر کردن کارکنان در کارهای چالشی توام با مسئولیت‌های بیشتر، مهیا می‌شود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٦ دی ۱۳۸٩ | ٩:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.