امروزه در جامعه ایران، با آمار و ارقام متفاوتی که از نرخ بیکاری درج می شود نمی توان قضاوت درستی از وضعیت اشتغال در کشور داشت، لیکن این امر کاملاً مشهود است که عمده نیروهای جویای کار، افرادی هستند با تحصیلات دانشگاهی، که گاهاً فاقد مهارتهای لازم برای تصدی پستهای مختلف سازمانها هستند.

این مشکل را می توان از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد:


1) وضعیت دانشگاه های ما به شکلی است که تقاضای بازار کار منطبق با عرضه نیروهای تحصیل کرده در رشته های مختلف دانشگاهی نیست و این امر در ارتباط با اکثر واحدهای دانشگاهی، که در آن دانشجویان زیادی مشغول تحصیل (در رشته های فاقد تقاضا در جامعه)، هستند کاملا مشهود است.


2) متاسفانه نوع آموزش ارائه شده در دانشگاه ها کیفیت لازم را نداشته و بندرت مشاهده می شود شیوه ای جدید و بدور از فضای سنتی حفظ مطالب و برگزاری آزمون در دانشگاه ها به کار گرفته شود. این امر در نهایت به خروج نیروهای فاقد مهارت و تخصص از دانشگاه ها منجر می شود.


3) توجه بیش از حد به مدرک گرایی، مانع از هدفمند شدن جریان آموزش افراد شده و سردرگمی فراوانی را در خصوص انتخاب مسیر شغلی افراد به دنبال دارد. همچنین این امر افراد را از توجه به یادگیری و ارتقاء مهارتهای لازم باز می دارد.


4) عدم تناسب شاغلین و شغل های موجود در سازمانها(عمدتاً سازمانهای دولتی) که در بیشتر موارد بنا به رابطه های خارج از ضوابط سازمانی بوجود آمده است، مانع از تخصص گرایی و اشتغال افراد در رابطه با فعالیت های مرتبط شده است.


5) نبود شبکه های گسترده شناسایی قابلیتها و مهارتهای افراد در راستای تسهیل فرایند جذب و استخدام آنها، از دیگر عوامل نابسامانی بازار اشتغال ایران می باشد.


به امید روزی که دست های توانگر نیروهایی ماهر، توانمند و توسعه یافته، چرخه های صنعت، تولید و خدمات این مرز و بوم را بگردانند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٤ امرداد ۱۳۸٩ | ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.