ماه رمضان امسال بود که به یک آگهی جالب برخوردم و بالاخره امروز فرصت اسکن آن فراهم شد.

جالب از چند بابت:

  • شعر شاهنامه فردوسی در ابتدای آگهی، که من خیلی تلاش کردم تا ارتباطی بین آن و مضمون آگهی تبلیغاتی بیابم. البته پیام شعر برای مشتریان این موسسه بسیار شیواست و آن اینکه در هنگام دادن پول، در حین لبخند زدن به راننده کلی لذت ببرند و کلاً‌ غم مال دنیا را به هیچ عنوان نخورند.
  • اما نکته قرمز رنگ این آگهی در هزینه کولر رایگان است. بنده خداها حق دارند، خیلی از آژانس‌ها شیشه اتومبیل را پایین می‌آورند و بابت آن از مسافران پول می‌گیرند(حالا بماند که هوای تهران سرشار از سرب است و به قولی، مفتش هم گران است)، ولی این دوستان منصف کولر اتومبیل‌شان را روشن می‌کنند بدون آنکه یک ریال پول اضافی بگیرند. من مانده‌ام که این عزیزان باید به چه شکل دیگری، احترام به مشتری را اثبات کنند.
  • در پایان صفحه، بازهم تاکید بر اینکه ما مبلغ اضافی برای کولر اتومبیل نمی‌گیریم، حتی از شما مسافر عزیزی که می‌دانید هزینه روشن شدن کولر، چقدر گران است و اصلاْ چه معنی دارد که در درون خودروها کولر کار می‌گذارند، مگر همان حالت شیشه‌های پایین چه اشکالی دارد؟

انصافاً من که دیگر شرمنده این همه مشتری مداری و عزت نفس این موسسه نازنین شده‌ام. سودشان در همین کولر بود که آنهم مفت و مجانی در اختیار من و شما گذاشته اند و در یک کلام END مردانگی و معرفتند.

امیدوارم مالکان این موسسه از خطای نگارنده، بابت پوشاندن اسم آژانس‌شان درگذرند، چرا که تبلیغ برای آنان افتخاری بس سترگ، برای هر ذهن روشنیست.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , لطافت طبع


تاريخ : ٢٢ مهر ۱۳۸٩ | ٧:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.