در اخبارهای متعدد صحبت از تعطیلی کارگاه‌ها و کارخانه‌ها به دلیل قطعی برق و خاموشی‌های مکرر و زیان‌های میلیونی به تبع آن است.

در تاریکی خیابان‌ها و گذر‌ها نگاه مغازه‌دارها بخصوص سوپرمارکت‌ها، بستنی فروش‌ها، پروتئینی‌ها و ... صحبت از درد دل‌ها و نگرانی‌های متعدد این خاموشی‌هاست.

همه این اتفاقات در فصل گرم تابستان پس از رقم زدن دو روز تعطیلی و وارد آمدن ضربات اساسی بر پیکره اقتصادی مملکت، همه را بر آن داشته تا تلنگری در خصوص خطر بحران انرژی و کمبود آن را بر خود وارد آورند، مقوله‌ای که از دیر باز به شکل شعارهای گوناگون از آن صحبت شده لیکن هرگز فرصت آن را نیافته‌ایم تا به آنها جامه عمل بپوشانیم.

در کنار تمامی این مشکلات کمبود برق، شاهد رفتار جامعه‌ای هستیم که به بهانه هر مناسبتی تمامی معابر را با چراغانی‌های مملو از لامپهای پرمصرف می‌آرایند و اندک توجهی به فردا روز خود و نسل آینده ندارند.

همان جامعه‌ای که نالان و رنجور از ناملایمات و کمبودهای منابع، در لحظات وفور نعمت آنچنان اصراف پیشه می‌سازد، که گویی نه برای خود آینده‌ای می‌بیند و نه برای نسل پس از خود.

این پرسش در مورد تمامی منابع انرژی در اختیار ما صادق است، که براستی کارکردهای این همه شعار در ارتباط با صرفه‌جویی و پرهیز از مصرف بی‌رویه منابع چه بوده است؟

ریشه این دوگانگی‌های فرهنگی در چیست که در باور، همه از اصراف بیزار و طالب صرفه جویی در مصارف هستیم ولی در عمل کوچکترین توجهی به باورهایمان نداریم؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مدیریت منابع انسانی , روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٦ تیر ۱۳۸٩ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.