یکی از دوستان آتش نشان تعریف می‌کرد:

ساعت 2 نیمه شب با مرکز ما تماس گرفتند و یک مورد گیر کردن دست داخل دستگاه تراش را گزارش کردند.

با عجله و نگرانی از حادثه‌ای دلخراش، به همراه گروه نجات عازم شدیم و با تصور اینکه عضو قطع شده آنهم به شکل فجیعی را نظاره خواهیم کرد،‌ در تلاش بودیم تا به لحاظ روانی به آمادگی لازم برسیم. با هر اضطرابی که بود بالاخره به محل رسیدیم. در آن ساعت از شب انتظار مواجه با کارگاهی را داشتیم که احتملاً کارگر شیفت شب، در آن مشغول به کار است،‌ اما در کمال تعجب دیدیم که مکان مسکونی است.

با سئوالات فراوان در ذهن و آمادگی کامل برای مواجهه با شرایطی سخت، وارد آپارتمان شدیم. و در کمال تعجب دیدیم که:

دختر خانمی 14- 15 ساله،‌ ناخنش در مداد تراش گیر کرده و مادر مهربانش که در سنوات گذشته شاهد رشد و بالندگی ناخن دختر مامانیش، شده از بیم شکستن ناخن، با 125 تماس گرفته است و اعلام کرده بود "دست فردی در دستگاه تراش گیر افتاده است."

اما در کنار این واقعیت فکاهی، همان دوست خبر از آمار عجیب 12000 الی 13000 تماس با 125 در تهران داد، که تنها 260 مورد تماس در خصوص حادثه یا حریق واقعی است و بقیه مزاحمت‌های عمدی یا سهوی شهروندان است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , لطافت طبع


تاريخ : ٥ مهر ۱۳۸٩ | ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.