نمی‌توان ساده از فلسفه و ماهیت کنفرانس‌ها و همایش‌های تخصصی و سطح کیفی آن‌ها گذشت، بویژه جاهایی که مخاطب تقریبا به هیچ انگاشته می‌شود. دغدغه‌ی همیشگی این گونه کنفرانس‌ها، برآنم داشت تا دست به قلم شوم.

............................................................................................................................................................

سالن بزرگ، مخاطبان منتظر، اسلایدهای تا لحظه آخر در حال آماده‌سازی، میکروفن تنظیم نشده و سخنران مضطربی که هنوز فرصت کافی برای مرور آنچه را که می‎خواهد بگوید نیافته! گویی به واسطه نام و نشانی که به هر دلیلی پیدا کرده، باید نُقل هر محفلی باشد و در هر کنفرانس و همایشی از حمل و نقل بگیر تا هوافضا، باید جایی برای ایشان خالی کرد و استاد بزرگوار نیز در کمال عطوفت و صرفا با نیت نشر دانش، به هیج کدام از این درخواست ها پاسخ ردی نمی‌دهد!

مخاطب منتظر نیز با بوق و کرنایی که از قبل، برای ورود سخنران مهیا شده هنوز مبهوت عظمت و متحیر این همه قابلیت و توانمندی است. شروع با تاخیر هم که مزه کنفرانس است و نمی توان به آن خرده گرفت. بالاخره چشم‌ها به جمال استاد روشن می‌شود، اما سخنرانی عنوانی دارد بسیار گنگ و مبهم! البته شاید برای مخاطب صقیل است که بتواند به سادگی درک کند وگرنه ایشان در کارشان بسیار خبره و آزموده هستند. به هرحال ارائه پیش می‌رود و استاد در هر اسلاید برمی‌گردد و دل سیری اسلاید‌ها را نظاره می‌کند تا یادش بیاید برای بیان چه مطلبی اینجاست و شروع به روخوانی می‌کند. جاهایی هم وجود دارد که بالاخره باید سر از وادی‌های فضل استاد در علوم مختلف درآورد و ایشان گریزی به مباحثی می‌زند که سنخیتی با موضوع ارائه ندارد، اما بهرحال مخاطب نباید فکر کند که ایشان دستپاچه‌ی عدم هماهنگی و آماده‌سازی خود شده‌اند، شاید دل‌شان به رحم آمده و دهانه قطره چکان دانش‌شان را اندکی گشادتر کرده‌اند.

زمان دارد به سرعت طی می‌شود و سخنران از برنامه عقب است! کسی خم به ابرو نمی‌آورد. آخر ایشان برای خودش اسم و رسمی دارد و لابد در طولانی شدن وقت‌ ارائه‌شان حکمتی است! چقدر اسلاید دارد این استاد؟ آدم حیفش می‌آید و دلش می‌سوزد که چگونه می‌تواند محتوای یک روز را در نیم ساعت ارائه دهد؟ تقصیر سخنران که نیست لابد مسئولین برگزاری به وی گفته‌اند که شما کارگاه یک روزه دارید و ایشان نمی‌دانسته که قرار است در یکی از بخش‌های کنفرانس تخصصی، آن‌هم نیم ساعت سخنرانی کند! بیچاره سخنران بعدی چقدر تحت فشار زمان از دست رفته خواهد شد؟

البته که این‌ها مهم نیست و نگرانی از این است که مخاطب هنوز نتوانسته بین آن عنوان پرطمطراق و ارائه‌ای که نظاره‌گرش است ارتباطی پیدا کند. بالاخره استاد خسته از ارائه کسالت بار و طولانی تصمیم به اتمام سخنرانی می‌گیرند، شاید هم عجله دارند و در کنفرانس یا همایش دیگری دعوت شده‌اند.

حالا مخاطب مانده است و اینکه الان کجاست؟ به چه دارد گوش می‌دهد و چرا؟ تکلیف آن هزینه ثبت نام کنفرانس تخصص‌اش چه می‌شود؟

همه اینها بماند تا کنفرانس سال بعد یا همایش پربار دیگر و اصلا کسی چه می‌داند، شاید مخاطب درست متوجه اهمیت بحث و آوازه استاد و دنیای دانش ایشان نشده است!

منبع: مجله مدیریت منابع انسانی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢٥ آبان ۱۳٩٥ | ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.