نوروز بمانید که ایّام شمایید!
آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
ایّام ز دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید!

پیرایه یغمایى

 

از با شما بودن است که روز نو مى شود و از این رو همه ى سال براى من نوروز است، نو شدن هاى هر روزتان مبارک.
آرزو مى کنم سالى در انتظارتان باشد مملو از تغییرات مثبت و سازنده، سالى نیکو و پر از خنده هاى گاه و بى گاه، سرشار از آرامش و سراسر امید و انگیزه، براى رسیدن به هر آنچه که در باورتان جا خوش کرده و در پى آنید. ایام به کام...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , هنر , از دیگران , لطافت طبع


تاريخ : ٢٩ اسفند ۱۳٩٤ | ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.