بسیارى از مدیران با تناقض‌هاى هر روزه بین انتظار و آنچه در عمل حاصل می‌شود مواجه اند، اما مشکل اینجاست بدون پشتوانه شناخت چرایى این رخداد، مدام بر سر نحوه رسیدن به خواسته‌هایشان با همان معیارهاى ذهنى که به آن عادت کرده‌اند، اصرار مى‌ورزند. در این حالت به جاى بهبود امور، متاسفانه در بیشتر مواقع سرخوردگى و تنش‌هاى محیط، کار گریبان‌گیر چنین مدیرانی مى‌شود.

آنچه بوضوح در مباحث منابع انسانى قابل مشاهده است، این موضوع است که افراد با انگیزه‌ها و قابلیت هاى متفاوتى مشاغل را در دست مى‌گیرند. از همین رو به عنوان مافوق، نباید انتظار داشته باشید همه افراد استانداردهاى مد نظر شما را، با همان اشتیاق و توانمندى که در شما وجود دارد، در عمل پیاده کنند. براى کاستن از این شکاف بهتر است مسیرهاى واقع بینانه توسعه آنان از یک سو و تغییر پارادایم‌هاى ذهنى خود را از سوی دیگر در پیش بگیرید. با اینکار ضمن شناخت بیشتر از روحیات و نیازهای کارکنان، می‌توان قابلیت‌های انعطاف‌پذیری را در خود تقویت کرد و زمینه‌های رهبری نیروی کار را جایگزین مدیریت صرف آنان نمود. این مهم زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که صحبت از ورود نیروهای دانشگر، یا به تعبیری نسل جدید نیروی کار با نیازها و خواسته‌های کاملا متفاوت به میان آمده است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢۱ بهمن ۱۳٩٤ | ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.