در کره جنوبی اتفاق بسیار تلخ و ناگواری رخ داد که تا امروز نیز پس‌لرزه‌هایش ادامه دارد و هر روز دامنه بیشتری می‌یابد. کشتی مسافربری سیوول که ۴٧۶ مسافر داشت روز ١۶ آوریل در حالی غرق شد که اکثر مسافران آن دانش‌آموزان و معلمانی بودند که قصد رفتن به یک اردوی تفریحی را داشتند. در ساعات اولیه تلاش برای نجات مسافران بود که به دستور دادستانی کره جنوبی ناخدای کشتی با حدود 15 نفر از همراهانش که مسئولیت حفظ و هدایت کشتی و مسافران آن بودند دستگیر شدند. تنها اندکی پس از آن، معاون یکی از مدارسی که دانش‌آموزان آن مسافر کشتی بودند در اقدامی جسورانه به دلیل اینکه خود را در قبال نجات سایرین مسئول می‌دید با حلق‌آویز شدن به زندگی خود پایان داد. در حالی که تلاش‌ها برای کشف اجساد جانباختگان ادامه داشت، دیروز خبری منتشر شد که حکایت از استعفای نخست وزیر کره جنوبی و عذرخواهی وی از مردم کشورش داشت. استعفایی که کناره‌گیری از مقام را نیز موکول به اتمام کار و سرو سامان دادن وضعیت موجود کشتی، کشف اجساد و رسیدگی به بازماندگان می‌کرد.

اما آنچه در اخبار به کرات از آن سخن گفته شد، اهمال و بی‌تدبیری ناخدای کشتی در تفویض اختیار به افسر سوم جهت هدایت کشتی است، آن هم در شرایطی که وی تجربه لازم را برای هدایت کشتی در آب‌های متلاطم نداشت.

از این فاجعه غم‌انگیز درس‌های بی‌شماری می‌توان گرفت، بخصوص بخشی از آن را که می‌توان با شرایط سازمان به‌سان یک کشتی شبیه‌سازی کرد. اگر بنا را بر اهمیت سرمایه‌های انسانی در سازمان به عنوان مهمترین رکن تعالی و پیشرفت آن در عرصه‌های مختلف قلمداد کنیم، بی‌گمان دلسردی، بی‌انگیزگی، افسردگی، کاهش بهره‌وری و در نهایت خروج نیروهای توانمند سازمان، همچون مرگ می‌نمایاند و در درازمدت موجبات غرق و دور ماندن از عرصه رقابت را فراهم می‌سازد. اگر ناخدای سازمان، سکان کشتی‌ هدایت و توسعه نیروی انسانی‌اش را به سکانداری نالایق و ناکارآمد تفویض کند، در درازمدت شاهد فروپاشی و غرق شدن نیروهای مستعد و توانمند خود خواهد بود که به نوعی یا دیگر از سر دلسردی و بی‌تفاوتی نقشی در پیشبرد اهداف و خلق فرصت‌ها برای سازمان ایفا نخواهند کرد و یا اینکه از سر ناچاری و به دلیل سیاست‌های غلط سکاندار در هدایت کشتی، مجبور به ترک عرشه آن می‌شوند. توجه به این وضعیت زمانی اهمیت پیدا می‌کند که با عنایت به شرایط متلاطم و تغییرات سریع در عرصه کسب و کار، تجربه و توانمندی نگرشی و مَنشی سکاندار بیش از هر زمانی اهمیت می‌یابد.

آنچه در این میان حائز ارزش است، مسئولیت‌پذیری و وجدان ناخدا در چنین موقعیت‌های سخت و دشواری است که باید نسبت به ویرانی و آثار سوء به جا مانده از بی‌تدبیری‌ و تفویض نامناسب اختیار به دیگری پاسخگو باشد و زمینه‌های دلجویی، اطمینان و آسایش بازماندگان را فراهم سازددر واقع اینکه وی چگونه در قبال بی‌مسئولیتی و ناشیانه عمل کردن سکاندارش جدی برخورد کند و وی را بابت تاوان و آسیب وارده به سازمان و سرمایه‌های انسانی آن بازخواست می‌کند.

متاسفانه در سازمان‌های زیادی اینگونه اتفاقات رخ می‌دهد و در شرایطی که می‌توان با بهره‌گیری از دانش و تخصص افراد کارآمد، کشتی سازمان را به سلامت از دل بحران‌ها عبور داد، عده‌ای به واسطه روابط و دلایل مختلف، از راه می‌رسند و سکان را به دست می‌گیرند و هر روز تعداد بیشتری را غرق ناکارآمدی و سهل‌انگاری خود می‌کنند و اگر مدیر ارشد سازمان نیز هوشیارانه در قبال این موضوع، واکنش نشان ندهد، دیرزمانی نمی‌گذرد که دیگر نیروی علاقه‌مند، متعهد، توانمند و خودانگیخته‌ای را در عرشه کشتی و همراه خود نمی‌یابد.

روی سخن با سکاندارانی است که عمدتاً با قرارگیری در واحدهای منابع‌انسانی، علیرغم عدم بهره‌مندی از قابلیت و توانمندی لازم برای این کار خطیر و پرمسئولیت، شهامت می‌یابند که قلب تپنده سازمان را بدست گیرند. این افراد چگونه با بی‌تفاوتی محض می‌توانند شاهد نیل فوج فوج نیروهای توانمند و باانگیزه خود از سازمان باشند و یک لحظه تلنگری به خود نزنند و در مقابل آیینه عملکرد خود نایستند که شاید، دلیل این گریز ناکارآمدی آنهاست. شاید اگر شناخت و توانایی لازم را برای فراهم کردن بسترهای توسعه، تعهد و نگهداشت نیروی‌انسانی داشتند، این همه زیان را به سازمان تحمیل نمی‌کردند و تبعات عملکرد آنان، ویرانی آمال و آرزوهای خیلی‌ها را در پی‌نداشت.

لحظه‌ای درنگ کنید، سکان این کشتی را به هر تقدیر بدست شما سپرده‌اند، میزان آمادگی‌تان را برای این مهم محک بزنید، دلواپس کشتی و مسافران آن باشید، کاری نکنید که عذاب وجدان توام با ناله و نفرین بازماندگان سراغتان بیاید...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.