واژه ها جنس عجیبی دارند...

گاه همچون پرکاهی سبکبال می‌آیند و بر ضمیر انسان می‌نشینند و به ناگاه ره به قلم می‌سپارند.

گاه قدم‌شان سنگین است و بر دل انسان نقش می‌بندند و تا سال‌ها فراموش نمی‌شوند.

گاه درس بزرگی هستند و مسیر زندگی بسیاری را دگرگون می‌کنند.

گاه مخوف‌اند و از بیم آنچه در پی‌شان می‌آید، در قفس فکر می‌مانند و ره به بیرون نمی‌یابند.

گاه ساده و بی آلایش‌اند و بی آنکه از مسیر مشخصی بگذرند، ناگهان عیان می‌شوند.

گاه بر زبان نمی‌آیند و در نگاهی، لبخندی یا اشکی متبلور می‌شوند.

گاه خیل چشم به راهی دارند و با آمدن‌شان ملتی را خوشبخت یا که دودمان‌شان را بر باد می‌دهند.

گاه سراپا نفرت‌اند و در آمدن و نیامدن‌شان، تردیدهای زیادی است.

گاه عاجز و لرزان‌اند و اراده و کفایتی برای آمدن و ماندن و روان شدن ندارند.

گاه...

اما هر چه هستند، سراسر هستی از آنان آکنده است و بی‌واژه، زیستن را نشاید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٢ امرداد ۱۳٩٢ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.