دیریست جسم و اندیشه را سراسر در تلاش برای توسعه و بسط انسان مداری سازمان‌ها به خدمت گرفته‌ام و در تقلا برای مجاب کردن سایرین، به معنا و غنای راستین این مخلوق پرارزش، سختی‌ها کشیده‌ام. اما پی برده‌ام که هر چند تغییر در فکر و باورشان به شدت لاک‌پشتی و تدریجی است، هر از گاهی حرفی، عملی و همراهی از سوی آنان دلگرم‌تر و امیدوارترم می‌کند.

چندی پیش در جلسه‌ای، دوستی به غایت باینری و مطلق‌نگر که مدام دم از هزینه سربار و کنترل آن به شیوه‌هایی انسان‌‌ندار می‌زد، رو به سوی من از اهمیت توجه به سرمایه انسانی سخن می‌گفت و اینکه دیگر به مانند قبل ماشین‌آلات و تکنولوژی به تنهایی نمی‌توانند عامل و سبب موفقیت سازمان‌ها شوند و آن نیروی انسانی است که سرمایه اصلی و مزیت رقابتی به شمار می‌آید...

فارغ از باورش به حرفی که می‌زد، گوشه چشمی از سر تعجب و تبسمی از سر تایید، نثارش کردم، اما به یکباره در همان ‌زمان تمامی ممانعت‌ها و سنگ‌اندازی‌هایش در مسیر توجه به انسان‌ها از خاطرم گذشت.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ۳:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.