نداشتن تفکر و نگرش انسان‌محور، چالش اصلی حوزه‌های مدیریت درکشور است که در هر جایی ریشه دوانیده و عامل اصلی بسیاری از مشکلات و ناهنجاری‌هاست. اوج این گرفتاری زمانی است که فارغ از دیدن جوانب و ابعاد مختلف کار با انسان‌ها، مدیران چاره را در صدور بی رویه‌ی دستورات و بخشنامه ها می‌بینند و سازمان‌ها بیشتر از تعامل با انسان‌ها سرباز می‌زنند. برای ماها که در این وادی پرفراز و نشیب امرار معاش و با تمام وجود تلاش می کنیم، جدای از مشغله ها و چانه‌زنی‌های معمول برای تغییر این تفکر انسان‌گریز و راغب کردن سازمان‌ها در نگاه به سرمایه انسانی به عنوان مزیت رقابتی، متغییرهای محیطی نیز هر روز مانع و چالش جدیدی را رقم می‌زنند.

تصور کنید در سازمانی از انواع و اقسام شیوه‌های انگیزشی و مکانیزم‌های کاهش استرس و فشار در محیط کار بهره بگیریم، اما با خبر گرانی قریب‌الوقوع روغن، پرسنل با استرس و فشار عصبی ناشی از آن، روانه مغازه‌ها و فروشگاه‌ها شوند تا شاید هنوز روغنی با قیمت گذشته گیرشان بیاید! یا هر چه در خصوص اشل حقوق و دستمزد و تغییرات رقابتی آن مانور دهیم اما باز هم اندر خم یک کوچه تورم بمانیم و هر اندازه حقوقی، کفایت اندک خرج این روزها را ندهد!

همه این واقعیت‌ها که هر روز مانع از اثربخشی کارکردهای منابع انسانی در حوزه‌های مختلف می‌شود را بگذاریم در کنار آن مورد اول که اقناع مدیران در سازمان‌ها و صنایع مختلف، برای باور به نیروی انسانی و توجه و اهتمام به آن‌ها چقدر سخت و دشوار است.

خداوند به همه ما صبر عنایت فرماید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٩:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.