نمی‌دانم گذرتان به داروخانه 13 آبان (هلال احمر) و طرفه (شهید عابدینی) افتاده است یا نه؟ نمی‌دانم در صف داروهای چند صد هزار تومانی که تازه منتظر تایید نسخه مانده‌اند، حیران شده‌اید یا نه؟ نمی‌دانم لحظه فروریختن دیوار بلند اعتماد به نفس پدری که برای خرید داروی پسرش، از دستگاه کارت‌خوان استفاده می‌کند را دیده‌اید یا نه؟ التماس‌های فردی مریض، برای دوز مناسب و اینکه دارویش ایرانی نباشد، چون از آن جواب نمی‌گیرد را می‌توانید تجسم کنید یا نه؟ نگرانی و اضطراب یک انسان برای رساندن دارو به بیمار خاص‌اش، با روح و روانتان بازی کرده‌است یا نه؟ همه این لحظات تلخ و بیشتر از آن، تجربه حضور تنها چند ساعت در چنین فضایی است که امیدوارم کسی گرفتار بودن در آن نشود.

نمی‌دانم چه کلامی می‌تواند درجه‌ای از همدردی و همدلی با این قشر گرفتار تامین دارو را وصف کند اما براستی اگر می‌خواهید کشمکش پوچی و عظمت انسان را به نظاره بنشینید، سری به این دو جا بزنید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۸ اسفند ۱۳٩۱ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.