شاید بارها شعر زیبایی را که منسوب به امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین (یا همان ابن یمین) شنیده‌اید و در بسیاری از محافل و جلسات از آن بهره‌ جسته‌اید:

آن کس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند

آگاه نمایید که بس خفته نماند

 آن کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

 آن کس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

آنچه این اواخر برایم جلب توجه کرد، شباهت عجیب این شعر (که در سده هشتم هجری سروده شده است)، با مدلی تحت عنوان "مدل چهار مرحله یادگیری هر مهارت جدید" است که سال‌ها بعد در 1970 نوئل بارچ بسط یافت. این مدل بعدها در بسیاری از منابع علمی، به آبراهام مازلو منسوب شد.

برای تببین موضوع، می‌توان هر یک از مراحل مدل را به بخشی از این شعر زیبا نسبت داد:

 

مرحله اول همان جهل مرکب است که در آن فردی ناشایست، نا آگاه و متوهم در این وادی طی طریق می‌کند و بعید نیست که علیرغم نبود شرایط، تصدی مشاغلی پرطمطراق را یدک بکشد و با خود اینگونه اندیشه کند که علامه دهر است و بی‌ کم و کاست، آسیب بودن و کار کردن در کنار چنین افرادی بر همه آشکار است.

آن کس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند

مرحله دوم حاوی آگاهی و شناخت از ناتوانی‌ها است و فرد باید برای رفع آن، با اشراف به آن‌ها همت گماشته و چاره‌ای بیاندیشد:

آن کس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به منزل برساند

در سومین مرحله است که شایستگی‌های فرد و اشراف بر آن‌ها، توامان باعث تعالی و پیشرفت وی می‌شوند:

آن کس که بداند و بداند که بداند

اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

مرحله چهارم خواب غفلت است و بلایی است که شمار زیادی از افراد در موقعیت‌ها و شرایط مختلف کار و زندگی، با آن دست به گریبان‌اند و در سازمان‌ها این مهم تا حدود زیادی بر عهده ماست (جمع منابع انسانی) که با اتخاذ تدابیری به منظور شناسایی و تشخیص شایستگی کارکنان، از طریق مکانیزم‌های مختلف آنان را به شناخت قابلیت‌هایشان رهنمون سازیم:

آن کس که بداند و نداند که بداند

آگاه نمایید که بس خفته نماند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , هنر


تاريخ : ٩ بهمن ۱۳٩۱ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.