اگر قبلا مرسوم شده بود که تنها در محیط‌های پراسترس کاری، سالن‌های غذاخوری، فضاهای عمومی، سالن‌های ترانزیت فرودگاه و راه‌آهن، طنین موسیقی به گوش می‌رسید، امروزه با پرتابل شدن تکنولوژی، در هر گوشه‌ای و با هر سن و سالی نظاره گر مردمانی هستیم که هدفون در گوش، در جستجوی اندکی آسایش‌اند. طبیعی‌است که در میان فشارها و استرس‌های روحی و روانی (که این روزها بخش اعظم آن، ناشی از شرایط بد اقتصادی است)، آلودگی‌های صوتی کلان‌شهرها (بخصوص تهران)، دغدغه طی کردن مسیرهای طولانی و ... این گزینه بتواند اندکی از مشکلات کاسته و آرامشی مقطعی برای مردم فراهم کند.

در این میان نظاره دو طیف، برایم بیش از سایرین برایم جلب توجه می‌کند. انسان‌های پیر و فرسوده که این اواخر به جمع هدفون به گوشان اضافه شده‌اند و ساعاتی از روز را در اتوبوس، مترو، تاکسی و ... به موسیقی گوش جان سپرده‌اند. اگر فرصت فراهم شود و بتوان اندکی به رخساره خسته‌شان خیره شد، اثر آهنگ‌هایی که نمی‌دانی چیست، بر رخساره‌شان کاملا مشهود است و با هر ملودی، عضلات چهره‌شان به انقباض و انبساط درمی‌آید. آنچه پیداست تم ملودی اینگونه مخاطبان، آرام و دلنشین است و گاها تبسم شیرینی را بواسطه تجدید خاطرات بر لبانشان می‌نشاند.

طیف دیگر مخاطبان این موج نوین، جوانانی هستند که ظاهرا علاقه‌ای به آهنگ‌های آرام و یکنواخت ندارند که این موضوع را می‌توان از صدای زیاد موسیقی‌شان که گاها به اطراف آنان نیز سرایت می‌کند متوجه شد. حرکت‌های ریز! سر و گردن و پا نیز، هر چند به سختی قابل تشخیص است، از نشانه‌های جنس موسیقی آنان است. هر چه هست با آن دلخوشند و در فکر رویاهایشان غرق گشته‌اند.

اگر بتوان توصیه‌ای از جنس منابع انسانی به این نوشته کوتاه افزود، ضرورت‌های کارکردی فراهم شدن آرامش از طریق موسیقی است. کسانی که در ابتدای روز و در ساعات پر مشغله آن، به شنیدن موسیقی دلخواه‌شان می‌پردازند، کمتر از سایرین مستعد حرکت‌های پرخاشگرانه و عصبی هستند و چه بسا با آرامش بیشتر، منبع الهام محیط‌های کاری خود شوند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٤ بهمن ۱۳٩۱ | ٩:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.