امروز سالروز درگذشت کمدین بزرگ تاریخ سینما چارلی چاپلین (١۶ آوریل ١٨٨٩ – ٢۵ دسامبر ١٩٧٧) است که با فیلم‌های فوق‌العاده‌اش آثار جاودانه‌ای را در ژانر کمدی خلق کرد. اما شاید در این میان، فیلم عصر جدید رویکردی متفاوت‌تر از بقیه داشت و با به چالش کشیدن دنیای مدرن و صنعتی، در پی واکاوی واقعیت‌های تلخ ورود به این عصر برآمد که اثرات و پیامدهای تلخ آن تا به امروز، انسان را در اسارت خود محبوس ساخته است.

فیلم به بیان زندگی صنعتی و سراسر تکراری مردمی می‌پردازد که همچون پیچ و مهره ماشین‌های دست‌ساز خود، گرفتار یکنواختی و انجام فعالیت‌های روزمره و بدون تعقل می‌شوند و در این سرگشتگی، به مرور از ذات و جوهره انسانی خود فاصله می‌گیرند. این مسئله آنقدر هراس چاپلین را در پی داشت که برای گریز از آن همواره به لبخندی سرشار از رضایت روی می‌آورد و علیرغم گرفتار شدن در لابه‌لای چرخ‌دنده‌های ماشین‌آلات غول‌پیکر فیلم، همیشه در تلاش برای انتقال عشق و محبت به مخاطبانش بود.

بر خلاف تصور و باور عامیانه‌ای که از این شخصیت بزرگ سینما وجود دارد، او نیز به مانند اکثر افرادی که می‌خواهند دین و رسالت خود در این اندک زمان عمر را به ادا کنند، دل پرخونی داشت و در بیان ساده‌لوحی و کج‌فهمی مخاطبانش نقل قولی به غایت تلخ دارد:

"افسوس هر چه سعی کردم مردم بفهمند، فقط خندیدند..."

براستی که به قول استاد مرحوم مجتبی کاشانی، کاش خشکسالی نصیب مردم نمی‌شد و در این عصر صنعتی انسان بودن و ماندن رنگ نمی‌باخت و انسان‌هایی اینچنین، می‌توانستند پیام‌شان را به مخاطبانی سرشار از درک واژه‌ها منتقل کنند. مخاطبانی که اگر اینگونه بودند، خود در پی بکارگیری اندیشه برآمده و سرنوشت بهتری را برای این عصر رقم می‌زدند.

 

بخشی از شعر استاد مجتبی کاشانی:

از میان کبود آهن و دود

می‌فرستم به اهل عشق درود

و به هر کس که اهل آزادی است

اهل شورآفرینی و شادی است

و به هرکس که شعر می‌خواند

شعر را شهر عشق می‌داند

حیف شد عاشقی ولی گم شد

خشکسالی نصیب مردم شد

باز باید به فکر عشق افتاد

هدیه شعر را به مردم داد

...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: هنر , روز نوشت‌ها


تاريخ : ٥ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.