روز تلخ دانش آموزان این دیار تمامی ندارد. ۱۳ آذر سال ۸۵ هنوز از خاطر ایرانیان محو نشده است، روزی که دانش آموزان روستای درودزن فارس طعمه حریق شدند و ۵ دختر و ۲ پسر برای نیم ساعت در میان شعله‌های آتش گرفتار شدند و در این سالها بارها زیر تیغ جراحان رفتند. پس از آن بوده که سیل وعده‌ها در خصوص تجهیز مدارس، جمع‌آوری چراغ‌ها و بخاری‌های نفتی مدارس و نوسازی کلاس‌های درس و تامین بودجه‌های لازم از سوی مسئولان روانه خبرگزاری‌ها شد و با اندک اعتمادی مکه به این صحبت‌ها بود امید می‌رفت که دیگر تلخی‌هایی از این دست برای هموطنانمان پیش نیاید تا اینکه دور روز پس از سالگرد این فاجعه، دیروز مدرسه شین‌آباد در پیرانشهر، طعمه حریق شد و 33 نفر از دخترکان معصوم این کلاس در میان شعله‌ها، لحظات جانکاهی را تجربه کردند و بدون شک، همچون همدردان خود در درودزن، تا واپسین روزهای حیات، تلخی چنین روزی را از یاد نخواهند برد.

عکس‌ها و تصاویر این واقعه به قدری تلخ و تکان دهنده است که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آن گذشت، کاری که مسئولان به سادگی و بارها در حوادثی اینچنین انجام داده‌ و هزار وعده‌شان ثمره‌ای جز تکرار این حوادث در پی نداشته است. ناگوارتر آن است که در این مدرسه بر اساس گفته‌های دانش اموزان کپسول آتش نشانی خالی بوده و راه گریز به دلیل نرده‌های مستحکم پنجره‌ها، بر رویشان مسدود.

نمی‌دانم بی‌تفاوتی‌ها بواسطه تصدلی صندلی‌هایی سست و بی‌بنیان، تا به کی استمرار دارد و تنها امیدوارم روزی جان‌های بی‌مایه آدم‌ها در این دیار، ارزش یابد و شاهد چنین رویدادهایی نباشیم و در آخر هم چند ایکاش به رسم واژه‌های متداول جامعه ما:

  • کاش این کلاس کم‌جمعیت تر بود. (از 36 نفر دانش‌آموز کلاس در آنروز یک نفر غایب و دو نفر در حیاط مدرسه بوده‌اند.)
  • کاش به قول وزیر آموزش و پرورش هیچ کلاسی نداشتیم که از بخاری نفتی استفاده کند.
  • کاش تنها کپسول آتش‌نشانی مدرسه شارژ شده بود.
  • کاش ولخرجی‌های کشور سر از نوسازی و تجهیز مدارس و بهبود سیستم‌های گرمایشی درمی‌آورد تا ...
  • کاش از بیم سرقت وسایل کلاس، آن همه نرده به پنجره‌های کلاس نمی‌زدند و می‌شد از آن خارج شد.
  • کاش معلم و مستخدم مدرسه، کلاس‌های کمک‌های اولیه یا لااقل اطفای حریق را گذرانده بودند.
  • کاش هوای آنروز پیرانشهر هم آلوده بود و بچه‌ها در خانه‌هایشان می‌ماندند چرا که مهر والدین‌شان مانع از قصور مسئولان می‌شد.
  • کاش جنس نیمکت‌های کلاس چوب نبود و آنقدر مشتعل نمی‌شد.
  • کاش ...

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٦ آذر ۱۳٩۱ | ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.