وارونگی‌ پدیده‌های متعدد این ایام، وارونگی هوا را برایم اندکی آسان‌تر کرده، تعلیق و سرگردانی آدم‌های این عصر، مجال فکر کردن به ذرات معلق کوچک‌تر از  2.5 میکرون را نمی‌دهد. فکرش را که می‌کنم مگر در این ایام چیزی هم به جز شرافت و کرامت آدم‌ها در زمین، سیر نزولی داشته‌ که انتظار کاهش آلاینده‌ها را، آن‌هم در هوا بکشیم. هر چه هست، دیگر امیدم به این سرفه‌های مکرر و سوزش‌های بی‌امان چشم و حلق است، تا شاید فرصتی را پیشکش خلق کند که واژه‌هایی از جنس باد و باران و رحمت را، دیگر باره معنا کنند.

مگر فشارهای وارونه سبب شود، به جای تکیه بر ازدحام و همهمه‌های تهی در لابه‌لای ندیدن‌ها، به خلوت و سکوتی سرشار از بودن‌ها و دیدن‌ها روی بیاوریم. شخصی می‌گفت شاید "حقیقت" آخرین چیزی‌است که دوست داریم بشنویم، اما حقیقت این روزهای ما تنها خلاء هوای سالم و باران رحمت و بادهای سرکش نیست، مشکل فقدان اخلاق و منش انسان‌هاست. باور کنیم اگر به جای نثار دود و بوق و ناسزا، اندکی محبت و تبسم و انسانیت، در حق هم روا می‌داشتیم، دیگر به گریز از این شهر و دیار فکر نمی‌کردیم و برای نفس کشیدن در فضای آن، لحظه‌ها را با اشتیاقی افزون سپری می‌کردیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٤ آذر ۱۳٩۱ | ۸:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.