مطمئناً برای شما هم اتفاق افتاده که در موقعیت‌های مختلف با مرور اشیاء، عکس‌، کتاب و ... دچار حس نوستالژیکی می‌شوید و غرق در خاطرات گذشته، در اندیشه رویاهای آینده‌تان فرو می‌روید. این احساس توام با آرامش و اطمینان خاطر خاصی‌است که در بسیاری از مواقع، موجب تلنگرهایی اساسی شده و باعث می‌شود تا انسان سهم و نقش خود را در موفقیت‌ها و شکست‌های زندگی، بیشتر لمس کند و بر اساس آن برای آینده خود نقشه روشنی را ترسیم نماید. هرچند احتمال مقطعی بودن این نقشه‌ها زیاد است اما در بسیاری از موارد، به تداوم حرکت و پویایی انجامیده و اراده و پشتکار الهام شده از این لحظه‌ها، موجب موفقیت‌ها و دست‌آوردهای ارزشمندی برای آینده شده است.

در استعاره سازمان به مثابه انسان، می‌توان این تعابیر را برای سازمان نیز در نظر گرفت و از منظر نگارنده، بعضی از خلأهای امروز سازمان‌ها، ریشه در عدم ثبت و یادآوری دست‌آوردها و موفقیت‌های گذشته دارد. در این میان حلقه گم شده و حیاتی نپرداختن به دست‌آوردهای گذشته، کمرنگ تلقی شدن نقش و سهم نیروهای انسانی در کسب این موفقیت‌هاست.

اگر سازمان‌ها برای تثبیت و بازخوانی مجدد موفقیت‌های خود که مستلزم تلاش و فعالیت موثر نیروهایشان بوده است، گامی برمی‌داشتند و در این میان به طریقی از ارزش‌ها و نقش‌های آنان، تقدیری به عمل می‌آوردند، شاید تعهد و اشتیاق منابع انسانی برای حمایت از سازمان نیز به مراتب افزایش می‌یافت.

آنچه این روزها بسیار به گوش‌ می‌رسد، تلخکامی نیروهایی است که زمانی موثرترین نقش‌ها را در اعتلا و رشد سازمان خود داشته‌اند اما با تغییرات این روزهای سازمان‌ها، دیگر نقش و جایگاهی برای خود متصور نیستند و دچار بحران هویت شده‌اند. افرادی که اگر سازمان می‌توانست همه موفقیت‌هایش را به باد فراموشی نسپرد، به راحتی از یاد نمی‌رفتند و با مرور اندک خاطرات گذشته و تبلور نقش مجدد خود در موفقیت‌های آن روزها، به مراتب موثرتر ظاهر می‌شدند.

قدرشناسی در این ایام سخت، بیش از همیشه لازم به نظر می‌رسد و برنده بازی تلخ این روزها، سازمان‌هایی هستند که به راحتی در تندباد حوادث، ملوانان طوفان‌های گذشته را به دریا نمی‌ریزند، چرا که بادبان‌ها همیشه برافراشته نمی‌مانند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۸ آبان ۱۳٩۱ | ٤:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.