یکی از مهم‌ترین موضوعات بر سر راه فعالیت‌های گروهی، عدم تمرکز بر محتوای اصلی کار بواسطه درک متمایز و اهداف غیر همسو در میان اعضای گروه است. این مهم مانع از پدیدار شدن مشخصه‌های تیم شده ادامه کار را دشوار می‌سازد. اما چه مسئله‌ای گریبان گروه‌ها را می‌گیرد که ادامه مسیر را با نواختن سازهای مخالف، نظرات ناهمگون و عملکردهای نامطلوب، دشوار می‌سازد.

شاید کلید طلایی رفع این مشکل، رهایی افراد و اعضای گروه، از مشکلات و گرفتاری‌های شخصی‌شان است که بواسطه فراهم نشدن چنین زمینه‌ای افراد در تلاشند تا با رفع موانع و مشکلات خود و به حداکثر رساندن منافع مدنظرشان از حضور در این گروه‌ها، از رسیدن به هدف اصلی بازمانند.

برای رفع ابهام این مقوله، بد نیست به مثالی برگرفته از فیلم Act of Valor (عمل شجاعانه) بپردازم. در یکی از عملیات‌های سازمان سیا، قبل از عزیمت به ماموریت‌ اعضاء تیم که رفاقت و همگرایی زیادی نیز با هم دارند، در یک مراسم جمع شده و مسئول آنها جملاتی را بیان می‌کند که در نوع خود کم‌نظیر است. محتوای کلی این سخنان اینست که "اگر هر یک از اعضاء، مشکل مالی، بدهی معوق، اختلافی با همسر یا هر یک از اعضای خانواده و نگرانی‌هایی از ماموریت و ... دارد، مطرح کند تا با کمک همدیگر، بتوانیم با توان و امکاناتی که در اختیار داریم، قبل از رفتن این مشکل را رفع کرده و با فکر و روانی آسوده قدم در این مسیر بگذاریم. اگر در ادامه راه این مشکلات را با خود همراه کنیم از وظیفه خطیر و آرمان مشترک‌مان باز می‌مانیم."

شاید تعمیم این مسئله به فعالیت‌های گروهی و سازمانی تا حدی ساده‌انگارانه به نظر برسد ولی اگر نگاهی به جلسات مشترک در سازمان‌ها بیندازیم به سادگی متوجه می‌شویم که دلیل عمده خمیازه‌های طولانی، ارسال پیامک‌ها، بیرون رفتن‌های متعدد از جلسه، دفاع‌های بی منطق از مواضع شخصی، تسویه حساب با لایه‌های مختلف سازمان، عدم تمرکز و پر کشیدن فکر در وادی‌هایی عجیب و غریب، همه و همه نشان از وجود مشکلات و نگرانی‌هایی خارج از موضوع اصلی مورد بحث و هدف مورد انتظار دارد. در این جلسات هر چه بیشتر از تکنیک‌های اداره جلسه بهره‌ می‌گیریم، کمتر به سمت تحقق اهداف و انتظارات سازمان پیش می‌رویم و اگر خواسته‌ای هم محقق می‌شود در بسیاری از موارد با هدف اصلی و تعیین شده فاصله دارد. برای حل مشکلاتی از این دست، شاید استفاده از الگوی الهام گرفته از تیم عملیاتی سازمان سیا، بتواند راهگشا باشد.

یعنی در واقع با طرح مشکلات و گرفتاری‌های اعضای گروه و سعی بر رفع و حل آن‌ها (که البته با فرهنگ خاص ایرانی و مشکلات معیشتی متعددی که این روزها گریبان جامعه را گرفته است، تا حدی غیرممکن به نظر می‌رسد) بتوانیم گام‌های موثری در راستای تمرکز گروه برداریم و با دنبال کردن مستمر هدف، تیمی تشکیل دهیم که از پس نیازهای مشترک اعضاء و رسیدن به آرمان‌های مشخص شده برآید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت , هنر


تاريخ : ٢۳ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.