خوب همانگونه که قبلاً گفته بودم روز اول ماه سپتامبر را به هماهنگی قبلی و به دلیل علاقه به تجربه اندوزی در مورد سیستم‌های آموزشی، در یکی از قدیمی‌ترین و بهترین مدارس شهر مینسک در منطقه پارک چلوفسکایا گذراندم و سعی می‌کنم در ادامه مطلب شما همراهان عزیز را با بخش‌هایی از این بازدید همراه سازم.

 

شکولا یا همان مدرسه به زبان روسی حال و هوایی سرشار از عطر گل‌های در دست دانش آموزان و طراوت و تازگی لباس‌های نو آنان داشت. در ابتدای ورود به مدرسه آنچه بیش از همه برایم جلب توجه کرد معرفی دانش‌آموزان و اولیا به معلمانی بود که با روی باز آنها را پذیرا بودند و دانش‌آموزان هم به رسم قدرشناسی آغازین سال تحصیلی گل‌های خود را به معلمانشان تقدیم می‌کردند. روی تخته سیاه(سبز) تمامی کلاس‌ها هم به یک شکل و با یک متن مشخص بازگشایی مدرسه تبریک گفته شده و برای دانش‌آموزان آرزوی سپری کردن سالی موفق نوشته شده بود.

سپس در میزهای مشخصی در کلاس خود قرار می‌گرفتند که روی آن تمامی کتابهای مورد نیاز سال تحصیلی(تمام رنگی با صفحات گلاسه و طراحی فوق‌العاده صفحات و جلد ضخیم) به همراه دو فرم از اطلاعات درخواستی که باید توسط اولیا پر می‌شد قرار داشت. نکته جالب این فرم‌ها اطلاعاتی از همه ابعاد زندگی و تعلیم و تربیت دانش آموز بود همچون:

تعداد فرزندان خانواده و سن تحصیلات آن‌ها، تعداد اتاق‌های خواب منزل دانش آموزان، آیا میز تحریر و اتاق خواب مجزا برای دانش‌آموز در منزل وجود دارد، شغل پدر و مادر، وضعیت معیشتی و درآمدی، تحصیلات آن‌ها و یک سری سئوال در مورد ویژگی‌های رفتاری و اخلاقی دانش آموز، همچنین وقت ملاقاتی برای بازدید معلم از منزل دانش‌آموز و صحه گذاری اطلاعات، با اولیا هماهنگ شد. ناگفته نماند که تلفن والدین و معلمان نیز با یکدیگر رد و بدل می‌شود. 

در فاصله‌ای که اولیا مشغول تکمیل فرم‌ها بودند تمامی دانش‌آموزان دست در دست هم در صف‌های مشخص، به همراه معلم خود به سمت سالن تجمعات مدرسه رهنمون شدند و در آنجا پس از سرود ملی تعدادی از قطعات موسیقی و برنامه‌های دیگری را اجرا کردند.

در ادامه مجدداً والدین در کنار فرزندان خود در کلاس نشسته و به توضیحات کامل و مبسوط معلم در زمینه برنامه‌های آموزشی و مسیر سال تحصیلی گوش می‌دهند. در این میان تمامی اقلام آموزشی مورد نیاز برای کل سال، اعم از دفتر و خودکار(مداد در مدارس ابتدایی کاربردی ندارد و همه از خودکار استفاده می‌کنند!) وسایل کمک آموزشی، آبرنگ، گواش، دستمال کاغذی و توالت و ... از سوی معلم عنوان شده و والدین برای تهیه آن‌ها مشغول یادداشت برداری می‌شوند. همچنین برآورد هزینه کتاب‌های در اختیار نیز به آنان گفته شده و شماره‌ حسابی را به این منظور اعلام می‌کنند.

همچنین لباس دانش‌اموزان مشخص می‌شود که در خصوص این مدرسه لباس فرم پسران کت و شلوار و دختران کت و دامن بود و کراوات و رنگ انتخابی لباس‌ها برای دو گروه اختیاری می‌باشد. همچنین لباس ورزشی و برای هر یک از دانش‌آموزان دو جفت کفش(یکی برای مدرسه و دیگری برای محیط خارج از آن) توصیه می‌شود.

در خصوص وضعیت ظاهری مدرسه

مدرسه در چهار طبقه کلاس و ساختمانی مجزا برای سالن‌های مورد نیاز بنا شده و کف پوش تمامی سالن‌ها پارکت چوبی است. در راهروها عکس‌ها و تصاویر مختلفی که هر کدام کاربرد خود را دارد نصب شده است از جمله: تابلویی که تمامی روسا و معلمان پیشین مدرسه، در آن با عکس و مشخصات کامل درج شده‌اند و به نوعی برند آن مدرسه به حساب می‌آید. بر روی برد دیگری تصاویر ستاره‌ها و دانش‌آموزان موفق سال‌های گذشته مدرسه، با ذکر درجه موفقیت و شغل‌های فعلی به چشم می‌خورد.

کلیه علائم راهنمایی و رانندگی با جزئیات و توضیحات مبسوط در گوشه گوشه ساختمان وجود دارد که این نکته دلیل اصلی فرهنگ ترافیک است به نوعی که در محل عبور عابر پیاده اگر تنها چراغ احتیاط وجود دارد همیشه اولویت با عابر است و همواره به محض مشاهده عابر رانندگان توقف کامل می‌کنند(بدون استثناء).

پنجره‌ها دوجداره نیستند اما به دلیل حفظ هوای داخل ساختمان و استفاده بهینه از انرژی، دو پنجره به صورت موازی نصب شده‌اند.

اتاقک‌های رختکن برای هرکلاس مهیا شده و در ابتدا به والدین و دانش‌آموزان معرفی می‌شود. در هر کلاس هم، کمد و فضاهای مشخصی به وسایل بازی و کاردستی دانش‌اموزان سنوات قبلی اختصاص یافته است. نکته جالب اینکه در هر کلاس روشویی و آیینه وجود دارد که تصورم اینست، به دلیل کار با گچ پیش‌بینی شده است تا دانش آموزان در همان فضای کلاس، دست‌های خود را بشویند.

وسایل بازی در تمامی محوطه به وفور قابل مشاهده است و فضای ورزشی به اندازه کافی برای دانش‌آموزان مهیا شده است، البته در این خصوص تمامی محیط‌های شهری مینسک سرشار از این وسایل است.

نکته دیگر اینکه سفارت ایران در مینسک هم در خیابان همین مدرسه قرار دارد و برای اینکه حق مطلب کامل ادا شده باشد، از دیدن عکس ساختمان سفارت هم محروم نشوید!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مدیریت منابع انسانی , سفرنامه


تاريخ : ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ | ٤:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.