چند روزی برای گرفتن ویزای یکی از کشورهای اروپایی، درگیر رفت و آمد به سفارت آن کشور در تهران بودم که در هر بار مراجعه برخوردهای نسبتاً مغرضانه و عاری از احترامی را از سوی کادر آن سفارت، در پاسخگویی به مراجعان و رفع مشکلات آنان بر سر راه اخذ ویزا شاهد بودم.

در آغاز تصورم این بود که شاید قوانین سخت‌گیرانه و یا یک سری ضابطه‌های سخت و محکم، باعث بوجود آمدن این تلقی از سوی من و بقیه شده است اما با چند بار مراجعه به آنجا، در کمال تعجب کارمند ایرانی این سفارت را زمینه‌ساز تمامی رفتارهای توهین آمیز و بی‌احترامی‌های نسبت به افراد دیدم. این آقا با تصور کار برای کشوری دیگر و با فرض کسب درآمدی ارزی و نسبتاً متمایز با هموطنانش، چنان رفتار غیر متعارفی را از خود بروز می‌داد که نظیرش را تنها در لحن فروشنده‌ها در صف‌های شلوغ مرغ شاهد بوده‌ایم.

نمی‌دانم ایراد کار در چیست که این جماعت با تصور اندک تفاوتی نسبت به اطرافیان و قرار گرفتن در یک جایگاه با تعدادی ارباب رجوع، اینگونه از خود بی‌خود شده و مغرور از چسبیدن به صندلی پاسخگویی، هرگونه بی‌احترامی را به سایرین روا می‌دارند آنهم فارغ از جایگاه و شرایط کسانی که به آنها مراجعه کرده‌اند. این در حالی‌ست که اگر خود در موقعیتی عکس این جریان قرار گیرند به شدت خواهان توجه، احترام، مشتری مداری و کرامت ارباب رجوع هستند. بهرحال شکوه از او را به هیچ جایی روا ندیدم و تنها تلنگرهای اساسی دیگری از مشکلات و نابهنجاری جامعه خودمان مجدداً آزرده خاطرم ساخت و بیم و نگرانی از آینده‌ای که چنین نگرش‌ها و رفتارهایی با توجه به عدم صلاحیت افراد در تصدی پست‌ها و جایگاه‌های مختلف به شدت رو به رشد است، به مراتب برایم تشدید شد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢ شهریور ۱۳٩۱ | ٩:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.