«تجمع مردم در مراکز انتقال خون»

چند روزی است که خبر تلخ و ناگوار زلزله در استان‌های شمال غرب کشور درد و رنج زیادی را برای ایرانیان به همراه داشته است، مردمانی که در این سرزمین زلزله‌خیز هر از گاهی شاهد از دست دادن جان هموطنان‌شان هستند و این اخبار ناخوشایند روزگارشان را به کرات تیره و تار کرده است. این اواخر مدت زیادی بود که گلایه‌ها و شکوه‌ها خبر از پژمرده شدن واژه انسانیت و مهجور ماندن آن در فضای جامعه می‌داد، سخن از ناروایی‌ها و نامرادی‌های مردم در تعامل و همزیستی با یکدیگر بود و همه به یکدلی و همگامی در دشواری‌ها، به دیده تردید می‌نگریستند. تا اینکه از بد روزگار، این حادثه ناگوار مجال و محک جدی‌ای  شد برای رسیدن به پاسخ‌های این تردید.

تصاویر منتشر شده از صف‌های طولانی مردم در مراکز انتقال خون، پیام‌ها و مطالب متعدد مردم در صفحات مجازی و شبکه‌های اجتماعی، صحبت‌های و گپ و گفت‌های روزمره در محیط‌های مختلف جامعه پیرامون این موضوع، در کنار ارسال کمک‌های مردمی، همه و همه نشان از یکدلی و همنوایی مردمان این دیار در مواقع سخت و دشوار و بازگشت به معنویت و واژه سترگ انسانیت دارد.

در این روزها علیرغم اینکه دل‌های بیشماری از پوشش‌ خبری مجاری رسمی و رسانه‌های ارتباطی چرکین و نالان است، اما به یمن حساسیت و فعالیت مثال زدنی مردم در شبکه‌های اجتماعی و صفحات مختلف دنیای مجازی، افراد بیش از هر زمانی در جریان اطلاعات و مسائل پیرامون این زلزله قرار گرفته‌اند و به نوعی فعالان عرصه اینترنت، بار مسئولیت متولیان را بدوش کشیده و انصافاً خوب از پس آن برآمده‌اند.

اما آنچه غرض بود از بیان این مطلع، جدای از تاثر و اندوه در وصف این غم، آرزوها و دغدغه‌هایی بود که از دیرباز در ذهن و روحم شکل گرفته بود. آرزوهایی که در دور شدن مردم از مفهوم همزیستی و حس مسئولیت در قبال یکدیگر شکل گرفته بود و در اندیشه امید به بازگشت به روزهای خوب این سرزمین است. براستی چه خوب بود که در این جامعه جدای از با هم بودن‌هایمان در شرایطی اینچنین، در باقی ایام هم یار و یارو هم بودیم و برای حمایت از هم تلاش می‌کردیم. در مسائل متعددی همچون ماندن در ترافیک، حفظ محیط زیست، توجه و احترام به حقوق دیگران، نحوه استفاده از امکانات و تسهیلات عمومی، تجارت و مراودات روزانه در ارتباط با آن، تلاش و کوشش در محیط‌های کاری و سازمانی، تحصیل و تدریس در دانشگاه‌ها و مدارس، ایفای نقش در هیجانات و التهابات اقتصادی و خلاصه تمامی عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی.

شاید به نظر برسد که سخن راندن از این واژه‌ها در شرایط فعلی به حاشیه راندن متن است اما نگاه و اندیشه‌ای سیستمی به این اتفاقات، می‌توانست زمینه‌ساز بسترها و اثرات شگرفی در پیشگیری از وقوع چنین حادثه‌هایی باشد و همچنین به تسهیل همراهی‌ها در این راستا بیانجامد. اگر به عنوان یک مهندس و با بهره‌مندی از اخلاق مهندسی که بارها از آن سخن گفته‌ام، اندکی بر مسئولیت‌هایمان در قبال ساخت‌و سازها و نظارت بر آنها تامل کنیم، اگر به عنوان یک مسئول قدمی در فراهم ساختن درمانگاه و بیمارستان و راه مناسب و سایر امکانات در چنین مناطقی برداریم، اگر به عنوان یک خبرنگار لحظه‌ای در بیان درست و مناسب و در لحظه واقعیات درنگ نکنیم، اگر به عنوان یک شهروند در همدلی و همراهی با آسیب دیدگان نهایت سعی و تلاش‌مان را به خرج دهیم، اگر ....

شاید اگر این حمیت و همدلی‌ها را در گذشته و با عاریت از ساختارهای فرهنگی عظیم خود بنا نهاده بودیم و آن را باور داشتیم، امروزه در کارزارهایی اینچنین، سربلندتر بیرون می‌آمدیم و خون‌بهای کمتری پرداخت می‌کردیم.

شاید تجربه‌های تلخ طبس، رودبار و بم در این زلزله اندکی به‌کارمان آمد و مسئولیت‌پذیرتر از همیشه در هر جایگاه و عنوانی در کنار هموطنانمان قرار گرفتیم و تا حدودی از پس مشکلات برآمدیم، اما اگر واژه انسان را بدور از همه عناوین و سمت‌ها و رنگ‌ها و نژادها باور نکینیم، باز هم پس از ترک صحنه‌هایی اینچنین، به بی‌تدبیری‌های گذشته عادت می‌کنیم و قافیه را آنچنان می‌بازیم که مدام زخم‌های بیشتری بر پیکر نحیف و دردکشیده این سرزمین می‌نشانیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢۳ امرداد ۱۳٩۱ | ٩:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.