پنج‌شنبه 6 مرداد ماه ساعت 18، خانه هنرمندان ایران میزبان مراسم یادبود استاد حسن کسایی بود. استادی که از دیرباز می‌شناختم و از همان دوران کودکی با شنیدن کارهایش علاقه وافری به موسیقی و ساز نی در وجودم به ارمغان گذاشت. از همان زمان که خبر وداع‌اش را شنیدم، با قلبی اندوهگین مترصد لحظه‌ای بودم تا دیگربار گوش جان به صدای پر نوای سازش بسپارم و ساعاتی را با یاد و خاطره‌اش سپری کنم و چه مجالی بهتر از همراهی با خیل مشتاقانش در مراسمی که به یاد وی برپا کرده‌اند.

محفل با اجرای سهیل محمودی عزیز، رنگ و بویی عارفانه و عاشقانه پیدا کرده بود و هر لحظه از این مراسم سرشار از رحمت و دستی و انس و الفت بود. در این جمع آنچه بیش از همه محفل را زیبا ساخت، حضور خاضعانه استاد منوچهر غیوری بود که 40 سال افتخار شاگردی استاد حسن کسایی را داشتند و در این سال‌ها برای ادای دین و قدرشناسی از ایشان از هیچ کوششی دریغ نکرده‌اند. در گوشه ای از صحبت‌هایشان این همراهی را در جمله‌ای زیبا به این شکل عنوان کردند که "من سال‌های سال است که با نفس استاد کسایی عشق می‌کنم."

اما آنچه بهانه نوشتن در مورد این مراسم یابود شد، تلنگرهای به‌جا و درستی است که این اواخر در مورد همایش‌ها و سمینارهای مختلف در کشور زده می‌شود، یکی از بهترین آن‌ها مطلبی است که دوست عزیزم جناب آقای بینش به زیبایی و با قلمی در خور ستایش نوشته است (+).  با الهام از فضای برگزاری این مراسم یادبود و تجربه حضور در همایش‌ها و سمینارهای مختلف تخصصی و علمی، می‌خواهم چند مورد از تمایزهای این دو دسته را به اختصار عنوان کنم:

  • یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این جمع، حضور افراد از سر عشق و علاقه، نه تکلیف و وظیفه بود.
  • در این جمع برای خوشایند و جلب علاقه هیچ مسئولی - آنچنان که در سایر مراسم‌ها، همایش‌ها و سمینارها معمول است – حرف و صحبتی به میان نیامد.
  • کسی به دنبال الفاظ و کلمات سنگین و بعضاٌ انگلیسی در گفتارش نبود و همه با خلوص نیت آنچه را در آستین داشتند و از دل برمی‌آمد، به جمع ارائه می‌کردند و براستی که چقدر زیبا در دل حضار می‌نشست.
  • شام و نهار و پکیج‌های مختلف محوریت نداشت و اصولاٌ چشم‌داشتی هم به آن نبود.
  • از آفات پاورپوینت و ارائه‌های کپی برداری شده در امان بودیم و هر چه بود از کلمات سخنرانان و تجاربشان نشأت می‌گرفت.
  • تاخیر و توقفی به دلیل دیر رسیدن مسئولین مشاهده نشد و هیچ برنامه‌ای به دلیل سفر استانی مسئولین و یا غیره جابجا نشد.
  • منیت جایی نداشت و کسی به دنبال پرزنت خود نبود. چاپلوسی هم که اصولا با این جمع‌ منافات داشت، چرا که به نظر نگارنده هنرمندان واقعی (آنان که هنوز درگیر درآمدهای هنگفت و وابستگی‌های جناحی نشده‌اند) جزو ساده‌ترین و بی‌آلایش‌ترین انسان‌ها هستند.
  • کسی با دعوت رسمی در این جمع حاضر نبود و برای حضور کسی هم سر و دست نشکسته بودند.
  • و خلاصه هر آنچه بود عشق بود و دیگر هیچ

 

یاد و خاطره قله موسیقی ایران، استاد حسن کسایی گرامی باد.

گزارش تصویری این مراسم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , هنر


تاريخ : ٧ امرداد ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.