در سه سال اخیر هر جا صحبتی از دلایل خروج و ترک خدمت نیروهای سازمان‌ها بوده، پای ثابت و پارامتر تاثیرگذاری به نام مهاجرت قد علم کرده است، خود من هم در سال‌های اخیر به شکل نامتعارفی شاهد خروج نیروهای کارآمد و موثری بوده‌ام که هم‌اکنون در شبکه‌های اجتماعی، تماس‌های تلفنی و یا ایمیل‌های گاه‌ و بی‌گاه، خبر حضورشان را در سایر کشورها می‌شنوم.

بهرحال این موضوع ابعاد وسیعی داشته و اثرات آن، بازار کار را بخصوص در مورد نیروهای تخصصی به شدت تحت تاثیر قرار داده‌ و اخیراً همواره یکی از دغدغه‌های اصلی متولیان منابع انسانی در سازمان‌هاست.

چند وقت قبل با یکی از مدیران منابع انسانی یک شرکت عظیم که نیروهای آن بر روی سکو‌های نفتی و دکل‌های حفاری فعالیت می‌کنند، گفتگویی داشتم که با تاثر بیان می‌کردند "در بسیاری از موارد شرکت‌های قطری در حوزه‌های مشترک نفتی، فاصله‌های اندک بین سکوها را طی می‌کنند و با پیشنهاداتی چشمگیر نیروهای ما را به سهولت جذب می‌کنند به شکلی که در این کارزار ما هیچ توانی برای رقابت نداریم". همچنین در یکی از همایش‌ها، یکی از شرکت‌های توانمند کشور در بررسی دلایل ترک خدمت کارکنان خود نمودار زیر را ارائه کرد که جای بسی تامل دارد:

با توجه به آمارهایی که این روزها منتشر می‌شود +، کاش مسئولین برای ماندن نیروهای پرورش یافته‌ی این آب و خاک، اندک همتی به خرج می‌دادند تا شاید سرمایه‌های انسانی عظیم ما، براحتی قید وطن را نزنند و زمینه‌های به فعل رساندن قابلیت‌ها و کاستن از دغدغه‌هایشان، را در این دیار مهیا ببینند.

به امید آن روز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۳ امرداد ۱۳٩۱ | ۳:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.