در مسافرتی که به سمت غرب کشور داشتم، برای بازگشت دچار مشکلات متعددی شدم که در نوع خود ویژگی‌های متمایزی داشت. مسیری که برای بازگشت به تهران انتخاب کرده بودم از مسیر سقز به دیواندره عبور می‌کرد و ما حوالی ساعت 17 روز شنبه به پلیس راه سقز رسیدیم، که در کمال تعجب به مانع نیروی انتظامی برای ورود به مسیر دیواندره مواجه شدیم. بر اساس خبرهای اعلام شده و گزارش پلیس راه آن منطقه ماشین‌های زیادی در مسیر دیوانده گرفتار برف سنگین و کولاک شدید شده بودند و برای امداد رسانی تکاپوی عجیبی شکل گرفته بود. بعد از کمی معطلی و نا امیدی از بازگشایی راه، مسیرمان را به سمت مراغه تغییر دادیم تا از جاده مراغه-هشترود عازم اتوبان شده و با خیالی راحت در مسیری که به لحاظ مسافت دورتر از مسیر قبلی بود، راهی پایتخت شویم.

پس از عبور از شهر مراغه و حدود 35 کیلومتر بعد از آن، با سد ماشین نیروی انتظامی مواجه شدیم که بار دیگر خبر از مسدود شدن جاده‌ می‌داد و با اعلام اینکه جاده کاملاً مسدود و افراد زیادی در میان برف و سرما نیاز به امداد رسانی دارند به هر طریق از ورود ما به جاده ممانعت کردند. در میانه این راه که زمان زیادی را صرف آن کرده بودیم، تصمیم به راهی شدن به سمت تبریز و اقامتی چند ساعته در آن گرفتیم. پس از استراحتی 8 ساعته و با شروع صبح، به سمت تهران راه افتادیم که در طول مسیر با مشاهده برف وکولاک شدید مدام نگران از بسته شدن راه در فکر رسیدن به تهران و انجام کارهای نیمه‌ تمام‌مان بودیم که هرچند مشکلات اندکی در مسیر راه به دلیل سرما و بارش برف حادث شد ولی بالاخره در مسافرتی حدود 26 ساعته توانستیم وارد شهر شویم و این سفر مارکوپولویی را به اتمام برسانیم. اما آموخته‌های این مسافرت چند نکته‌ای ست که گفتم شاید به درد همراهان دنیای مجازی بخورد.

  • در زمستان مسافرت به مناطق کوهستانی غیر قابل پیش‌بینی است پس تنها در صورت اجبار عازم شده و آذوقه مناسب تدارک ببینید، چرا که زمان‌بندی بازگشت سخت و دشوار است.
  • در پشت سر همان ماشین‌های پلیس راه که راه را بر ما بستند، ماشین‌های زیادی گرفتار شده بودند به گونه‌ای که تنها در مسیر دیواندره، بنا به روایت خبرگزاری‌ها 3000 نفر در برف گرفتار شده بودند و بر اساس شهادت افراد محلی، حداقل 6 نفر از سرمای شدید و گرفتار ماندن زیر برف جان سپردند، بنابراین پلیس‌راه در این سفرنامه دوست‌دار جان آدمیان و در فکر خدمت به هموطنان بود. لذا حرف‌ها و توصیه‌های ایشان را جدی بگیریم.
  • تجهیزات و لوازم چنین مسافرت‌های بخصوص زنجیر چرخ حیاتی است.
  • در ارتباطی که با یکی از دوستان برای بررسی وضعیت راه‌ها از طریق اینترنت و همچنین دریافت شماره وضعیت راه‌های کشور داشتم، مطالب زیادی دستگیرم نشد و بهتر است مکانیزم اطلاع رسانی در این موارد از سوی متولیان امر توسعه یابد، چرا که در برقراری ارتباط تلفنی با مرکز اعلام وضعیت راه‌های کشور، در همان لحظاتی که عمده محورهای این منطقه قطع شده بود، تنها خبر از مسدود شدن یکی از جاده‌های شمال کشور بر اثر تعمیر تونل می‌دادند و دیگر هیچ.
  • استقرار پلیس برای اطلاع رسانی از وضعیت راه‌ها، بهتر است در خروجی‌های شهرها اتفاق بیفتد نه در میانه‌های راه، تا افراد بتوانند برنامه‌ریزی بهتری برای توقف یا ادامه مسیر از طرق مختلف داشته باشند. این امر به صرفه‌جویی در زمان، سوخت، استهلاک خودرو و اعصاب مسافران کمک شایانی می‌نماید.

نکته پایانی: با توصیفی که از وضعیت راه‌های کشور بعد از رسیدن ما می‌شود، خدا را شاکرم که بالاخره توانستیم از این مسافرت جان سالم به در بریم و زودتر برگردیم، در غیر اینصورت مشخص نبود تا کی باید مهمان آن خطه از میهن عزیزمان باشیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , سفرنامه , لطافت طبع


تاريخ : ۱٦ اسفند ۱۳٩٠ | ٩:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.