اوضاع ملتهب اقتصادی شرایط ویژه‌ای را برای تمامی سازمان‌ها به دنبال داشته است، که در این میان به نوعی بارزترین تغییرات رخ‌داده رویکرد سازمانها نسبت به سیاست‌های کلان در حوزه منابع انسانی است که با بیم و هراس زیادی نسبت به پیامدهای این سیاست‌ها حساسیت به خرج می‌دهند.

بی‌ثباتی در وضعیت معیشتی نیروی انسانی و جا ماندن دریافتی‌های آنان، از قطار افسارگسیخته تورم، همه متولیان منابع انسانی را بر آن داشته تا با اتخاذ رویکرهای ویژه‌ای سعی در مهار این تناقض شتابان نمایند.

از طرفی دیگر سازمان‌ها نیز به منظور مدیریت صحیح منابع سعی در کاهش هزینه‌ها و مقاومت در برابر تحمیل هزینه‌های اضافی را دارند، که بخش زیادی از آن ممانعت از افزایش هزینه‌ سرانه سرانه است. در همین راستا عمده راهکارهای منابع انسانی، که شامل تحلیل موقعیت‌ها و پیشنهاد طرح‌های اقتضایی و عملیاتی است، در پیچ‌ و تاب آنالیز هزینه‌ها راهی برای عملیاتی شدن نمی‌یابد و پرسنل سازمان‌ها هر روز دغدغه‌های متعددتری نسبت به اوضاع پیش‌رویشان می‌بینند. تقریبا هر عقل سلیمی در جامعه می‌پذیرد که دیگر حقوق حداقلی 330300 تومان، جوابگوی هزینه‌های یک خانوار نیست و حتی نمی‌تواند مسکن موقتی بر زخم‌های هزینه‌های گزاف آنان باشد.

از سوی دیگر پای درد دل فعالان اقتصادی و صاحبان صنایع هم که بنشینید، مشکلات تحریم‌ها، فایننس، معضلات واردات مواد اولیه، هزینه‌های حامل‌های انرژی و ... همه و همه موجباتی را فراهم می‌کنند که هرازگاهی در مقام  همزادپنداری با آنان پیشنهادات طرحهایی را در حوزه منابع انسانی دنبال کنیم که کم‌هزینه‌تر و سهل‌الوصول‌تر از گذشته باشند.

در این میان بر همه مشکلات متولیان منابع انسانی در سازمان‌ها باید توقعات عجیب و غریب جویندگان بازار کار را نیز بیفزاییم، که در دنیای آمال و آرزوهای خود چنان غوطه ورند که کمتر کسی جرات آن را دارد که از این رویای شیرین بیدارشان کند. چند وقت قبل با تعدادی از حاضرین دراولین نمایشگاه کار دانشگاه صنعتی شریف گفتگوی مفصلی داشتم و در آنجا به روشنی دریافتم، که آنچه ملکه ذهن دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها شده است کمتر سنخیتی با بازار واقعی کار دارد و پاسخگویی به خواسته‌ها و انتظارات آنان از عهده کمتر سازمانی برمی‌آید.(مگر سازمان‌هایی که برای جذب منابع مالی، با مشکلی مواجه نبوده و با برخورداری از شرایط ویژه‌ای براحتی بتوانند در حوزه منابع انسانی و جذب نیروی متخصص هزینه نمایند.)

در این گیر و دار تمامی موارد عنوان شده کار را برای اجرای برنامه‌های حوزه منابع انسانی، بیش از هر زمانی دشوارتر ساخته و استهلاک روح و روان متولیان این حوزه، ثمره بی‌ثباتی و مشکلات محیط پیرامون سازمان‌ها است.

حال سئوال اینجاست که با توجه به این مشکلات و توقعاتی که نیروی کار در مواجهه با سازمان‌ها دارند، براستی برنامه‌ها و فعالیت‌های متولیان منابع انسانی راه به کجا برده و چه کارکردهایی را به دنبال خواهد داشت و در واقع جایگاه این حرفه در آینده کسب و کار چیست؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ۱۳ آذر ۱۳٩٠ | ۱:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.