سکانس اول، کارمند بانک دولتی: خسته و بی‌رمق، در حال نوشیدن چای و بیسکویت، مشغول صحبت با سایر همکاران در مورد شهریه مدرسه بچه و قر زدن‌های مکرر، بی‌اعتنا به ارباب رجوع، کش دادن مدام کار، انجام یه عالمه کار متفرقه در لابه‌لای کار ارجاع شده بصورت اسلوموشن، اتمام کار ولی بصورت ناقص و تحویل رسیدهای مربوطه به ارباب رجوع، عودت مجدد جهت رفع نقص، پاسخ ندادن به خداحافظی و تشکر مراجع

سکانس دوم، کارمند بانک خصوصی: تحویل گرم و صمیمانه مشتری، راهنمایی در خصوص فرآیند انجام کار، انجام موارد ارجاع شده بصورت کامل، عودت رسید‌ها به مشتری، نیم‌خیز و تبسم در هنگام خداحافظی با مشتری

 

داستانی تکراری در ساختارهای متفاوتی که مدام می‌بینیم و من در اینجا، تنها به درج یکی از اون مشاهدات پرداختم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ | ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.