در یکی دور روز اخیر مجدداً شعرهای مرحوم مجتبی کاشانی (مدیر و مشاوری که در طی سالها تلاش مستمر در صنعت این مرز و بوم، به تبیین نقش دل در مدیریت پرداخت) را با صدای آن مرحوم شنیدم و مدهوش اعجاز کلام شیوا و بی‌پیرایه‌اش شدم و اینهم یکی از اشعار وی:

عشق را وارد کلام کنیم
تا به هر عابری سلام کنیم

و به هر چهره ای تبسم داشت
ما به آن چهره احترام کنیم

هرکجا اهل مهر پیدا شد
ما در اطرافش ازدحام کنیم

چشم ما چون به سروسبز افتاد
بهرتعظیم او قیام کنیم

گل و زنبور، دست به دست دهند
تا که شهد جهان به کام کنیم

این عجایب مدام درکارند
تا که ما شادی مُدام کنیم

شُهره زنبور گشته است به نیش
ما ازو رفع اتهام کنیم

علفی هرزه نیست در عالم
ما ندانیم و هرزه نام کنیم

زندگی در سلام و پاسخ اوست
عمر را صرف این پیام کنیم

«سالکا» این مجال اندک را
نکند صرف انتقام کنیم

در عمل باید عشق ورزیدن
گفتگو را بیا تمام کنیم

عابری شاید عاشقی باشد
پس به هر عابری سلام کنیم.

مجتبی کاشانی (سالک)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: از دیگران


تاريخ : ٧ امرداد ۱۳۸٩ | ۸:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.