دیروز به ناچار و از سر کنجکاوی فیلم 50 دقیقه‌ای بمب خنده مهران مدیری را به تماشا نشستم. فیلمی که بر اساس تعداد دانلودهای اینترنتی و فروش نسخه‌های آن توسط دست‌فروشان در نقاط مختلف شهر،‌ حکایت از تازگی برای مخاطبان داشته‌است، آنهم در شرایطی که در همین ایام قهوه تلخ این کارگردان، روزهای بسیار خوش خود را سپری می‌کند.

اما پس از تماشای فیلم، آنچه برای من و تعدادی دیگر از دوستان به واقعیت مبدل گشت، حکایت از این دارد، که تعداد زیاد دانلودها و فروش‌های چنین مجموعه‌هایی، که در گذشته نیز امثال آن را داشته‌ایم(همچون فیلم اخراجیهای مسعود ده‌نمکی) تنها بواسطه کنجکاوی و فضای پر از تبلیغ رسانه‌ای آنها اتفاق می‌افتد.

قدر مسلم هیچگاه نظرسنجی درست و بدور از غرضی در خصوص میزان جذابیت و سطح کیفی این گونه فیلمها، در میان مخاطبان جامعه ما انجام نشده است، لذا به همین دلیل نمی‌توان به صراحت، پر بیننده بودن آنها را به رضایت‌بخشی آنها ارتباط داد.

ثمره دیدن این کار، که با نام بمب خنده و یک شاهکار هنری از آن یاد می‌شود، برای من و بسیاری دیگر بدون شک، حس تاسف و انزجار از کارگردان و سایر عوامل آن است، که با به سخره گرفتن شعور و درک مخاطبان و توهین‌های آشکار به کرامت و ذات انسانیت، در طمع رسیدن به مقاصد خود به هر شکل ممکن بوده‌اند.

این فیلم با به تصویر کشیدن نهاد خانواده‌ای که به قول سازندگان آن، آماج تهاجم ماهواره قرار میگیرد، عرصه را برای فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک و بدور از انسانیت، مناسب دیده‌اند و مخاطب را به بدترین شکل ممکن مورد حمله قرار می‌دهند.

مخاطبی که ناچار است برای مشاهده این مجموعه، آن را در کانون خانواده به نظاره بنشیند، در حالی که کارگردان آن زحمت تعیین و اشاره به گروه سنی مناسب برای دیدن این فیلم را در هیچ جایی به خود نداده ‌است، آنهم از سوی سازنده‌ای که در مجموعه قهوه تلخ به کرات از جان خود مایه می‌گذارد، تا بیننده سراغ نسخه کپی آن نرود.

در نگاهی ساده به این مجموعه، سازندگان با بهره‌گیری از دو بازیگر خردسال در نهاد خانواده نظاره‌گر ماهواره، کوشیده‌اند تا نقش دایه مهربان‌تر از مادر را عهده‌دار شده و این تلقی را بوجود ‌آورند که پدران و مادران با عدم درک و شناخت از آفاتی که می‌تواند خانواده‌شان را تهدید کند، اقدام به ترویج و اشاعه فرهنگ غلط و رفتار نادرست در خانواده می‌کنند.

در حالی که همین جناب مدیری و دیگران به خوبی واقفند که پدران و مادران بیش از هر کسی در تلاشند، تا با بهره‌مندی از تجارب خود، در راستای اعتلای رفتار و کردار درست فرزندان خود همت گمارند و اگر ابزار ارتباطی جدیدی را به درون خانواده خود می‌برند، ابتدا از مثبت بودن کارکردهای آن اطمینان یافته و با درک جامع و کاملی، تلاش می‌کنند تا با استفاده صحیح از آن مسیر رشد و ترقی اعضای خانواده خود را هموار سازند.

بهرحال وجهه و شخصیت هنری آقای مدیری به گواه بسیاری از مخاطبان، با این کار لطمه‌ای جبران ناپذیر دیده است، چرا که با این کار اخیر، در ذهن مخاطبان از ایشان، پارادوکس متناقضی از ادای رسالت هنری از یک سو و نشانه‌روی و سخیف شمردن ماهیت متعالی انسانها از سوی دیگر شکل گرفته است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , هنر


تاريخ : ٢٥ دی ۱۳۸٩ | ٩:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.