همه انسان‌ها از همان دوران کودکى با رویا بزرگ مى شوند. رویاهایی که براى خیلى‌ها، در آینده حکم شیوه زندگى و راه و رسم رشد و بالندگى را پیدا می‌کند و برای بعضی‌ها در طاقچه افکارشان جا خوش می‌کند و کم کم گرد روزگار می‌گیرد.

از همان ابتداى شکل‌گیرى رویا، طرز تلقى‌هاى افراد در مورد آن متفاوت مى‌شود. بر اساس مطالعاتی که در حوزه موفقیت و روانشناسی صورت گرفته رویاها و اهدافی که افراد در سر می‌پرورانند و نحوه عمل به آن تفاوت اساسى انسان هاى موفق و شکست خورده می‌شود.

اینکه ما چگونه براى رویارویی با رویاهایمان پرورش یابیم نیز بسیار حائز اهمیت است. برای مثال اگر در محیط خانواده مدام از دست و پا چلفتى بودن‌مان بشنویم و به عدم امکان از پیش بردن کارها متهم شویم، به سختی می‌توانیم در آینده موانع ذهنی‌مان را کنار بزنیم و به این باور و اعتماد به نفس برسیم که می‌توانیم به رویاهایمان جامه عمل بپوشانیم. اگر در برآورده کردن خواسته‌های تیمی در مدرسه و یا در جمع خانواده مسئولیت نگیریم و برایمان مهم نباشد که چقدر در موفقیت اطرافیان‌مان نقش داریم، به احتمال زیاد در آینده هم با عدم مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی نمی‌توانیم برای خودمان هم قدم‌های بلندی برداریم. همه این اتفاقات نشان از این دارد که افراد در دنیال کردن رویاهایشان مسیرهای متفاوتی در پیش می‌گیرند. شاید پررنگ‌ترین مسیرهایی که برای ما آشنا هستند از این قرارند:

عده‌ای هستند که مى‌گویند باید واقعیت‌هایمان را دنبال کنیم و ره افسانه نزنیم، پس رویا معنی چندانی ندارد و باید با بدبختی‌های روزمره کنار بیاییم.، پس آمال و آرزوهای‌شان را پارک مى کنند و دیگر نامى از آن‌ها نمى‌برند.

بعضی‌های عادت می‌کنند خواسته‌هایشان را در پستوى ذهن‌شان نگه دارند و مثل کتاب مقدس‌شان یا گنجینه‌ی خاطرات‌شان هر از گاهی سراغی از آن می‌گیرند.

عده‌ای کارشان این‌است که مدام رویاهای‌شان را جلوی چشم‌شان می‌آورند و مدام به آن فکر می‌کنند، اما تنها به آن فکر می‌کنند! این افراد همان‌هایی هستند که یه روزی، یه زمانی، یه شرایطی و یه اتفاقی را مدام منتظر می‌مانند و معمولا هم به آن زمان و شرایط برنمی‌خوردند.

گروهی مثل خاطرات سربازی تا به جمعی می‌رسند، شروع می‌کنند از رویاهایشان گفتن و بیان خواسته‌هایشان، آن‌هم یا حرص و ولعی عجیب که همه را مشتاق رفتن سراغ آن می‌کند الا خودشان!

دسته اى آرزوهایشان را مى‌شکنند و همچون قطعات پازل، آن را دنبال مى‌کنند تا به هم بچسبند و نهایتا به تصویر بزرگ رویایشان برسند. این گروه هدف‌هایشان را همراستا می‌کنند با آنچه در سرشان می‌گذرد، متمرکزند و مسیر درست را شناسایی و دنبال می‌کنند. این افراد همان‌هایی هستند که از بقیه متمایز شده‌اند و در ویترین‌های موفقیت و افتخار نام‌شان به نیکی می‌رود.

ما در کجای چرخه دنبال کردن رویا‌ی‌مان هستیم؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , سایر حوزه‌های مدیریت , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٧ بهمن ۱۳٩٤ | ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

بسیارى از مدیران با تناقض‌هاى هر روزه بین انتظار و آنچه در عمل حاصل می‌شود مواجه اند، اما مشکل اینجاست بدون پشتوانه شناخت چرایى این رخداد، مدام بر سر نحوه رسیدن به خواسته‌هایشان با همان معیارهاى ذهنى که به آن عادت کرده‌اند، اصرار مى‌ورزند. در این حالت به جاى بهبود امور، متاسفانه در بیشتر مواقع سرخوردگى و تنش‌هاى محیط، کار گریبان‌گیر چنین مدیرانی مى‌شود.

آنچه بوضوح در مباحث منابع انسانى قابل مشاهده است، این موضوع است که افراد با انگیزه‌ها و قابلیت هاى متفاوتى مشاغل را در دست مى‌گیرند. از همین رو به عنوان مافوق، نباید انتظار داشته باشید همه افراد استانداردهاى مد نظر شما را، با همان اشتیاق و توانمندى که در شما وجود دارد، در عمل پیاده کنند. براى کاستن از این شکاف بهتر است مسیرهاى واقع بینانه توسعه آنان از یک سو و تغییر پارادایم‌هاى ذهنى خود را از سوی دیگر در پیش بگیرید. با اینکار ضمن شناخت بیشتر از روحیات و نیازهای کارکنان، می‌توان قابلیت‌های انعطاف‌پذیری را در خود تقویت کرد و زمینه‌های رهبری نیروی کار را جایگزین مدیریت صرف آنان نمود. این مهم زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که صحبت از ورود نیروهای دانشگر، یا به تعبیری نسل جدید نیروی کار با نیازها و خواسته‌های کاملا متفاوت به میان آمده است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢۱ بهمن ۱۳٩٤ | ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

بى‌گمان یکى از بدترین نوع‌ مرگ‌ها غرق شدن است! زمانى که دست و پازدن نه تنها راهى از پیش نمى برد، بلکه کار را سخت‌تر مى‌کند و مرگ را سرعت مى‌بخشد. مرگی سخت تر از مردن در تخت خواب یا مرگی آنی در یک سانحه رانندگی!

هستند مرگ‌هایی از این سخت‌تر و بدتر، لحظاتی از درجا زدن در زندگی، لحظه هایی از رنج، درد و سختی خود ساخته، لحظه‌هایی از درماندگی در مسیری طولانی که انتهای آن دیگر معلوم نیست! شاید نتوان مرگ‌هاى از سر تکرار و روزمرگى را با چنین مرگى مقایسه کرد، اما به وضوح زمانى که دیگر تلاش و دست و پا زدن در زندگى، چیزى به ما نیفزاید و از تکرار هر روزه زندگی حالمان بدتر شود، دچار مرگ تدریجی شده‌ایم.

اگر بدون هدف و شناخت از راه‌های نجات این بحران، تنها به چاره‌های مقطی بسنده کنیم، نه تنها از آن نجات پیدا نمی‌کنیم بلکه خسته‌تر از گذشته، بالاخره از پا در می‌آییم!

در این میان هستند کسانى که براى رهایى از این مرگ تدریجى، به شیوه‌هاى دیگرى متوصل مى‌شوند. آن‌ها هر روز چیزی جدید برای یادگیری دارند. این افراد در واقع با پا گذاشتن در وادی مشکلات و دردسرهای هر روزه‌ی زندگی، یاد می‌گیرند سختی‌ها و پیش‌آمدهای زندگی، راهی برای بهتر شدن و به جلو رفتن است. درک کرده‌اند که هیچ کس از یک جا بودن و غمگین ماندن به جایی نرسیده است! از این رو فراز و نشیب‌های زندگی، راه بیرون رفتن ازتکرارها و فرسودگى‌ها را پیش‌رویشان قرار مى‌دهد.

کسانى که امروزشان را به جاى خواب و استراحت‌هاى ممتد، صرف مطالعه مى‌کنند. همان‌هایى که به جاى ساعت‌ها نشستن جلوى جعبه جادویى تلویزیون، به کلاس‌هاى مختلف آموزشى مى‌روند.

همان افرادى که به جاى بلاتکلیفى و سرگردانى درشغلى که دوست ندارند، اراده مى‌کنند و فرصت‌هاى جدید و دلخواه براى خودشان خلق مى‌‌کنند.

کسانى که به جاى ماندن دراتاق‌هاى دربسته و دورى از مردم، به سمت آن‌ها می‌روند و داوطلبان به آن‌ها کمک می‌کنند.

کسانی که به جای ترس از ماندن در مرداب دانسته‌های محدودشان، مرزهای زمانی و مکانی مختلف را کنار می‌زنند و با تجربه‌ی دنیای متفاوت، حصارهای معمول ذهنشان را در هم می‌شکنند.

همان کسانی که به جای خودمحوری در کارها و زیر پا گذاشتن منافع دیگران برای سیدن به اهداف خود، به رشد بقیه کمک می‌کنند و به جای به زیر کشیدن دیگری، آن‌ها را نیز در پیشرفت خود سهیم می کنند.

این‌ها به مرگ تدریجى روزمرگی مبتلا نمى‌شوند و در بن‌بست‌ها و دخمه‌های خودساخته‌ی زندگى غرق نمى‌شوند.

این افراد شناگران ماهرى هستند که خود، سرنوشت‌شان را رقم می‌زنند و دست تقدیر، از پا درشان نمی‌آورد.

امید که شما نیز جزو این دسته‌اید!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٧ بهمن ۱۳٩٤ | ۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.