به یقین با سازمان‌هایی که از بودجه‌ی دولتی و منابع عمومی ارتزاق می‌کنند در ارتباط بوده‌اید و اگر بستگانی شاغل در چنین سازمان‌هایی دارید، احتمالا مدام از بی‌انگیزگی مسئولان این سازمان‌ها در تلاش برای سودآوری برای سازمان و اثربخشی بیشتر فعالیت‌هایشان شنیده‌اید.

این اواخر در صحبت‌های مفصلی که با کارکنان یکی از این سازمان‌ها داشتم، عبارت "بر سر سفره‌ی نفت نشسته‌ایم" و "کسی دلیلی برای دلسوزی و تلاش بیشتر نمی‌بیند" را زیاد شنیدم. اکثر آنان اعتقاد داشتند که به واسطه‌ی همین برکت نفت، ضرورتی برای شناسایی عملکردهای متفاوت و متمایز در سازمان وجود ندارد و مدیران نیز بواسطه‌ی تغییرات و رخدادهای تحمیلی و خارج از کنترل‌شان، تمایلی ندارند که به دنبال خلق ارزش بیشتر برای مجموعه باشند. از طرف دیگر هم بر سر این خوان، نمی‌خواهند دل کسی را بیازارند و دلیلی نمی‌بینند بقیه را تحت فشار از خود ناراحت کنند.

صحبت از چرایی ماندن افراد با عملکرد پایین و یا حتی بی‌کار در سیستم نیز که می‌شد، دلیل آن را همین سفره‌ی پهن ارتزاق از نفت عنوان می‌کردند و برای آن مثال‌هایی زیادی داشتند که در برهه‌هایی، بخشی از سازمان عملا متوقف بوده و افراد، صرفا می‌آمده‌اند تا به کارهای شخصی‌شان برسند. بسیاری از صحبت‌ها و موضوعاتی که به نحوی نشان از سوء یا به نوعی بی‌میلی مدیریت داشت، همه و همه برمی‌گشت به این واقعیت تلخ که ما در این مرز پرگهر نفت داریم و دلیلی برای تغییر وضع موجود نمی‌بینیم.

این روزها که اخبار حاکی از سقوط قیمت نفت به زیر 50 دلار دارد، من از یک سو ناراحتم از بلایی که قرار است سر ما و بخصوص پروژه‌های عمرانی بیاید (چرا که بخش عظیمی از درآمدهای نفتی صرف این قبیل پروژه‌ها می‌شود). از سوی دیگر هم خوشحالم که بالاخره این نفت تمام می‌شود تا سره از ناسره تشخیص داده شود، تا تفاوتی بین آن که خون دل می‌خورد و با جان و دل در این اقتصاد نابسامان، تلاش می‌کند و به جایی نمی‌رسد و آن دیگری که دلال است و به برکت همین پول نفت، طی سالیان متمادی به عرش نشسته است، پدید آید. با تمام شدن این نفت، مدیریت مبتنی بر لیاقت و شایستگی حاکم شود و افراد با وصل به منابع، نتوانند بدون هیچ تجربه و دانش مشخصی پست‌های کلیدی در چنین سازمان‌هایی بگیرند، چرا که در آن صورت مجبورند توانمندی‌شان را اثبات کنند و نه تنها به منابع ضرری نرسانند بلکه ارزش افزوده خلق کنند. نفت تمام شود تا قدر انرژی را بدانیم و برای منابع این کشور اندکی بیشتر دل بسوزانیم و همه مجبور شوند برای انرژی هزینه بدهند. در همین سازمان‌ها لامپ‌ها، شیرهای آب، گاز ساختمان، سیستم‌های گرمایشی و سرمایشی بدون هیچ اعتنای خاصی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند، در حالی که برای مثال به یکی از این شرکت‌های چندملیتی فعال در کشور مراجعه کرده بودم، در گوشه، گوشه ساختمان، دستورالعمل‌های مدیریت مصرف انرژی به چشم می‌خورد و این مسئله در رفتار تک‌تک‌پرسنل آن نیز نهادینه شده بود.

خلاصه هر چه می‌کشیم از این نفت است و علیرغم تمام چالش‌هایی که با نبودنش در شرایط فعلی با آن مواجه می‌شویم، اما از تمام شدن آن نگران نیستم و چه بسا خوشحالم ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ۱۸ دی ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مدتی بود که با پیشنهاد دوستان مبنی بر ایجاد پروفایل تخصصی منابع‌ انسانی در اینستاگرام مواجه بودم و پس از بررسی‌ قابلیت‌های این فضا و مشورت‌هایی که با دوستان فعال در آن داشتم، تصمیم گرفتم تا دست به این اقدام بزنم.

تلاش خواهم کرد تا با به روز‌آوری مستمر محتوا سعی‌ کنم تا با مخاطبان و علاقه‌مندان منابع انسانی ارتباط موثرتری برقرار کنم، ضمن آنکه با ارائه‌ی چکیده‌ی مطالب ارائه شده در کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی و همچنین تجارب ناشی از فعالیت در عرصه‌ی مشاوره، رسالت تسهیم دانش را بهتر و بیشتر از گذشته ایفا نمایم.

آدرس صفحه‌ی مدیریت منابع انسانی در اینستاگرام:

http://instagram.com/managing_hr


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , اینستاگرام


تاريخ : ۱٢ دی ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.