مادر واژه‌ی ناب و ذیقیمی است که وصف حضورش، الهام‌بخش خلق ماندگارترین اثرها بوده است.

مادر گوهر دردانه‌ای است که داشتنش مایه صبر و آرامش و بودنش پشتوانه استقامت در مقابل کوه مشکلات و گرفتاری‌هاست.

مادر به معنای واقعی کلمه، موجب اعتلا و بالندگی انسان‌هایی است که می‌توانند شگفتی‌های بیشماری خلق کنند و به زندگی یکدیگر آسایش و آرامش هدیه دهند.

مادر اسطوره‌ای جاودان در درون قلب انسان‌هاست که محبت و نوازش‌اش راه و رسم زندگی را پیش رویشان قرار می‌دهد و به آینده امیدوارترشان می‌سازد.

مادر تلألو ایثار و ازخودگذشتگی و ترنم حیات، در آسمان پهناور گیتی است.

مادر همان فرشته‌ای است که غبار خستگی‌ها و ناکامی‌ها را از چهره آدمیان می‌زداید و هر لحظه‌‌ی وجودشان را سرشار از کامیابی و شوق می‌نماید.

مادر مظهر مهر و محبت و دوست داشتن و عاشق شدن است و هر لحظه حضورش، تداعی‌گر انسان ماندن و انسانی زیستن.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , هنر


تاريخ : ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

افتخاری که اکثر مدیران ارشد در سازمان‌ها یدک می‌کشند، اینست که سازمان ما به مثابه دانشگاه عمل کرده و افراد زیادی در اینجا یاد گرفته‌اند و در رشد و بالندگی سازمان‌های دیگر منشا اثر شده‌اند. این مقوله را در صحبت‌های مدیران زیادی شنیده‌ام و همه از این بابت به خود می‌بالند و کمترین توجهی به این موضوع ندارند که چرا این سرمایه‌های با تجربه و دانشگر، نباید تعهد و انگیزه لازم را برای ادامه کار و تاثیرگذاری در محیط همین سازمان داشته باشند؟

در این سالها و با مرور مقالات مختلف بارها دیده‌ام که بویژه در شرکت‌های مبتنی بر تکنولوژی اطلاعات، چگونه خروج نیروی انسانی و جذب در سازمان‌ رقیب توانسته به موفقیت و بالا رفتن ارزش سهام شرکت مقصد بیانجامد و در افزایش ارزش دارایی‌های نامشهود آن سازمان نقش مهمی ایفا کند. چه اتفاقی می‌افتد که هنوز مدیران و مالکان سازمان‌ها به کارکرد و تاثیر سرمایه انسانی خود در موفقیت بلندمدت سازمان واقف نیستند و داشته‌ها و امروزشان را ناشی از نوآوری، خلق محصول، تجهیزات و دستگاه‌ها و هر عامل دیگری، غیر از نیروی انسانی می‌دانند و در این مسیر به چرخه عمر سازمان و زوال آن در بی‌تدبیری‌ها اعتقادی ندارند و کامیابی را دائم و پایدار محسوب می‌کنند.

آنچه در سال‌های بحران اقتصادی غرب و رکود اقتصادی کشور ما بارها در اذهان تداعی شد، این واقعیت است که بی‌تفاوتی در قبال آمارها و نرخ خروج نیروها و بی‌اهمیت تلقی کردن مکانیزم‌های نگهداشت، ثمره‌ای جز شکست و کاهش ارزش برند و سود سازمان‌ها در پی نداشته و چه بسا در دوران رونق و خروج از بحران، تنها سازمان‌هایی تاب و توان ادامه رقابت و قرارگرفتن در مسیر موفقیت را بیابند که همواره به سرمایه‌های انسانی و نگهداشت‌ آنها، حتی به قیمت کاهش سود سهامداران در یک مقطع زمانی کوتاه، توجه ویژه‌ای داشته‌اند.

پس بهتر است در کنار این افتخار که سازمان به توسعه و آموزش پرسنل توجه زیادی معطوف داشته و ماهیت کار در سازمان به تجربه اندوزی پرسنل و دانشگاه شدن سازمان انجامیده، مدیران ارشد و واحدهای منابع‌انسانی به این اطمینان نیز برسند که سازمان در افزایش تعهد و رضایت پرسنل سنگ تمام گذاشته و از هیچ کوششی دریغ نکرده تا نرخ بازگشت سرمایه‌هایش را به حداکثر برساند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

زمانه‌ی عجیبی است، روستایی حسرت زرق و برق زندگی در شهر را می‌خورد و شهری در غبطه لحظه‌ای در سکوت و آرامش روستا زیستن، کارمند مدام از این می‌نالد که چرا دنبال کار آزاد را نگرفته و بازاری به فرزندانش مدام گوشزد می‌کند که کارمندی ره رستگاری است. دانشجو ناراحت از اتمام دوران مدرسه است و دانش‌آموز در رقابت برای دانشجو شدن، خردسال در تقلا برای بزرگ شدن و سالمند در آرزوی بازگشت به دوران کودکی، مدیر در حسرت آسایش دوران کارشناس بودنش است و کارشناس در پی مدیر شدن، مهاجر در آرزوی بازگشت به وطن و غرق در رویاپردازی و مقیم در فکر مهاجر شدن، آنکه پشت میز می‌نشیند به دنبال اندکی تحرک و برخاستن است و آنکه در بیرون فعالیت می‌کند، عصبانی از گرما و سرما در رویای پشت میزنشینی است، متاهل از فشار سنگین مسئولیت‌پذیری فغان می‌کند و مجرد در تلاش است تا سریعتر راهی به ازدواج بیابد. ورزشکار از امنیت شغلی‌اش نالان است و شاغل از قراردادهای ورزشکاران و سطح درآمدشان شاخ درآورده...

کلاً عجیب است که هیچ کسی از شرایط خودش راضی نیست و مدام در قیاس با دیگری لحظه‌های زیستن‌اش را تباه می‌کند...

اساساً چه اتفاقی افتاده که مردم زندگی را گم کرده‌اند؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٠ فروردین ۱۳٩۳ | ٢:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

اخیراً در مقاله‌ای خواندم که وزارت کار کشور آلمان قانونی وضع کرده که در آن تماس با کارکنان را از طریق ایمیل و تلفن، در ساعات غیر کاری ممنوع اعلام کرده و از کارفرمایان خواسته تا به جز در شرایط اورژانسی، از این امر اجتناب ورزند. دلیل این تصمیم را نیز بررسی‌های و درخواست‌های گسترده در زمینه افزایش استرس، رنجش کارکنان و به هم خوردن توازن بین کار و زندگی عنوان کرده است.

بنده نیز بارها شکایت‌های کارکنان را در سازمان‌های مختلف در ارتباط با تماس‌های کاری مافوق‌ها و سایرین پس از ساعات کاری، شنیده و دریافت کرده‌ام و در بیشتر مواقع علیرغم اطمینان از تعهد و علاقه کامل پرسنل به سازمان، این مسئله را مغایر با شرایط کاری و بر هم زننده تمرکز و آسایش خود در محیط خانواده عنوان کرده‌اند.

همچنین در مواردی نیز مدیران سازمان از اینکه باید پاسخگوی تماس‌ها، ایمیل‌ها و مکاتبات سازمانی در ساعات غیرکاری باشند، گلایه کرده و خواستار اتخاذ تدبیر و توجه به تشخیص زمان‌های مختلف ازسوی سازمان شده‌اند.

بدیهی است نوع ارتباطات سازمانی، ساعات شناور کاری و همچنین فرهنگ خاص هر سازمان از مولفه‌های تاثیرگذار در این مقوله به شمار می‌آیند، اما آنچه در این میان اهمیت دارد توجه به رفاه، امنیت روانی و همچنین آسایش کارکنان است که بدون شک اگر توسط سازمان دچار خدشه شود، اثرات مشهودی بر عملکرد و استمرار فعالیت آنان در محیط سازمان خواهد داشت. از این رو مدیران باید به این مهم واقف باشند که باید تا حد ممکن برنامه‌ریزی‌های لازم را در ساعات کاری صورت داده و به پرسنل مجال آرامش و آسایش منتج از حضور در محیط صمیمی و گرم خانواده را بدهند، چرا که این رویکرد پیامدهای مطلوب و ارزش‌افزایی را در بلند مدت، برای سازمان در پی خواهد داشت.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.