مانده‌ام که:

در تلاش برای خدمت به توسعه و پیشرفت هر حرفه‌، صرف مراجعه به منابع و سایت‌های مختلف و ترجمه چند مقاله و نوشته‌ی مربوط به آن حرفه، موثرتر واقع می‌شود یا وارد گود شدن و دست و پنجه نرم کردن با چالش‌ها و مشکلات آن وادی؟

مشاوری که بر پایه تئوری‌ها و آموخته‌هایش، ارائه طریق می‌کند و شاهد کمترین لطمه احتمالی است که شاید ناشی از تصمیمات و مشورت‌های وی به سازمان باشد، بیشتر در اندیشه بهبود و تعالی سازمان است، یا آنکه به آب و آتش می‌زند تا از نزدیک و در کشاکش دهر، راه‌های مختلفی برای حل مسائل بیابد و به کار بندد؟

ادای دین به رسالت حرفه‌ای، از طریق تئوری‌پردازی و نشر و تالیف، بیشتر امکان‌پذیر است، یا برداشتن باری از دوش کسی که به دانش، تخصص و توانمندی آن حرفه، در عمل نیاز دارد؟

تنها حرف‌های متفاوت و استفاده از واژگان غربی دوای درد معضلات صنعت و حرفه ماست، یا تجربه واقعی و لمس کردن شرایط و دشواری‌ها؟

در کل کدام شکل برخورد با حرفه و تخصص و هدایت مسیر شغلی، می‌تواند موثرتر و مفیدتر واقع شود و به رضایت درونی از خود بیانجامد؟

شاید در اولین نظر تلفیق این دو، شرایط بهتری را به ذهن متبادر کند، اما فارغ از نگاه رویا‌پردازانه، در عمل بسیار سخت و دشوار است و در بیشتر حالات باید یکی را برگزید.

تا تجربه، رأی و نظر شما همراهان در این خصوص چه باشد ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , سایر حوزه‌های مدیریت , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ٤:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

بعضی‌ها آنچنان به روال‌ها و فرایندهای موجود عادت می‌کنند که اگر غیر از آن اتفاقی رخ دهد یا کسی به طریق دیگری عمل کند، انگار زمین و زمان بهم ریخته شده و دیگر امکان ادامه کار وجود ندارد. چنین افرادی را بارها دیده‌ام که غرق وظایف و روال‌های خود شده‌اند و هر تغییر تازه‌ای را پس می‌زنند و در مقابل آن جبهه می‌گیرند.

در مواردی هم این افراد به تصور اینکه دانای کل هستند و غیر از شیوه تفکری و عملیاتی آنان، راه دیگری خلق نشده و امکان‌پذیر نیست، از در کارشکنی و اخلال در تغییرات وارد شده و سعی می‌کنند هر کار جدیدی را بی‌اثر کنند و مجددا به همان روال سابق برگردانند.

بدون شک سر و کله زدن با این طیف از انسان‌ها، بسیار دشوار است و برای هر لحظه چنین مدارایی، باید راه جدیدی یافت و از در دیگری وارد شد. وجود این مقاومت‌ها بارها مانع اصلی انجام تغییرات و نوآوری در هر زمینه‌ای از جمله حوزه منابع انسانی شده است و فرصت‌های زیادی را از سازمان‌ها گرفته است. شاید در ابتدای هر تغییر باوری ضروری است سازمان‌ها در سطح وسیعی در راستای این جمله از الوین تافلر فرهنگ سازی کنند:

"بیسوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی‌توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که نمی‌توانند بیاموزند، آموخته‌های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند."


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ۱٦ مهر ۱۳٩٢ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

عجیب است که هنوز از زبان کارکنان بعضی از سازمان‌ها می‌شنویم که من نیز کارمند اینجا هستم و باید کارم را بدین صورت انجام دهم و گویا این سازمان‌ها اندک زمانی برای آموزش مشتری‌مداری و جا انداختن اهمیت و وزن مشتری برای پرسنل ندارند (شاید هم در باور خودشان هم به واسطه شرایط خاص اقتصادی در هر حوزه‌ای (بساز و بنداز) جایگاهی برای مشتری قائل نیستند).

نارسایی‌هایی از این دست به خوبی نشان می‌دهد که ارزش تقویت تعلق و وفاداری سازمان در میان پرسنلی که در ارتباط مستقیم با مشتریان هستند و به نوعی نوک پیکان تلقی می‌شوند، بیش از هر قسمت دیگری در سازمان احساس می‌شود.

از سوی دیگر زمانی که به چنین افرادی اختیار کافی برای رفع مشکلات مشتریان داده نمی‌شود، مشکلات چند برابر می‌شود و مشتری سرگردان، باید بار سلسله مراتب و چارت سازمانی و پیگیری‌های مختلف را تا حصول نتیجه به دوش بکشد. نمونه این مشکلات را این اواخر، بارها شاهد بوده‌ام که در ارجاع محصول بی‌کیفیت یا خراب دارای گارانتی، اعلام گلایه در خصوص نحوه نصب، دریافت راهنمایی درست در خصوص محصول، تحویل به موقع و ... پس از برقراری تماس، مشتری به انواع و اقسام خطوط وصل می‎شود و بیش از 5 یا 6 مرتبه و با افراد مختلف، مفصل به بیان مشکل می‌پردازد و آخر سر هم جواب قانع‌کننده‌ای نمی‌گیرد. موقعی هم که عصبانی می‌شود و از نحوه برخوردها می‌نالد، پاسخگو با کمال خونسردی می‌گوید که من هم کارمندم و اینجا دارم حقوق می‌گیرم. 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ۱٤ مهر ۱۳٩٢ | ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

کارشناسان منابع‌انسانی که درگیر جذب نیرو می‌شوند همیشه از این قضیه رنج می‌برند که تفاوتی ندارد شما برای چه مشاغلی، با چه شرایط احرازی و از طریق کدام کانال و آگهی برای یافتن نیرو اقدام می‌کنید، چرا که هر شخصی با هر نوع تخصص و هر شرایط تحصیلی و تجربی، برای درخواست آن اقدام خواهد کرد.

بدترین حالت هم زمانی است که آگهی گروهی تنظیم شده و در آن به صراحت آمده که کد یا نام شغل در ارسال رزومه حتما درج شود، اما تعداد رزومه‌هایی که مستقیما برای شغل خاصی ارسال شود از انگشتان دست فراتر نخواهد رفت. تعدادی هم هستند که مدام گوش به زنگ آگهی‌های مختلف‌اند و فله‌ای آدرس ایمیل‌ها را وارد می‌کنند و برای هر شغلی و تعداد کثیری از شرکت‌ها رزومه ارسال می‌کنند، جالبتر اینکه حتی به این مسئله هم توجه ندارند که آدرس ایمیل‌ها را در Bcc بیاورند تا کارفرماها به این اقدام‌شان پی نبرند.

در کنار این مسائل که زمان زیادی را از کارشناسان جذب منابع‌انسانی در سازمان‌ها می‌گیرد، فرمت‌های رنگارنگ، متفاوت و متعدد رزومه ها را اضافه کنید. یکی در ورد، دیگری در اکسل، تعدادی در پاورپوینت و بعضی‌ها در قالب عکس و پی‌دی‌اف و ...، هستند عده ای هم که شما را به شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های رزومه‌ساز لینک می‌دهند.

عنوان فایل هم خود جای تعجب دارد و هر کسی عنوانی را از درج عدد و کلمه اول فایل و عنوان فرد و عنوان شغل و ... همه و همه دردسری می شود برای آن کارشناسی که قرار است این رزومه ها را دسته بندی و به قسمت های مختلف ارجاع دهد.

همه این مسائل شروع مسیر انتخاب از بین رزومه‌هایی است که گاهی اندک مشابهتی با واقعیت ندارند و سراسر غرق اغراق‌اند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٠ مهر ۱۳٩٢ | ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

در عجبم که چگونه در گوشه‌ای از دنیا، مشتری‌ها از زمان رونمایی محصول جدید اپل تا مرحله فروش آن به مدت 15 روز در صف خرید می‌ایستند + و اینگونه تعهد خود را به محصول دلخواه‌شان نشان می‌دهند در حالی که در گوشه دیگری، به دلیل انحصار تولید و هزار و یک جور مشکل دیگر، مردمی به ناچار و نه از سر میل محصول بی‌کیفیتی را از شرکتی خاص، خریداری می‌کنند و به پای آن می‌سوزند و می‌سازند و در هر موقعیتی سخن از نقد و ناله از کیفیت پایین و خدمات نازل آن محصول سر می دهند.

یکی از تمام لیاقت و توان‌اش برای عرضه محصول باکیفیت و رقابتی مایه می‌گذارد و دیگری با تمام لابی‌گری‌ها و رانت‌اش در پی افزایش قیمت و کاهش هزینه‌های تولید بر‌می‌آید و هر روز جیب تعداد بیشتری از هموطنان‌اش را خالی می‌کند.

یکی برای انقاد و بیان کاستی محصولش جایزه می گذارد + و دیگری برای رسوایی و فجایعی که به بار می‌آورد، خم به ابرو نمی‌آورد و گوشش بدهکار هیچ نقدی نیست.

مشتریان یکی در پی کناره‌گیری و مرگ مدیرعامل‌ شرکت در بهت و ناراحتی سنگینی فرو می‌روند + و مشتریان دیگری روزی نیست که آرزوی اتمام دوره مدیریتی در آن شرکت را نداشته باشند، تا شاید اندک تغییری در کیفیت محصول حادث شود و بهایی به مصرف‌کننده داده شود.

یکی برای حفظ نام و جایگاه‌اش تمام تمرکزش را بر مشتری و رضایت او گذاشته + و دیگری در هر مسیری برای فشار به مصرف‌کننده، بالابردن قیمت و دریافت مجوزهای خاص قدم گذاشته است.

 

قصه‌ی میزان ایجاد تعهد به محصول در این دو سرا، حکایتی اسفناک برای مردمی است که از سر تقدیر، انتخاب‌گر برندهایی می‌شوند که راهی برای جایگزینی‌شان مهیا نمی‌بینند.‌

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ۱ مهر ۱۳٩٢ | ٤:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.