هفته عجیبی بود، سرشار از امید و روشنایی، ظاهرا طفل شادی استاد شفیعی کدکنی به دو سوی خزر و خلیج فارس برگشته است. دیروز دیدن چهره‌هایی که دیرزمانی بود خنده از رخسارشان رخت بربسته بود، بیش از هر چیز دیگری خوشحالم کرد. مردمی که فاصله زیادی با خنده و شادی گرفته بودند برای چند لحظه فارغ از مشکلات و فشارها، شاد زیستند و امیدوارتر از همیشه مهربانی به هم نثار می‌کردند.

امید که این شادی‌ها مقطعی نباشد و ما نیز به سان دیگر آدمیان این کره خاکی، به حق داشتن روزهای شاد و مملو از خوشبختی برسیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٩ خرداد ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

"جناب آقای دکتر حسن روحانی

رئیس جمهوری محترم و منتخب مردم در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

با سلام و خداقوت

احتراما؛ ضمن عرض تبریک و آرزوی توفیق جنابعالی به عنوان رئیس جمهور برگزیده مردم و به ملت عزیز ایران که با حضور خود در پای صندوق های رای در روز جمعه 92.03.24 حماسه سیاسی را رقم زدند، کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران بر خود وظیفه می داند به عنوان یک تشکل قانونی موضوع اصل 104 قانون اساسی پیگیر مطالبات به حق قشر عظیم کارگران که در خلق حماسه سیاسی نقش اصلی و محوری داشتند، باشد.

به همین منظور اهم مطالبات را به شرح ذیل اعلام داشته و امیدواریم در تحقق آنها اقدام جدی به عمل آورید و حماسه اقتصادی مورد نظر مقام معظم رهبری که کارگران را ستون فقرات جامعه می دانند تحقق یابد.

1- تفاوت 15 درصدی تورم و دستمزد کارگران در سال 92 که وعده داده بودید را عملی کنید.

توضیح: حداقل دستمزد سال 92 کارگران کشور کمتر از نرخ تورم و سبد معیشت موضوع ماده 41 قانون کار به تصویب رسید و شورای اسلامی کار استان تهران به عنوان اعتراض اقدام به شکایت در دیوان عدالت اداری نمود.

2- پیاده کردن ظرفیت های قانون کار که معطل مانده و در صورت نیاز به ایجاد تغییرات و اصلاح در قانون کار باید سمت و سوی آن در جهت حمایت از نیروی کار باشد.

3- استقلال تشکل های کارگری و عدم دخالت دولت و کارفرمایان در تشکیل و ادامه فعالیت تشکل های کارگری

4- محو پدیده شوم شرکت های پیمانکاری یا آدم فروش

5- برقراری امنیت شغلی و اقتصادی جهت کارگران قراردادی دائم و موقت

6- استقلال سازمان تامین اجتماعی و اداره آن توسط شرکای اجتماعی کارگران و کارفرمایان و نقش نظارتی دولت

7- همسان سازی پرداخت مالیات حقوق کارگران با کارکنان دولت چرا که کارکنان دولت پس از اعمال معافیت، به صورت ثابت 10 درصد مالیات پرداخت می کنند و پرداخت مالیات توسط کارگران پس از اعمال معافیت به صورت پلکانی از 10 تا 30 درصد است

8- پرداخت عیدی کارگران دستگاه های دولتی به مانند کارگران شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار

توضیح: عیدی کارگران مشمول قانون کار بر اساس ماد واحده سال 1370 به میزان دو ماه حقوق است در حالی که متاسفانه کارگران دستگاه های دولتی با استناد به ماده واحده سال 1374 با وجود اینکه مشمول قانون کار هستند به مانند کارکنان دولت عیدی دریافت می کنند که رقم آن به مراتب کمتر از عیدی کارگران کارگاه های مشمول قانون کار است ضمن آنکه کارگران دستگاه های دولتی از سایر مزایای دستگاه های اجرایی نیز محروم هستند."


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , از دیگران


تاريخ : ٢۸ خرداد ۱۳٩٢ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

اگر از یک سو افراد را به دو گروه فارغ‌التحصیلان دانشگاه که تازه می‌خواهند جذب بازار کار شوند و افراد با تجربه‌ی سال‌ها حضور در شرکت‌های متفاوت تقسیم کنیم و از سوی دیگر سازمان‌ها را نیز در دو گونه نظام‌مند و دارای سیستم‌ها و روال‌های مشخص و کار شده و سازمان‌های به‌هم ریخته و فاقد هرگونه نگاه سیستمی مشخص دسته‌بندی کنیم، آنگاه با بیان مختصر دلایلی می‌توان عنوان کرد گروه اول که تازه جذب بازار کار شده‌اند بهتر است به منظور حفظ سلامت روانی در ادامه حیات، شروع‌شان با سازمان‌های بلبشوی اصطلاحاً بی‌در و پیکر باشد و گروه دوم باید در پی سازمان‌های دارای روال و نظم مشخص، با فرایندهای علمی تعریف شده و مدون بگردند. دلایل این موضوع از این قرار است:

به برکت مدیریت‌های نه‌چندان مطلوب سازمان‌های ایرانی، هر دو گروه عنوان شده در مسیر شغلی با سازمان‌های نوع دوم که از هیچ قاعده و قانونی تبعیت نمی‌کنند و صرفاً بواسطه شرایط خاص و اتفاقات عجیب به جایی رسیده‌اند، مواجه خواهند شد، اما زمان و نحوه برخورد با این سازمان‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است.

افراد زمانی که تجربه اول کارشان است و هنوز خیلی در باغ وجود سیستم‌ها و ساختارهای علمی و به‌روز در سازمان‌ها نیستند و با مدل‌ها و رویکردهای تعالی، کیفیت و ... آشنا نیستید و خبری از ضرورت‌های کارکردی توجه به سرمایه انسانی و نوع تعامل با آن‌ها ندارند و الی آخر، به راحتی می‌توانند همه اتفاقات و ناهنجاری‌ها را با دیده صبر و شکیبایی و بیان این مطلب که محیط کار است و این اتفاقات حتما طبیعی است، تحمل کنند.

اما اگر بواسطه حضور چندین ساله در سازمان‌های معتبر و پیشرو و آموختن هنجارها و ضرورت‌های کاری و تخصصی شغل و همچنین برقراری نظام فرایندها و تدوین سیستم‌ها و بهره‌مندی سازمان‌ها از آخرین متد و یافته‌های علمی، عادت به رویکرد سیستمی و فعالیت حرفه‌ای کرده‌اند، قرار گرفتن در محیط‌های نوع دوم برایشان بسیار آزاردهنده و مایوس کننده خواهد بود و برای تغییر آن شرایط بواسطه عادت‌های مرسوم و منسوخ آن محیط مدام به در بسته می‌خورند و این مسئله، سلامت روح و جسم‌شان را دچار مخاطره‌های اساسی می‌کند.

بهرحال درست است که رسالت هر فارغ‌التحصیلی شروع کار، با محیط‌های مطمئن و سرشار از یادگیری است اما اگر در همان ابتدا شانس بیاورد و حسابی توی ذوقش بخورد و ببیند هرآنچه آموخته، عملا کاربرد زیادی ندارد، در ادامه مسیرش قدر اندک داشته‌ها و دست‌آوردها را بیشتر خواهد دانست و برای بهتر شدن تلاش بیشتری خواهد کرد. اما اگر در ابتدا محیط‌های کاری مطلوب و نزدیک به آموخته‌ها و ایده‌آل‌هایش را تجربه کند، در ادامه مسیر شغل و با قرار گرفتن در سازمان‌هایی که بویی از این دانسته‌ها نبرده‌اند، دچار افسردگی و استرس‌های بیشمار خواهد شد و در حسرت گذشته ایام خواهد گذراند، هر چند امید به آینده همواره کارساز و مشکل‌گشا خواهد ماند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ | ٩:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

دشوار و سخت می‌نماید اما دوست دارم به خودم و اطرافیانم بقبولانم که باید امید را در قلب و جان پاس داشت. بی‌تفاوتی به موضوعات پیرامون و آیه یاس سرودن هیچگاه چاره کار نبوده و نیست، شاید آسایشی مقطعی فراهم کند اما پیامدها و آثار نتایج‌اش، به مراتب دشوارتر از پا‌ پس کشیدن است.

باید انگیزه و امید را مدام در گوش هم زمزمه کنیم، چرا که به گمانم چاره‌ تنها در این است، حداقل اینکه از بار رسالت‌مان در قبال هم اندکی می‌کاهد.

اگر قرار است رویا در سر بپرورانیم، بگذاریم اندکی شیرین باشد و تلخی آن را به تصویر نکشیم. شاید در بیداری صبح، ترنم و خاطره شیرین آن رویا، طلوع شاد روزمان را رقم بزند...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٩ خرداد ۱۳٩٢ | ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

در مجموعه‌ داستان‌های مدیریتی خواندم که ژنرال داگلاس مک آرتور چنین نوشته‌ای را در اتاقش نصب کرده بود:

"خداوندا به من پسری عطا فرما که آنقدر نیرومند باشد که بر هراسش غلبه کند. پسری که شکست را از روی صداقت پذیرا باشد و به وقت پیروزی فروتن باشد.

خداوندا، در موقعیت‌های دشوار و در مشکلات زندگی از پسرم محافظت فرما.

به پسرم یاری رسان تا در برابر طوفان، مقاومت کند. به او یاری رسان تا به انسان‌های ضعیف و درماندگان توجه کند. خداوندا به من پسری عطا فرما که دلی روشن و باصفا و هدفی والا داشته باشد. پسری که به آینده امیدوار باشد اما از گذشته درس بیاموزد.

اینگونه خواهم گفت، زندگی را به هدر نداده‌ام."

و بی‌اختیار به غنا و تطابق این نوشته‌ها به واژه پرورش که زمانی هدفی اصلی و همراه آموزش بود فکر کردم. واژه‌ای که به گمانم دیرزمانی است مغفول مانده و با رویکرد تک‌بعدی آموزش فعلی، کسی برای فرداها مهیا نمی‌شود.

کسی که همنوای نیازمند و درمانده باشد، نه گرگ بازار و پامال کننده همنوع برای پارو کردن پول بیشتر. کسی که برای عبور از طوفان‌ها به ابزار دانش و خرد متکی شود، نه موج سوار جریان و در پی پارتی برای جاه و مقام افزون‌تر. کسی که بیم و هراسی برای رسیدن به موفقیت به دل راه ندهد نه مانده در غار ترس از شکست و گریزان از تغییری اندک.

خداوندا به ما یاد بده، چگونه نسل فردا را پرورش دهیم...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , از دیگران


تاريخ : ۱۳ خرداد ۱۳٩٢ | ۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره‌ای از گذشته و دارای ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند، مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه‌ای دریافت نماید.

کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه‌های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد، کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"

پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد، بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند.

هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد. سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد، زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , از دیگران


تاريخ : ۱۱ خرداد ۱۳٩٢ | ٩:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

این اواخر و به بهانه روزهای زن و مرد (مادر و پدر)، هدیه‌ی سازمان‌های متنوع و متفاوتی را از نظر گذراندم و پی بردم که رای غالب متولیان رفاه منابع انسانی، جبران بخشی از هزینه‌های زندگی پرسنل، در بهانه‌هایی اینچنین است.
به عبارتی کارت‌های هدیه در مبالغ قلیل اما اندکی کارگشاتر از سایر هدایا، نقش اصلی این مناسبت‌ها را ایفا می‌کردند. در نگاه اجمالی به هزینه‌کرد این کارت‌ها دریافتم، اگر که قبلا به بهانه خرید هدیه همسر، پدر یا مادر از آن‌ها استفاده می‌شد، این روزها کارت‌های هدیه عمدتا سر از قصابی‌ها، مرغ‌فروشی‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی درمی‌آورد و در تصمیمی مشترک، بیشتر خانواده‌ها سیری شکم و جبران پروتئین‌های مورد نیاز خود و فرزندان‌شان را ارجح‌تر از بدست آوردن‌ دل و ابراز محبت و ... می‌دانند.

چند وقت قبل بواسطه مطالعه در خصوص رازهای موفقیت انسان‌ و عناصر تاثیرگذار در احساس خوشبختی و رضایت،‌ به مدل چرخ زندگی برخوردم. در این مدل که بصورت مدور ترسیم می‌شود عناصر 8 گانه‌ "محیط خانه و محل‌کار"، "مسیر شغلی"، "پول"، "سلامتی"، "دوستان و خانواده"، "همسر و عشق زندگی"، "رشد شخصی" و در نهایت "تفریح و سرگرمی" حضور دارند و تاکید شده بود که در جوامع مختلف، زمانی که انسان‌ها حد بهینه‌ای از توجه و تمرکز، بر این پارامترها داشته باشند، بیش از سایرین احساس موفقیت و خوشبختی می‌کنند.
در آن مطالعات به صراحت اشاره شده بود که افراد باید وضعیت خود را در خصوص هریک از موارد مشخص کنند و برای رسیدن به حد مطلوب، شکاف‌های موجود را به ترتیب اولویت پر کنند.

بیراه نیست اگر که در تمامی جوامع بخصوص جامعه امروز ما، شاید به نوعی تمامی این موارد، تحت‌الشعاع وضعیت معیشتی و اقتصادی انسان‌هاست. دو مثال ساده به ارتباط بهتر این مدل با مسئله عنوان شده کمک می‌کند:

دوست بازنشسته‌ای می‌گفت: یکی از مهم‌ترین خواسته‌ها و علایق افراد در سنین کهنسالی سر زدن فرزندان‌شان به آنان است و این دور هم بودن‌‌هاست که اندکی از تنهایی و یاس‌های احتمالی در این سنین می‌کاهد، اما این روزها آخر هفته که می‌شود از بیم مخارج سنگین گوشت، مرغ، برنج و ... علیرغم میل باطنی دعا می‌کنیم بچه‌ها گرفتار مشغله‌های خودشان باشند و نتوانند به ما سر بزنند!

در موارد متعددی اگر به ماشین‌های پشت چراغ قرمز دقت کنید، شاهد جر و بحث و دعوای همسران خواهید بود که بخش زیادی از آن، به سبب برآورده نشدن توقعات و مشکلات اقتصادی است. این مسئله در بررسی اجمالی آمارهای طلاق و دعاوی خانوادگی، نشان می‌دهد که رابطه عاشقانه زندگی به شدت متاثر از وضعیت اقتصادی خانواده‌هاست.

موارد فوق تنها بخشی از مثال‌هایی بود که به وفور در سطح جامعه قابل مشاهده است.

در مورد سازمان‌ها هم همانگونه که در بخش اول اشاره شد، عمده تصمیم‌ها در حوزه منابع انسانی متاثر از چرخ زندگی شکل دیگری یافته و متمرکز بر وضعیت معیشتی شده است. در رابطه این عناصر طبیعی است اگر وضعیت مالی مناسب نباشد تفریح و سرگرمی نیز جای کمتری در زندگی خواهد یافت یا فرصت‌های سرمایه‌گذاری برای سلامت و رشد شخصی، کمرنگ‌تر خواهد شد.

بهرحال امید که چرخ زندگی از دست‌انداز‌های کنونی به سلامت عبور کند و در مسیری هموار، به سوی مقصد روان شود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٤ خرداد ۱۳٩٢ | ٩:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.