باید به تغییر روال‌های معمول و مرسوم و خبرهای پیامد آن عادت کنیم، حتی اگر این تغییر روال، سبک زندگی و الگو‌های مرگ و میر آدم‌ها باشد. این اواخر نشریه پزشکی لان‌ست گزارشی از مطالعه وسیع و جهانی‌اش در خصوص الگوهای مرگ و میر در 20 سال اخیر را منتشر کرده که نشان می‌دهد میزان مرگ و میر آدم‌هایی که از عوارض چاقی می‌میرند سه برابر آدم هایی است که مرگ ناشی از سوء تغذیه را تجربه می‌کنند.

در گزارش این نشریه خبر از افزایش 82 درصدی چاقی در دنیا است که براستی فاجعه‌بار است و بیانگر این واقعیت است که تا چه اندازه سلامت انسان‌ها از یک سو با وفور نعمت و از سوی دیگر با تغییرات سبک زندگی تهدید می‌شود. نمی‌خواهم وارد مبحث کارشناسی دلایل افزایش چاقی وبی‌تحرکی آدم‌ها و استرس‌ها و فشارهای ناشی از این پدیده‌ها شوم اما تا همینجا، فکر می‌کنم این خبر تلنگری بود تا شاید باعث تغییر در سبک و سیاق زندگی آدم‌های این عصر شود و نتایج این مطالعات، حساسیت‌های بیشتری را برای حفظ و ارتقاء سلامت انسان‌ها به بار آورد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٩ آذر ۱۳٩۱ | ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

دنبال موضوعاتی برای غنی سازی دوره پیش‌رو، در خصوص مهارت‌های ارائه بودم که به دلیل مسدود بودن اکثر سایت‌هایی که تصاویر و موضوعاتی در این خصوص داشتند، به ناچار سر از سایت TED درآوردم که در کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی، همیشه از آن به عنوان منبعی ارزشمند یاد می‌شود. محتوای این سایت کلیپ‌ سخنرانی افراد و در ارتباط با ایده‌ها و موضوعات متفاوت آن‌ها، از سراسر دنیاست.

در لابه‌لای کلیپ‌ها ناگهان متوجه موضوع جالبی شدم که قبلا در مورد آن مطالبی خوانده بودم. سخنرانی در خصوص فعالیت‌های جنبشی بود که به سرعت و به صورت جهان‌شمول، در حال جمع‌آوری آرزوهای انسان‌ها با مطلع قرار دادن این عبارت است: ...Before I die I want to (ترجمه فارسی: قبل از آنکه بمیرم می‌خواهم...).

کلیپ سخنرانی Candy Chang در ارتباط با فعالیت‌های این جنبش در این آدرس + قابل مشاهده است.

نکته جالبی که از مشاهده این سخنرانی و سر زدن به سایت مربوط به جمع‌آوری آرزوها + دریافتم، سادگی و دست‌یافتنی بودن بسیاری از این آرزوهاست که شاید با تغییرات الگوی زندگی انسان‌ها و پاسداشت و احترام به گوهر ذاتی آن‌ها به سهولت قابل دست‌یابی است. برای مثال عمده عبارات ذکر شده از نقاط مختلف دنیا عبارتند از: مسافرت به نقطه‌ای دیگر از دنیا، عاشق شدن، محبت دیگری را دریافت کردن، رسیدن به موفقیت، اتمام دوره تحصیلی، بدست آوردن شغل عالی و ...

این آرزوها به طرز خارق‌العاده‌ای نزدیک و مشابه هستند و بیانگر واقعیت غیرقابل انکاری هستند که خواسته‌های انسان‌ فارغ از مرزها، ادیان و باورها مشابهت بسیار زیادی به یکدیگر دارند.

و حال در این اندیشه‌ام که اگر زیست‌گاه انسان‌ها از کدورت‌ها، جنگ‌ها، خودخواهی‌ها و مرزهای ساخته دست بشر تهی‌ می‌شد، چه بسیار از آدم‌هایی که به راحتی کامیاب می‌شدند و راضی از از این گذرگاه زندگی عبور می‌کردند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٦ آذر ۱۳٩۱ | ٦:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

روز تلخ دانش آموزان این دیار تمامی ندارد. ۱۳ آذر سال ۸۵ هنوز از خاطر ایرانیان محو نشده است، روزی که دانش آموزان روستای درودزن فارس طعمه حریق شدند و ۵ دختر و ۲ پسر برای نیم ساعت در میان شعله‌های آتش گرفتار شدند و در این سالها بارها زیر تیغ جراحان رفتند. پس از آن بوده که سیل وعده‌ها در خصوص تجهیز مدارس، جمع‌آوری چراغ‌ها و بخاری‌های نفتی مدارس و نوسازی کلاس‌های درس و تامین بودجه‌های لازم از سوی مسئولان روانه خبرگزاری‌ها شد و با اندک اعتمادی مکه به این صحبت‌ها بود امید می‌رفت که دیگر تلخی‌هایی از این دست برای هموطنانمان پیش نیاید تا اینکه دور روز پس از سالگرد این فاجعه، دیروز مدرسه شین‌آباد در پیرانشهر، طعمه حریق شد و 33 نفر از دخترکان معصوم این کلاس در میان شعله‌ها، لحظات جانکاهی را تجربه کردند و بدون شک، همچون همدردان خود در درودزن، تا واپسین روزهای حیات، تلخی چنین روزی را از یاد نخواهند برد.

عکس‌ها و تصاویر این واقعه به قدری تلخ و تکان دهنده است که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آن گذشت، کاری که مسئولان به سادگی و بارها در حوادثی اینچنین انجام داده‌ و هزار وعده‌شان ثمره‌ای جز تکرار این حوادث در پی نداشته است. ناگوارتر آن است که در این مدرسه بر اساس گفته‌های دانش اموزان کپسول آتش نشانی خالی بوده و راه گریز به دلیل نرده‌های مستحکم پنجره‌ها، بر رویشان مسدود.

نمی‌دانم بی‌تفاوتی‌ها بواسطه تصدلی صندلی‌هایی سست و بی‌بنیان، تا به کی استمرار دارد و تنها امیدوارم روزی جان‌های بی‌مایه آدم‌ها در این دیار، ارزش یابد و شاهد چنین رویدادهایی نباشیم و در آخر هم چند ایکاش به رسم واژه‌های متداول جامعه ما:

  • کاش این کلاس کم‌جمعیت تر بود. (از 36 نفر دانش‌آموز کلاس در آنروز یک نفر غایب و دو نفر در حیاط مدرسه بوده‌اند.)
  • کاش به قول وزیر آموزش و پرورش هیچ کلاسی نداشتیم که از بخاری نفتی استفاده کند.
  • کاش تنها کپسول آتش‌نشانی مدرسه شارژ شده بود.
  • کاش ولخرجی‌های کشور سر از نوسازی و تجهیز مدارس و بهبود سیستم‌های گرمایشی درمی‌آورد تا ...
  • کاش از بیم سرقت وسایل کلاس، آن همه نرده به پنجره‌های کلاس نمی‌زدند و می‌شد از آن خارج شد.
  • کاش معلم و مستخدم مدرسه، کلاس‌های کمک‌های اولیه یا لااقل اطفای حریق را گذرانده بودند.
  • کاش هوای آنروز پیرانشهر هم آلوده بود و بچه‌ها در خانه‌هایشان می‌ماندند چرا که مهر والدین‌شان مانع از قصور مسئولان می‌شد.
  • کاش جنس نیمکت‌های کلاس چوب نبود و آنقدر مشتعل نمی‌شد.
  • کاش ...

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٦ آذر ۱۳٩۱ | ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

وارونگی‌ پدیده‌های متعدد این ایام، وارونگی هوا را برایم اندکی آسان‌تر کرده، تعلیق و سرگردانی آدم‌های این عصر، مجال فکر کردن به ذرات معلق کوچک‌تر از  2.5 میکرون را نمی‌دهد. فکرش را که می‌کنم مگر در این ایام چیزی هم به جز شرافت و کرامت آدم‌ها در زمین، سیر نزولی داشته‌ که انتظار کاهش آلاینده‌ها را، آن‌هم در هوا بکشیم. هر چه هست، دیگر امیدم به این سرفه‌های مکرر و سوزش‌های بی‌امان چشم و حلق است، تا شاید فرصتی را پیشکش خلق کند که واژه‌هایی از جنس باد و باران و رحمت را، دیگر باره معنا کنند.

مگر فشارهای وارونه سبب شود، به جای تکیه بر ازدحام و همهمه‌های تهی در لابه‌لای ندیدن‌ها، به خلوت و سکوتی سرشار از بودن‌ها و دیدن‌ها روی بیاوریم. شخصی می‌گفت شاید "حقیقت" آخرین چیزی‌است که دوست داریم بشنویم، اما حقیقت این روزهای ما تنها خلاء هوای سالم و باران رحمت و بادهای سرکش نیست، مشکل فقدان اخلاق و منش انسان‌هاست. باور کنیم اگر به جای نثار دود و بوق و ناسزا، اندکی محبت و تبسم و انسانیت، در حق هم روا می‌داشتیم، دیگر به گریز از این شهر و دیار فکر نمی‌کردیم و برای نفس کشیدن در فضای آن، لحظه‌ها را با اشتیاقی افزون سپری می‌کردیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٤ آذر ۱۳٩۱ | ۸:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

در دوران کارشناسی ارشد با دکتر حیدر علی هومن آشنا شدم و عمده مطالب پایان‌نامه را هم بر اساس کتاب‌های ارزشمند ایشان، از جمله تحلیل داده‌های چند متغیره در پژوهش‌های رفتاری (که در زمان خود کتاب سال شد) به انجام رساندم. متاسفانه باخبر شدم که این استاد عزیز، در سن 80 سالگی و به دلیل نارسایی تنفسی، دار فانی را وداع گفته‌اند.

استاد، بنیان‌گذار علم نوین روانسنجی در ایران و مولف شمار زیادی کتاب و مقاله علمی در زمینه روان سنجی، سنجش و اندازه‌گیری، روش تحقیق و آمار بودند و بیش از 50 سال، به امر تدریس و پژوهش در دانشگاه‌های ایران (تربیت معلم، دانشگاه تهران، شهید بهشتی، تربیت مدرس، دانشگاه‌علامه طباطبایی، دانشگاه‌های آزاد اسلامی و چندین موسسه پژوهشی و تحقیقاتی معتبر) پرداختند.

روحشان قرین رحمت حق


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٢ آذر ۱۳٩۱ | ۱:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

از آلفرد اسمیت نقل شده است که "مدیر کسی نیست که بتواند کارها را بهتر از کارکنانش به انجام رساند، بلکه فردی است که افرادش را در مسیری قرار می‌دهد که بتوانند فعالیت‌ها و اقداماتشان را بهتر از آنچه که می‌توانستند، انجام دهند"

به عبارتی فارغ از دیدگاه تک بعدی بیان شده، شاید مهم‌ترین مهارت مدیریت در تعریف اسمیت از مدیر، توانایی برانگیختن کارکنان باشد که لازمه شعف آنان در سازمان‌ و افزایش توانمندی‌هایشان در رابطه با مشاغل مورد تصدی است. این موضوع در بسیاری از موارد و در برداشت‌های نادرست از شایسته گزینی، مورد بی‌توجهی قرار گرفته و عمدتا بدون توجه به مهارت‌های مرتبط با نیروی انسانی، افرادی به عنوان مدیر و سرپرست ایفای نقش می‌کنند که در بررسی سوابق و توانایی‌هایشان صرفا به بعد فنی و تخصصی توجه می‌شود، در حالی که مدیر هر قسمتی از سازمان، نیازمند مهارت‌های سه‌گانه فنی، انسانی، ادراکی به صورت توامان است.

این موضوع در خصوص مشاغل صفی و جاهایی که افراد درگیر فعالیت‌های فنی هستند، بیش از سایر حوزه‌ها محسوس بوده و عمده مشکلات در اینگونه محیط‌ها، ناشی از عدم برقراری ارتباط درست مدیران با پرسنل می‌باشد که جنس ارتباط بیشتر از نوع تکنیک و روش‌های انجام کار است و به اهمیت ابعاد انسانی در محیط کار رغبت و تمایلی نشان داده نمی‌شود. در عمده مشاهدات نیز مافوق‌ها به دنبال قبولاندن مهارت‌های فنی و تخصصی خود به پرسنل هستند یا متاسفانه در پی به رخ کشیدن ضعف‌ها و کاستی‌های سایرین، در مقابل خود برمی‌آیند که به نوعی توجیه کننده مشروعیت و قدرت آنان در کار باشد. بحث پیرامون این مهارت‌ها با توجه به اتفاقات و مشکلاتی از این جنس که برای فعالان روابط سازمانی مقوله بیگانه‌ای نیست، تلنگری‌است برای مدیران حوزه‌های مختلف، بویژه منابع انسانی که در بهره‌مندی مسئولان و متولیان بخش‌ها و قسمت‌های مختلف سازمان، از مهارت‌های ارتباطی و انگیزشی اطمینان لازم را حاصل نمایند و در صورت محرز نبودن این شایستگی، زمینه‌های آموزش و ارتقاء آن را برای مدیران فراهم سازند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱۱ آذر ۱۳٩۱ | ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

دوستان عزیزم آقایان مسعود بینش + و افشین دبیری + کارگاه آموزشی منابع انسانی ارزش آفرین (از رویکردهای نو تا راه حل‌های متفاوت) + را در تاریـخ 4 بهمن ماه 1391 برگزار خواهند کرد. با شناختی که از این بزرگواران دارم و شاهد تلاش‌های ارزشمند سالیان اخیرشان، در رابطه با ترجمه کتب و ارائه مطالب مفید در زمینه اعتلای منابع انسانی بوده‌ام، اطمینان دارم که موضوع کارگاه همین خط سیر را پیموده و برای علاقه‌مندان و فعالان این وادی، نکات ارزشمندی را به ارمغان خواهد داشت.

امید که یافته‌ها و دست‌آوردهای این کارگاه و سایر دوره‌هایی از این دست، مسیرهای نو و خلاقانه‌ای را پیش روی مدیران و مسئولان عرصه منابع انسانی قرار دهد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , از دیگران


تاريخ : ٧ آذر ۱۳٩۱ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.