دیروز آخر وقت بود که از بهار جنوبی یک پکیج گرمایشی گرفتم و به دلیل عجله‌ای که مغازه‌دار در تعطیلی مغازه داشت، مجبور شدم آن را به گوشه‌ه‌ای از پیاده‌رو انتقال دهم تا پس از جابجایی ماشین، آن را در صندوق قرار دهم. به محض برگشتن سمت پکیج، نوجوانی با اطمینان سراغم آمد و گوشه کارتن را خم کرد تا آن را بردارد، در یک لحظه ذهن آشفته و زخم خورده من، فرمان داد که شاید قصد بردن آن را دارد و یا فکر می‌کند من آن را از مغازه‌شان برداشته‌ام یا پول آن را نداده‌ام و خلاصه همه افکارم از این دست بود که با لحنی ناراضی، گفتم "کجا می‌خوای ببری"، سریع برگشت و گفت "می‌خواستم کمک‌تان کنم تا کارتن رو ببرید تو ماشین"، در یک لحظه آنگار آب سردی بر سرم ریخته شد. پس از کلی عذرخواهی و پوزش از رفتارم، دیدم که باز با اطمینان خاصی گوشه کارتن را گرفت و آن را تا سمت ماشین آورد.

تا پاسی از شب، ناراحت و پریشان از کرده خودم، در این اندیشه بودم که چه اتفاقی افتاد که من نتوانستم حسن نیت این جوان را تشخیص دهم و بر خلاف تصور وی، واکنش نشان دادم؟ کاش می‌شد با دیدن رفتارهایی بیشتری از این دست، پیش‌داوری‌ها به کل از ذهن ما رخت برمی‌بست.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٩ آبان ۱۳٩۱ | ٩:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

انرژی و زمان زیاد این روزهای بسیاری از والدین، صرف برنامه‌ریزی برای کلاس‌های متنوع فرزندانشان می‌شود که در پی شناسایی و سافتن استعداد فرزندان، باعث مشغله‌ها، نگرانی‌ها و استرس‌های بیشماری است.

در جوامع مختلف وقتی که صحبت از افراد با استعداد و موفق می‌شود، در بیشتر ایام عامل موفقیت‌شان دنبال کردن هدف مشخص و حرکت در راستای آن بوده است، اما در جامعه ما به وفور مشاهده می‌شود که افراد در رشته‌های متفاوت و گاها متناقض، با صرف انرژی‌های مضاعفی مشغول یادگیری هستند که هر وادی نیازمند توجه و هدفگذاری ویژه‌ای است. برای مثال افرادی که فرزندان خود را جدای از مشقات و چالش‌های درسی، در کلاس‌ سازهای مختلف، نقاشی، سفالگری، رشته‌های ورزشی متنوع، کلاس‌های زبان و ... ثبت نام می‌کنند و در اندیشه این به سر می‌برند که فرزندشان در تمامی این رشته‌ها به استعداد برجسته‌ای تبدیل شود. اما نتیجه این تمرکز و توجه آنان در بیشتر موارد فشارهای والدین از یک‌طرف و استهلاک تدریجی فرزندان از سوی دیگر است که باعث ناکامی در دستیابی به اهداف شده و در نهایت آنان را تبدیل به افرادی از آنجا مانده و از اینجا رانده می‌کند.

این آفت در بسیاری از موارد چنان زندگی فرزندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد که پیامدهای ناگواری را برای آینده و مسیر تحصیلی و حرفه‌ای آنان به بار می‌آورد و عمده این مشکل برای فرزندانی است که کشش و توانایی بیشتری را برای یادگیری از خود بروز می‌دهند.

بهرحال واقعیت این است که مصرف گرایی و چشم‌ و هم‌چشمی‌های معمول جامعه ما، دامنگیر این موارد نیز شده و گاها همین توجه بیش از حد که با بی‌تدبیری در شناخت بسترها و پتانسیل‌های فرزندان همراه است، منجر به مشکلات و ضربه‌های روحی و روانی ناگواری برای آنان می‌شود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢۸ آبان ۱۳٩۱ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

29 و 30 آبان هشتمین کنفرانس توسعه منابع انسانی برگزار می‌شود. با الهام از تجربیات دوره‌های پیشین، روز دوم را زمان مناسبتری برای حضور (به دلیل پرهیز از تعارفات، چشم‌انتظار ماندن مسئولان و حمد و ثناگویی‌ آنان) یافته‌ام. امیدوارم که در این دوره، شاهد پختگی بیشتر مطالب و دست‌آوردهای افزون‌تری باشیم و توفیق دیدار دوستان و همراهان همیشگی را داشته باشیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٤ آبان ۱۳٩۱ | ۳:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

تصادفی به تصویر پرمحتوایی برخوردم که خالق اثر برایم ناشناس ماند، اما هر چه هست بوضوح تاثیر شیوه‌های تربیت و پرورش کودکان را نشانگر است و به بیان ریشه‌های رفتار آنان در بزرگسالی می‌پردازد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩۱ | ٥:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

صبح فردا برای برگزاری دو دوره مدیریت زمان و نگرش سیستمی، عازم جزیره‌ای هستم که مردمانی بسیار خونگرم دارد و جاذبه‌های بصری‌اش به قدری است که هر چه بیشتر بمانی، بیشتر دل‌‌بند آن می‌شوی. یکی از بی‌نظیرترین و بکرترین جاذبه‌های قشم، طلوع و غروب دل‌انگیز خورشید است که علیرغم برنامه فشرده سه‌روزه، در تلاشم تا دیدنشان را از کنار ساحل نیل‌گون خلیج فارس، از دست ندهم و اگر ره‌توشه‌ای از آن یافتم با شما هم به اشتراک بگذارم.

در این شرایط پر التهاب اقتصادی و اجتماعی، شاید بیشترین نیاز دل‌سپردن به آرامشی عمیق است (منظور مرگ نیست!!!) که جزیره زیبای قشم سرشار از چنین آرامشی است، انگار در اتمسفر هوای آن آسودگی خاطری است که از هر شتاب و عجله‌ای به‌دور است. امیدوارم در کنار برگزاری موفق دوره‌های مذکور، بتوانم سهم بیشتری از این آرامش را نیز کسب کنم و با رویکردی امیدوارانه‌تر، به چالش‌های روتین و پرشتاب این روزها برگردم. در جایی از هرمان هسه می‌خواندم:

"ما باید طبیعت را به چشم مادرمان بنگریم و با آرامش خودمان را به او تسلیم کنیم تا بتوانیم خیلی راحت احساس کنیم که به جهان باز می‌گردیم، همانطور که همه موجودات دیگر باز می‌گردند. همه ما در حقیقت جزء جدایی‌ناپذیر این کلیم. طغیان عبث است، ما باید خودمان را به این جریان بزرگ واگذاریم."


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سفرنامه


تاريخ : ۱٢ آبان ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مطمئناً برای شما هم اتفاق افتاده که در موقعیت‌های مختلف با مرور اشیاء، عکس‌، کتاب و ... دچار حس نوستالژیکی می‌شوید و غرق در خاطرات گذشته، در اندیشه رویاهای آینده‌تان فرو می‌روید. این احساس توام با آرامش و اطمینان خاطر خاصی‌است که در بسیاری از مواقع، موجب تلنگرهایی اساسی شده و باعث می‌شود تا انسان سهم و نقش خود را در موفقیت‌ها و شکست‌های زندگی، بیشتر لمس کند و بر اساس آن برای آینده خود نقشه روشنی را ترسیم نماید. هرچند احتمال مقطعی بودن این نقشه‌ها زیاد است اما در بسیاری از موارد، به تداوم حرکت و پویایی انجامیده و اراده و پشتکار الهام شده از این لحظه‌ها، موجب موفقیت‌ها و دست‌آوردهای ارزشمندی برای آینده شده است.

در استعاره سازمان به مثابه انسان، می‌توان این تعابیر را برای سازمان نیز در نظر گرفت و از منظر نگارنده، بعضی از خلأهای امروز سازمان‌ها، ریشه در عدم ثبت و یادآوری دست‌آوردها و موفقیت‌های گذشته دارد. در این میان حلقه گم شده و حیاتی نپرداختن به دست‌آوردهای گذشته، کمرنگ تلقی شدن نقش و سهم نیروهای انسانی در کسب این موفقیت‌هاست.

اگر سازمان‌ها برای تثبیت و بازخوانی مجدد موفقیت‌های خود که مستلزم تلاش و فعالیت موثر نیروهایشان بوده است، گامی برمی‌داشتند و در این میان به طریقی از ارزش‌ها و نقش‌های آنان، تقدیری به عمل می‌آوردند، شاید تعهد و اشتیاق منابع انسانی برای حمایت از سازمان نیز به مراتب افزایش می‌یافت.

آنچه این روزها بسیار به گوش‌ می‌رسد، تلخکامی نیروهایی است که زمانی موثرترین نقش‌ها را در اعتلا و رشد سازمان خود داشته‌اند اما با تغییرات این روزهای سازمان‌ها، دیگر نقش و جایگاهی برای خود متصور نیستند و دچار بحران هویت شده‌اند. افرادی که اگر سازمان می‌توانست همه موفقیت‌هایش را به باد فراموشی نسپرد، به راحتی از یاد نمی‌رفتند و با مرور اندک خاطرات گذشته و تبلور نقش مجدد خود در موفقیت‌های آن روزها، به مراتب موثرتر ظاهر می‌شدند.

قدرشناسی در این ایام سخت، بیش از همیشه لازم به نظر می‌رسد و برنده بازی تلخ این روزها، سازمان‌هایی هستند که به راحتی در تندباد حوادث، ملوانان طوفان‌های گذشته را به دریا نمی‌ریزند، چرا که بادبان‌ها همیشه برافراشته نمی‌مانند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۸ آبان ۱۳٩۱ | ٤:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

یکی از کلاس‌هایی را که این اواخر برگزار کردم، کلاس درس مدیریت منابع انسانی دوره MBA Sport بود که تفاوت چشمگیری با سایر کلاس‌هایی از این دست داشت و آن طیف مخاطبان (کارشناسان، مسئولان و مدیران ورزشی) و دغدغه‌های این روزهای آنان در محیط‌های کاریشان بود. این عزیزان که به دنبال پیاده‌سازی مفاهیم و سیستم‌های منابع انسانی در سازمان‌های خود بوده و یا تحت تاثیر این سیستم‌ها در پی رفع ابهامات و سئوالات خود در این راستا بودند، از فضاهای پرسش و پاسخ ایجاد شده نهایت استفاده را می‌بردند و با طرح موضوعات مختلف سعی در به اشتراک گذاشتن اطلاعات و تجربیات خود داشتند، اما جنس سئوالات بالطبع با توجه به ویژگی‌های خاص این روزها، به جای معطوف شدن به بهره‌وری نیروی انسانی و چگونگی افزایش اثربخشی فعالیت‌ها، عمدتا در پی مدیرت بحران و بهبود شرایط پیش‌رو، با در نظر گرفتن کمترین آسیب‌ها به پیکره منابع انسانی بود.

این موضوع در کلاس‌های درس به قدری دامنه دار شده که به ناچار باید از همه تکنیک‌های مدیریت زمان بهره‌برد تا ضمن پاسخگویی به پرسش‌های مخاطبان، از پس تعهدات، سیلابس‌ها و اهداف تدوین شده دوره نیز برآمد.

غرض از بیان این چند سطر، یادآوری چالش‌ها و موضوعات این قبیل کلاس‌ها است که علیرغم تکرار، همیشه از تازگی‌ و یادگیری‌های خاص خود برخوردار بوده و همین مسئله یکی از انگیزه‌های اصلی ادامه برگزاری کلاس‌هاست که در کنار مشغله‌های متعدد و نگرانی‌های زیاد در حوزه منابع انسانی، کماکان در برنامه‌های من و سایر دوستان، جایگاه خود را دارد.

امید که این صرف انرژی‌ها، باری از دوش خستگان این دیار بردارد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٦ آبان ۱۳٩۱ | ۱:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

فرار کردن از مسائل، تنها به فاصله گرفتن شما از راه‌حل‌ها می‌انجامد.

ساده‌ترین راه برای خارج شدن از مسئله و پیشگیری از پیامدهایش، حل آن‌ است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , از دیگران


تاريخ : ۱ آبان ۱۳٩۱ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.