در مطالعاتی پیرامون رابطه تقدیر از کارکنان و ارزش افزوده سازمان‌ها، به اینفوگراف جالبی در سایت globoforce برخوردم که مطالعه آن را به شما نیز توصیه می‌کنم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , هنر


تاريخ : ٢٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

در اتفاق جالبی که دیروز در ورزشگاه آزادی افتاد، تماشاگران کره‌ای پس از پایان بازی و قبل از ترک ورزشگاه، اقدام به جمع آوری زباله‌های به جا مانده از خود کردند.

تصور کنید اگر ما باخته بودیم چه می‌کردیم؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢٦ مهر ۱۳٩۱ | ۳:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

 ثبت احوال، در شناسنامه‌ام
همه چیز را ثبت کرده
جز "احوالم" را...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , از دیگران


تاريخ : ٢٤ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

یکی از مهم‌ترین موضوعات بر سر راه فعالیت‌های گروهی، عدم تمرکز بر محتوای اصلی کار بواسطه درک متمایز و اهداف غیر همسو در میان اعضای گروه است. این مهم مانع از پدیدار شدن مشخصه‌های تیم شده ادامه کار را دشوار می‌سازد. اما چه مسئله‌ای گریبان گروه‌ها را می‌گیرد که ادامه مسیر را با نواختن سازهای مخالف، نظرات ناهمگون و عملکردهای نامطلوب، دشوار می‌سازد.

شاید کلید طلایی رفع این مشکل، رهایی افراد و اعضای گروه، از مشکلات و گرفتاری‌های شخصی‌شان است که بواسطه فراهم نشدن چنین زمینه‌ای افراد در تلاشند تا با رفع موانع و مشکلات خود و به حداکثر رساندن منافع مدنظرشان از حضور در این گروه‌ها، از رسیدن به هدف اصلی بازمانند.

برای رفع ابهام این مقوله، بد نیست به مثالی برگرفته از فیلم Act of Valor (عمل شجاعانه) بپردازم. در یکی از عملیات‌های سازمان سیا، قبل از عزیمت به ماموریت‌ اعضاء تیم که رفاقت و همگرایی زیادی نیز با هم دارند، در یک مراسم جمع شده و مسئول آنها جملاتی را بیان می‌کند که در نوع خود کم‌نظیر است. محتوای کلی این سخنان اینست که "اگر هر یک از اعضاء، مشکل مالی، بدهی معوق، اختلافی با همسر یا هر یک از اعضای خانواده و نگرانی‌هایی از ماموریت و ... دارد، مطرح کند تا با کمک همدیگر، بتوانیم با توان و امکاناتی که در اختیار داریم، قبل از رفتن این مشکل را رفع کرده و با فکر و روانی آسوده قدم در این مسیر بگذاریم. اگر در ادامه راه این مشکلات را با خود همراه کنیم از وظیفه خطیر و آرمان مشترک‌مان باز می‌مانیم."

شاید تعمیم این مسئله به فعالیت‌های گروهی و سازمانی تا حدی ساده‌انگارانه به نظر برسد ولی اگر نگاهی به جلسات مشترک در سازمان‌ها بیندازیم به سادگی متوجه می‌شویم که دلیل عمده خمیازه‌های طولانی، ارسال پیامک‌ها، بیرون رفتن‌های متعدد از جلسه، دفاع‌های بی منطق از مواضع شخصی، تسویه حساب با لایه‌های مختلف سازمان، عدم تمرکز و پر کشیدن فکر در وادی‌هایی عجیب و غریب، همه و همه نشان از وجود مشکلات و نگرانی‌هایی خارج از موضوع اصلی مورد بحث و هدف مورد انتظار دارد. در این جلسات هر چه بیشتر از تکنیک‌های اداره جلسه بهره‌ می‌گیریم، کمتر به سمت تحقق اهداف و انتظارات سازمان پیش می‌رویم و اگر خواسته‌ای هم محقق می‌شود در بسیاری از موارد با هدف اصلی و تعیین شده فاصله دارد. برای حل مشکلاتی از این دست، شاید استفاده از الگوی الهام گرفته از تیم عملیاتی سازمان سیا، بتواند راهگشا باشد.

یعنی در واقع با طرح مشکلات و گرفتاری‌های اعضای گروه و سعی بر رفع و حل آن‌ها (که البته با فرهنگ خاص ایرانی و مشکلات معیشتی متعددی که این روزها گریبان جامعه را گرفته است، تا حدی غیرممکن به نظر می‌رسد) بتوانیم گام‌های موثری در راستای تمرکز گروه برداریم و با دنبال کردن مستمر هدف، تیمی تشکیل دهیم که از پس نیازهای مشترک اعضاء و رسیدن به آرمان‌های مشخص شده برآید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی , سایر حوزه‌های مدیریت , هنر


تاريخ : ٢۳ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

در شرایط فعلی اکثر سازمان‌ها در کشور دچار بحران‌ها و چالش‌های جدی‌ هستند که انتظار می‌روند در هفته‌های آتی و با تشدید تحریم‌ها در زمینه صادرات و واردات، این روند شکل بدتری نیز به خود گیرد. در چنین اوضاعی شنیدن خبرهای ناخوشایند از تعطیلی مراکز صنعتی، انجام فعالیت‌های تولید با ظرفیتی بسیار پایینتر از پتانسیل‌های موجود، تعدیل نیرو به شکل وسیع، مرخصی اجباری به بسیاری از پرسنل، کاهش اضافه‌کاری نیروی کار، رکود و وقفه در بسیاری از فرایندهای فروش و ارائه خدمات و ... بیش از هر زمانی در روحیه و انگیزه‌های منابع انسانی سازمان‌ها تاثیرگذار است و یاس و سرخوردگی زیادی را برای آنان به همراه دارد، چرا که نیروی انسانی نیز با لمس تورم افسار گسیخته و کاهش قدرت خرید بیش از هر زمانی نیازمد درآمد، امنیت شغلی و محیطی پویا و با نشاط است.

این روزها به وفور مشاهده می‌کنیم که زمان زیادی از مدیران و متولیان منابع انسانی در سازمان‌ها صرف جلساتی می‌شود که در آن به دنبال کاهش بیم‌ها و برانگیختن اندک امیدی در میان نیروی انسانی هستند و نقش خطیر آنان در تصمیم‌گیری‌های درست و به‌جا در زمینه‌های تعدیل نیرو، پر کردن خلاء‌های زمانی پرسنل، تصمیم در مورد شیفت‌ها و ساعات کاری و اضافه‌کاری، جابجایی‌های نیروی انسانی در سازمان، برگزاری دوره‌ها و اعزام افراد به آموزش‌های متناسب با نیازهای شغلی و تخصصی و بسیاری دیگر از فرایندهای تاتیرگذار در سازمان، حساسیت‌های به مراتب بیشتری یافته‌است.

در این میان سازمان‌هایی نیز هستند که در بستر این فشارها و تهدیدها فرصت‌هایی را یافته‌اند و در آن‌ها نیز مدیران منابع انسانی درگیر فرایندهایی از جمله، شکار مغزها، افزایش و ارتقاء سطح مهارت‌ها و توانمندی‌های پرسنل، رقابتی‌تر کردن حقوق و دستمزد پرسنل، توجه به مشکلات معیشتی و تلاش برای رفع نیازهای نیروی کار با تخصیص درست مزایا، هدایا، برنامه‌های انگیزشی، رفاهی و ... نموده‌اند.

در هر دو سو و با هر وضعیتی مشغله‌های این روزهای منابع انسانی فزونی یافته و یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن، گرفتار شدن دست‌اندرکاران این حوزه در روزمرگی‌ها و انجام فعالیت‌های روتین و زودبازده برای رفع و گذار از این مرحله است که مانع از رشد و تعالی خودشان می‌شود و برنامه‌ریزی و نگاه استراتژیک را از این حوزه می‌زداید.

بیم و هراس این روزها نیازمند تلاش جانفرسایی است که آسیب‌های جدی و جبران ناپذیری را به روح و روان منابع انسانی وارد می‌سازد، امید است با تدبیرهایی عاقلانه و دلسوزی‌هایی مدبرانه، هرچه زودتر این شرایط پایان یابد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

پس از قریب 5 سال کار و تلاش، در اتاقی تنها و در سکوتی سرشار از تمرکز که تنها صدای اضافی گاه و بیگاه‌اش، فن رایانه‌ام بود، به ناگاه اتاق محل کارم تغییر کرد و قرین فضایی شلوغ٫ پر سر و صدا و عاری از تمرکز شده‌ام.

اما آنچه باعث عنوان کردن این موضوع و جذاب شدن لحظات این روزهایم شده است، تمرینی است که مدام درگیر آنم و بی شباهت به موضوع تعدادی از فیلم‌های تخیلی نیست. جریان از این قرار است که به اجبار و بواسطه ماهیت کار، در اوج تزاحم و شلوغی باید ذهنم را به فضایی خلأ گونه رهنمون شوم تا در آن بتوانم سکوتی آرامبخش یابم و بتوانم سرو سامانی به فکر و اندیشه‌ام دهم. در بسیاری از مواقع برای تنظیم یک گزارش یا تحلیل داده‌ها، دقایق زیادی را با خودم کلنجار می‌روم تا علیرغم واقعیت موجود، خودم را در محیطی عاری از سیگنال‌های مزاحم و سر و صدای اضافی بیابم تا بتوانم به مانند قبل به انجام فعالیت‌هایم بپردازم.

با الهام از ماجرای رخ داده، گاهی به این فکر می‌کنم که چه خوب می‌شد اگر انسان‌ها در میان بوق و کرنای رسانه‌ها، در فشار بالا رفتن نرخ‌ها و روند سریع تورم‌ها، در ازدحام کج‌مداری‌ها و بی‌اخلاقی‌ها، بتوانند ساعاتی به درون خود متمرکز شوند و در اعماق آن، ندای راستین دلشان را گوش کنند. اندکی به خواسته‌های واقعی و امیال ذاتی‌شان اعتنا ورزند و در این میان به تسلای روح از هم گسیخته‌شان که در تندباد حوادث، نایی برایش نمانده، بپردازند.

تمثیل این دو رویداد، شاید در یک مقام نگنجد، ولی اگر از این رخدادهای روزمره، بتوان درس‌هایی فراگرفت و به کار بست، شاید روزگارمان بهتر از این‌ها شود. شاید رها شویم از آسیب‌های تندی، که هر روز روح و روان‌مان را مخدوش می‌کند و در این شتاب ثانیه‌ها، بتوانیم اندکی آرام گیریم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٦ مهر ۱۳٩۱ | ٩:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

در میان مشغله‌های متعدد این روزها، تصمیم گرفتم تا زمانی که هنوز دچار روزمرگی‌های معمول نشده‌ام، آخرین جمع‌بندی‌های سفر را نیز به نگارش درآورم. امید که مقبول افتد و این آخرین ره‌توشه‌ها مورد استفاده مسافران و سایر علاقه‌مندان آن بلاد واقع شود.

 

استفاده از مشروبات الکلی با درصد بالا در اماکن عمومی ممنوع می‌باشد. همچنین سیگار در مراکز فروش به سهولت قابل دستیابی نیست و تنها در قفسه‌های قفل شده‌ای، بالای سر صندوق‌داران قابل رویت است و فروش آن تنها به افراد بالای 18 سال امکان‌پذیر است.

 

احترام زیاد به کودکان و مسن‌ترها در کلیه اماکن عمومی، بخصوص مترو به وضوح دیده می‌شود و جالب است که به محض مشاهده کودکان در مترو، سریع افراد جایشان را به آنان می‌دهند.

قانون و پایبندی به آن در تمامی فرایندهای این کشور جاری است و مشاهدات و روایت‌های زیادی در این مدت فراهم شد که نمونه بارز آن خاطره نسبتاً تلخی‌ست که برای نگارنده اتفاق افتاد.

در شهر برست سوار اتوبوس شدم اما پس از مدتی متوجه شدم که کسی برای تهیه بلیط در داخل اتوبوس حضور ندارد. به دلیل اینکه در اتوبوس‌های شهر مینسک یا کسی بلیط را ارائه می‌دهد و یا باید آن را از راننده دریافت کرد، پس از توقف در ایستگاه بعدی، دو سه تن از خانم‌ها را با کاور مخصوص (مشابه بلیط‌فروش‌های مینسک) مشاهده کردم که برای دریافت بلیط پیاده شده و از آن‌ها درخواست بلیط کردم. اما به محض درخواست کاغذی را نشانم‌ دادند که در آن، تنها موفق به تشخیص عدد 20000 شدم و دریافتم که هرچه هست، به این میزان روبل بلاروسی مربوط می‌شود.

پس از کلی سر و کله زدن متوجه شدم که آ‌ن‌ها قصد جریمه بنده را به دلیل عدم تهیه بلیط، قبل از سوار شدن به اتوبوس آن‌هم به مبلغ 20000 روبل دارند. هر چه برایشان انگلیسی توضیح دادم که من به دلیل عدم آشنایی با فرایند تهیه بلیط، می‌خواستم آن را از شما و یا دکه مقابل خریداری کنم، متوجه نشدند. لذا به یکی از دوستان که روسی بلد بود زنگ زدم تا منظور بنده و خواسته آنان را متقابلاً منتقل کند. اما در کمال تعجب شنیدم که آنان گفته‌اند "بالاخره منبع درآمد ما نیز تخلف‌هایی اینچنین است و به صرف توریست بودن فرد نمی‌توانیم از آن صرفنظر کنیم". خلاصه ما نیز به هیچ شکلی از پس قانون‌شان برنیامدیم، جریمه را دادیم و بابت آن رسیدی که بی‌شباهت به کتیبه‌های ارزشمند قدیمی‌نیست،دریافت کردیم. (نا گفته نماند که حیف از آن همه انگلیسی صحبت کردن، چرا که اگر فارسی هم با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کردم همان کارکرد را داشت.)

عمده آپارتمان‌ها از درهای فلزی و تا حدودی یکسان بهره‌مند هستند که برای ورود به آنها کلیدی مغناطیسی(آهنربایی) وجود دارد و برای زنگ واحدها نیز باید کد واحد و علامت ستاره را شماره‌گیری کرد.

 

بطری‌های پلاستیکی در کنار آپارتمان‌ها و در سطل‌های مخصوصی جمع‌آوری می‌شوند و در این خصوص از بابت تفکیک زباله‌ها، قدم‌های موثری برداشته شده است.

 

فرآورده‌های گوشتی به دلیل شکوفایی اقتصادی در زمینه دامپروری از تنوع زیادی برخوردار است و محصولات آن در شکل وسیعی توزیع می‌شود.

 

کتابخانه ملی بلاروس یکی از معتبرترین کتابخانه‌های اروپا با گنجینه‌ای ارزشمند از کتب در حوزه‌های مختلف علمی‌ست. ساختمان این کتابخانه که به شکل الماس طراحی شده است زیبایی خاصی دارد و شب‌ها نورپردازی بی‌نظیری را تجربه می‌کند که سایت یوتیوب مملو از فیلم‌های رقص نور این ساختمان در شب است. بازدید از کتابخانه و آشنایی با نحوه دسته‌بندی و نگهداری کتاب‌ها، در توری 20000 روبلی ممکن است و در آن با تمامی فضاها و منابع کتابخانه آشنا می‌شوید.

همچنین با پرداخت 8000 روبل می‌توانید به طبقه 24 این بنای عظیم رفته و از آنجا به پشت بام سری بزنید تا شاهد مناظر زیبای مینسک باشید. تجربه‌ای بسیار دیدنی و ارزنده که زیبایی‌های بصری شهر را در به دو شیوه عادی و یا با استفاده از دوربین‌های استقرار یافته، در اختیار شما می‌گذارد.

توالت‌های عمومی در تمامی فضاهای شهر تعبیه شده و هزینه‌ای معادل 1500 روبل دارد.

 

البته در بسیاری از اماکن پر تردد امکان دسترسی به سرویس‌های رایگان نیز وجود دارد.

به منظور ادای احترام به فضای کلیساها و اماکن مذهبی همچون مساجد استانبول، روسری در اختیار مراجعین قرار می‌گیرد.

یکی از بهترین و پرآوازه‌ترین فست‌فودهای شهر، مترادف با اکثر شهرهای به‌نام دنیا، "مک دونالد" است که تمامی استانداردهای سایر شعبات خود را در سراسر دنیا داراست. برای مثال دریافت سفارش از مشتری، زمانی که به دلیل تعدد مشتریان فرد در صف قرار دارد، اخذ شده و کدی در اختیار مشتری قرار می‌گیرد. این سفارش پس از دریافت به محض رسیدن پای صندوق و ارائه کد، آماده و غذاهای درخواستی ارائه می‌شود. در این مورد با توجه به توضیح قبلی شما مبنی بر سرو یا بردن غذا، از طریق همان کد مقدمات سرو و یا گذاشتن غذا در پاکت‌های مخصوص متفاوت است.

در 28 ژوئن سال 1941 یعنی ششمین روز جنگ، آلمان نازی میسنک را اشغال کرد و در مدت 1100 روز نزدیک به 80% بناهای شهر را تخریب کرد. سرانجام مینسک در 3 جولای 1944 آزاد شده و از آن زمان جشن ملی یا روز استقلال بلاروس در این تاریخ جشن گرفته می‌شود. اما در این میان فاجعه‌ای ناخوشایند هم  پس از این جنگ خونبار برای مردم این سرزمین اتفاق افتاده است. در 30می 1999 زمانی که یک شرکت آبجوسازی مجموعه برنامه‌های شاد و سرگرم کننده‌ای را برای جوانان، با دعوت از گروه‌های موسیقی مطرح کشور تدارک دیده بود، ناگهان رعد و برق و بارش شدیدی شروع می‌شود که به دلیل ازدحام و هجوم مردم به سمت در ورودی متروی نمیگا، افراد زیادی زیر و دست و پا می‌مانند. در این حادثه تلخ 53 نفر جان خود را از دست می‌دهند که به یاد آنان یادبودی در همان محل ایجاد شده است.

دست فروش‌ها در فضای شهر کمتر دیده می‌شوند و تنها در مواردی شاهد حضور افرادی مسن بودم که برای فروش سبزیجات و میوه‌های تازه، در مسیری مشخص اقدام به فروش محصولات خود می‌کردند.

گالری‌ها و نمایشگاه‌های هنری، در فضاهای باز شهر گاهاً دیده می‌شوند. در یکی از موارد، تابلوهای نقاشی بسیار زیبایی در کنار پارک گل‌ها به نمایش درآمده بود. همچنین تابلوهای نصب شده در معابر در نوع خود زیبایی‌های منحصر به فردی دارد.

بر روی شیشه‌ها و یا دیوارهای ساختمان فروشگاه‌ها و مراکز مختلف شهر ساعات کاری به دقت درج شده و بر اساس آن فعالیت می‌کنند. این موضوع برای تمامی صنوف به وضوح قابل مشاهده بود.

Book Crossing یا کتاب در گردش در این شهر نیز دیده می‌شود. در این نهضت کتاب پس از خوانده شدن در گوشه‌ای رها شده و فرد دیگری آن را پس از خواندن، در مسیر دیگری برای استفاده سایرین رها می‌کند.

شهر مینسک که از سال 1871 به بقیه راه‌های ارتباطی شوروی سابق متصل شد. در سال 1892 صاحب سیستم تراموا با بهره‌گیری از اسب شد تا اینکه در 2 سال بعد، اولین تراموای برقی در این شهر آغاز به کار کرد. این شهر هم‌اکنون دارای متروی قدیمی اما در عین حال بسیار منظم است که زمانبندی‌ دقیق آن درخور تحسین است. در کنار ساعت رسمی کشور در هر ایستگاه، کرنومتری نیز از زمان عبور قطار شروع به شمارش لحضات می‌کند تا لحظه ورود قطار بعدی که کمترین و بیشترین زمان معطلی مشاهده شده برای ورود قطار، در ساعات مختلف شبانه روز از 1:20 تا 6 دقیقه متفاوت بوده ‌است.

معماری منازل با معماری متداول ما تفاوتی بارز دارد و آن عدم استفاده از پذیرایی به شیوه معمول است که ظاهراً بر اساس مشاهدات نگارنده از حداقل 4 فضای مسکونی و گفتگو با ساکنین این شهر، عمده پذیرایی از مهمانان در آشپزخانه‌ها صورت می‌گیرد. ضمن آنکه آشپزخانه که در اکثر ساختمان‌های ما در کنج و گوشه قرار دارد، عمدتا در وسط اتاق خواب‌ها قرار گرفته است.

ترغیب به زاد و ولد و سه فرزندی در اکثر موارد مشاهده می‌شود و بخش زیادی از آن بواسطه ترمیم ساختار جمعیتی است که بعد از جنگ جهانی دوم ترکیب آن تغییر زیادی نیافته است.

ارائه پاسپورت و مدارک شناسایی به منظور استفاده از اینترنت در کافی‌نت ها ضروری است!!!

یکی از مهم‌ترین ضعف‌های فرهنگی (از نظر بنده) انداختن آب دهان در معابر و خیابان‌هاست که این مسئله به صورت امری عادی تلقی و انجام می‌شود.

در حالی که مواد مخدر و مصرف آن در این جامعه جایگاهی ندارد و در صورت کشف آن بیشترین مجازات‌ها وضع می‌شود اما مصرف بالای سیگار که البته عمدتاً در فضاهای باز و خارج از ساختمان‌ها اتفاق می‌افتد، بسیار جلب توجه می‌کند. در این میان هرازگاهی الکلی‌های افراطی یا دائم الخمرها را نیز بخصوص در یکشنبه شب‌ها می‌توان مشاهده کرد.

برای فراهم ساختن فضاهایی شاد و مفرح از هر بهانه‌ای استفاده می‌شود که نمونه بارز آن روز شهر مینسک بود که گروه‌های رقص و آواز زیادی به اجرای برنامه در یک فضای آزاد و مملو از جمعیت پرداختند. همچنین در اکثر شب‌ها گروه‌های مختلف موسیقی در نقاط مختلف شهر به مشغول سرگرم کردن مردم بودند.

 

دانشگاه‌های خوب و معتبری در بلاروس مشغول فعالیت هستند که در مواردی پذیرای دانشجوهای ایرانی هستند و در این سفر از نکات و موارد مطرح شده تعدادی از این عزیزان بهره‌مند شدم. از عمده‌ترین این دانشگاه‌ها می‌توان از دانشگاه فنی ملی دولتی بلاروس (bntu)، دانشگاه ملی دولتی بلاروس (bgu) و دانشگاه دولتی فنی مهندسی کشاورزی بلاروس (bgau) نام برد.

شب‌های مینسک با اجرای نورپردازی‌ بر روی ساختمان‌ها و بناهای مختلف، بسیار دیدنی و درخشان هستند.

سبزیجات و میوه‌های این سرزمین از تنوع بسیار بالایی همچون ایران عزیز برخوردار هستند و سیب زمینی به عنوان محصولی استراتژیک و صادراتی نقش زیادی در اقتصاد این کشور ایفا می‌کند.

در بازگشت به فرودگاه امام، آخرین تیم پارالمپیکی ایران نیز وارد میهن شده بودند و شلوغی و ازدحام فرودگاه، خبر از استقبالی شایسته می‌داد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۳ مهر ۱۳٩۱ | ٩:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.