اگر می خواهید با تعدادی از مشاغل دنیا آشنا شوید که هیج گونه رابطه ای با ورشکستگی ندارند به شما توصیه می کنیم تا این مطلب را تا پایان مطالعه کنید.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، امروزه در دنیا مشکل بی کاری و رکود مشاغل به یکی از بزرگترین مشکلات تبدیل شده است. صحبت در مورد دلایل این مسئله و راه های برون رفت آن مطلبی است که از توانایی این قلم و حوصله این مکان خارج است. در این مطلب قصد داریم تا شما را با تعدادی از مشاغل ضد رکود آشنا کنیم.

تعمیر کاران

حجم وسایل الکترونیکی و مکانیکی پیشرفته در زندگی امروز ما آنقدر زیاد شده است که امکان تعمیر این دستگاه ها به صورت شخصی تقریبا غیر ممکن است. شما همیشه به افرادی نیاز دارید تا به لوله کشی منزل شما را کنترل کنند، کسانی که تلویزیون شمار ار سرویس کنند و یا افرادی که باید سیستم های کامپیوتری شما را مورد بازبینی قرار دهند. پس تا زمانی که این وسایل وجود دارند وجود تعمیرکاران نیز نیاز است.

سوپرمارکت داری

امروزه مفهوم داشتن یک سوپرمارکت و یا به زبان سنتی ایرانیان " بقالی" این است که شما اجناسی را به فروش می رسانید که مورد نیاز اولیه و روزمره است. مواد خوراکی و شویندها از جمله بیشترین موادی هستند که در این مغازه ها به فروش می رسند. پس تا زمانی که مردمی هستند که نیاز به این مواد و وسایل دارند باید این گونه از مغازه ها نیز وجود داشته باشند.

مشاغل مرتبط به انرژی

انرژی یکی از حساسترین مسائل امروز دنیا ما است. ار سوختهای فسیلی مثل نفت و بنزین گرفته تا مبحث انرژی های نو همه و همه باعث شده است تا این قرن به نوعی به زمانی برای رقابت بین انرژی های مختلف تبدیل شود. در این رقابت هم شرکتهای زیادی از نقاط مختلف دنیا در حال تلاش برای جذب مشتری بیشتر هستند. مسلم است که این رقابت حساس و نفس گیر به انسان های زیادی در رده های مختلف نیاز دارید.

صنایع سرگرمی

انسان ها در طول زندگی خود حجم زیادی از زمان را به تفریح می پردازند. حضور سیستم های بازی در منازل و همچنین پیشرفتهای به وجود آورده در صنعت سینما باعث شده است تا همه ساله تقاظا برای این سرگرمی ها بیشتر باشد . پس بایید گفت که این تجارت نیز از جمله کارهایی است که طرفدارن بسیاری دارد و در عین سود آوری در نقاط بسیار ی از دنیا افراد زیادی را به کار گرفته است.

صنایع غذایی و رستوران داری

احساس گرسنگی و سعی در برطرف کردن آن به صورت هر روزه یکی از اصلی ترین نیازهای بشر تبدیل شده است. در دنیای امروز که سرعت خرف اول را می زند و انسانها برای همه چیز عجله دارند وجود مغازه هایی که بتوان در آن آرامش راتجربه کنیم. امروزه اکثر رستوران داران در جهان در زمره افرادی هستند که همیشه دارای بیشترین مشتری هستند و در اصطلاح معروف کسب و کارشان سکه است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاه‌های بزرگ که همه چیز می‌فروشند (Everything Under a Roof) در ایالت کالیفرنیا رفت.

مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیریم.

در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟

پسر پاسخ داد که یک مشتری.

مدیر با تعجب گفت: تنها یک مشتری ...؟ بی‌تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟

پسر گفت: 134,999.50دلار

مدیر تقریبا فریاد کشید: 134,999.50دلار .....؟ مگه چی فروختی؟

پسر گفت: اول یک قلاب ماهی‌گیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهی‌گیری بزرگ، بعد یک چوب ماهی‌گیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهی‌گیری 4 بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا میرید ماهی‌گیری؟ گفت: خلیج پشتی. من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم. بعد پرسیدم ماشین‌تان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک من هم یک بلیزر دبلیو دی4 به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهی‌گیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی؟

پسر به آرامی گفت: نه، او آمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم بیا برای آخر هفته‌ات یک برنامه ماهی‌گیری ترتیب بدهیم، شاید سردردت بهتر شد!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۸:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مترجم: رویا مرسلی
منبع: HBR


به دنبال یک شغل جدید گشتن در حالی که در حال حاضر مشغول به کار هستید می‌تواند فرآیندی پر استرس باشد؛ به خصوص هم اکنون در عصر رسانه‌های اجتماعی که در آن فضای خصوصی چندان امنی وجود ندارد. در عین حال که نمی‌خواهید موقعیت خود را در شغل فعلی به خطر بیندازید، مایلید که به دنبال موقعیت بهتری باشید.

آیا باید به رییستان بگویید که به دنبال فرصت شغلی بهتر هستید؟ چگونه باید یک مرجع معتبر برای خود داشته باشید؟ اگر پیشنهادی دریافت کنید، آیا اعلام دو هفته زمان برای شرکت فعلی‌تان کافی است؟ از آنجایی که چگونگی ترک شغل فعلی برای‌ آینده شغلی شما بسیار مهم است، پس باید پاسخ ‌این سوالات را بدانید چون رفتار شما با شرکت قبلی نمایانگر برخورد شما با شرکت جدید خواهد بود.

افراد خبره چه می‌گویند
شاید بازار کار به نظر ناخوشایند بیاید اما معنایش‌این نیست که شما نتوانید کاری از پیش ببرید. اگر شایعاتی درباره اخراج به گوشتان می‌رسد یا پیشرفت شغلی‌تان سریع‌تر از حد مطلوب شرکت است، در‌این صورت می‌توانید به دنبال شغل دیگری باشید.
پریسیلا کلامن به عنوان مدیر شرکت استراتژی‌های موفقیت در بوستون که مشاوره کاری و خدمات مدیریتی ارائه می‌دهد می‌گوید بازار کار از آنچه اغلب مردم فکر می‌کنند، بسیار پویاتر است. او می‌گوید «تغییر شغل برای بسیاری از افراد کاری بسیار طاقت فرسا است، اما من همواره با افرادی برخورد می‌کنم که شغل خود را ترک کرده و شغل جدیدی می‌یابند.» البته جست‌وجو برای یک شغل جدید در حالی که در سازمان دیگری مشغول کار هستید، فریبکارانه است.
اما کلودیو فرناندز آروز نویسنده مجموعه «تصمیمات افراد بزرگ» می‌گوید اگر تغییر شغل را ماهرانه انجام دهید، می‌توانید بدون آنکه پل‌ها را پشت سر خود خراب کنید به نتیجه برسید و در‌این فرآیند روابط حرفه‌ای خود را نیز تقویت کنید. کافی است روش‌های زیر را دنبال کنید:

کار خود را درست انجام دهید
فرناندز آروز می‌گوید اولین قدم برای هر جست‌وجوی شغلی‌ این است که برای خودتان تحلیل کنید در چه کاری خوب هستید و چه کاری را واقعا دوست دارید. ابتدا برای خودتان مشخص کنید در شغل جدید به دنبال چه هستید. سپس آن را با واقعیت بازار کار مقایسه کنید. آیا مشاغلی وجود دارد که ویژگی‌های مدنظر شما را در خود داشته باشد؟ آیا خود شما کیفیت شغلی و صلاحیت لازم را برای احراز ‌این شغل دارید؟ برای آنکه بتوانید ارزیابی درستی داشته باشید، به سراغ راهنماهای معتمد مثل دوستان خود در زمینه کاری مورد نظر بروید، یا از مشاوران کمک بگیرید.

اول شغل‌های داخل سازمان را مدنظر قرار دهید
هر گاه دریافتید که به دنبال چه هستید، جست‌وجوی خود را در داخل شرکت شروع کنید. فرناندز آروز می‌گوید «طبق تجربه من، بیشتر افراد تلاش نمی‌کنند تا نیازها و
چشم‌انداز شغلی خود را در شرکت فعلی شان ببینند و قبل از هر چیز تصمیم می‌گیرند که در جای دیگری به دنبال فرصت شغلی بهتر باشند.» احتمال دارد فرصت‌هایی در داخل شرکت فعلی‌تان وجود داشته باشد که نیازهای شما را برآورده کند؛ فرصت‌هایی مانند چارچوب‌بندی مجدد شغل، انتقال به تیم دیگر یا گرفتن یک پروژه خاص. اگر فرصت‌ها در سازمان فعلی محدود هستند یا برای رفتن از‌این شرکت عزم راسخ دارید، در‌این صورت در خارج از سازمان جست‌وجو کنید.

اگر لازم است، موضوع را مخفی نگه دارید
بسیاری از افراد باید جست‌وجوی خود را مخفی نگاه دارند. شاید رابطه قوی با رییس خود نداشته باشید، یا شاید نگران تلافی همکاران خود باشید یا شاید از‌این مساله ترس دارید که شغل دیگری پیدا نکنید و نخواهید موقعیت خود را در خطر قرار دهید. در‌این موارد، بهتر است با احتیاط عمل کنید و نگذارید کسی از طرف کارفرما بفهمد که به دنبال شغل جدیدی هستید. کلامن می‌گوید «اگر به طور مخفیانه به دنبال شغل جدید هستید، باید مراقب باشید که آن را در شبکه اجتماعی خود مطرح نکنید یا از ‌ایمیل شرکت برای‌این کار استفاده نکنید.» فرناندز آروز می‌گوید «چندان عاقلانه نیست که به همه بگویید به دنبال فرصت شغلی جدیدی هستید».

شبکه ارتباطی خود را با دقت انتخاب کنید
اگر همکاری دارید که مورد اعتماد شما است، می‌توانید مسائل خود را با او در میان بگذارید. در میان گذاشتن جست‌وجوی خود با دیگران می‌تواند روابط بیشتری برای شما به همراه داشته باشد. فرناندز آروز می‌گوید «وقتی موضوع را با دیگران در میان می‌گذارید،‌ این مساله باعث می‌شود برای خودتان تعهد بیشتری‌ ایجاد شود و با انگیزه بیشتری به دنبال فرصت‌های جدید باشید».‌ این کار همچنین به ‌ایجاد شبکه ارتباطی که اساس رسیدن به شغل موفقیت‌آمیز است کمک می‌کند.
همچنین می‌توانید با در نظر گرفتن موقعیت، موضوع جست‌وجوی شغلی خود را با افرادی که با سازمان فعلی تان در ارتباط نیستند در میان بگذارید اما باید ‌این کار را نیز با احتیاط انجام دهید. نباید ‌این گونه صحبت کنید «سلام، اسم من... است و به دنبال شغل جدیدی می‌گردم».
وقتی با کارفرماها یا افرادی که دارای پتانسیل جذب شما هستند صحبت می‌کنید، می‌توانید چنین عباراتی را به کار ببرید «من در شغل فعلی خود کارآیی مناسبی دارم و گزینه‌های لازم برای رفتن به مرحله بعد و حرکت رو به جلو را مدنظر قرار می‌دهم». خودتان را ناامید و مستاصل نشان ندهید. کلامن می‌گوید «هیچ‌وقت نگویید به هر قیمتی شده می‌خواهم از‌این شرکت خارج شوم. افراد، آنهایی را که به هر قیمتی می‌خواهند از موقعیتی خارج شوند نمی‌پذیرند».

چه وقت باید موضوع را با رییس در میان گذاشت
هیچ رییسی دوست ندارد از کس دیگری بشنود که یکی از کارمندانش در جست‌وجوی شغل جدید است. بنابراین باید هر زمان که احساس می‌کنید وقت مناسبی است، موضوع را با او در میان بگذارید. البته خطراتی وجود دارد. احتمال دارد رییس‌تان سعی کند مصاحبه را برایتان سخت کند یا به عنوان مرجع از شما اظهار نارضایتی کند. ممکن است او به ‌این دلیل که می‌داند شما قصد ترک شرکت را دارید با شما رفتار متفاوتی را در پیش گیرد. اما هم کلامن و هم فرناندز آروز اشاره می‌کنند، روش‌های مناسبی برای انجام یک گفت‌وگوی دوستانه با رییس‌تان در‌این باره وجود دارد. اول، شاید او بتواند به شما پیشنهادهای شغلی دیگری در داخل و خارج از سازمان بدهد. دوم، درمیان گذاشتن‌این موضوع می‌تواند باعث تسهیل فرآیند جست‌وجو شود.
فرناندز آروز می‌گوید «یک رییس خوب ممکن است حتی یافتن شغل جدید را برای شما آسان‌تر کند و نهایتا فرصت‌های نابی را در اختیارتان قرار دهد». سوم، با‌ این کار حسن نیت خود را نشان خواهید داد. رییس‌تان صداقت شما را مورد تمجید قرار خواهد داد و خود را برای روزی که شما شرکت را ترک می‌کنید آماده خواهد کرد. با وجود‌این، اگر می‌دانید که مدیرتان عکس‌العمل منفی نشان خواهد داد و‌این احتمال وجود ندارد که از طرف او مورد حمایت قرار گیرید، در‌ این صورت، بهترین کار ‌این است که صبر کنید و بعد از دریافت پیشنهاد شغلی او را مطلع سازید.

در زمان خارج از ساعات کار مصاحبه کنید
بیشتر کارفرمایان مایلند با شما در ساعات عادی کار مصاحبه کنند. به شرکت خود دروغ نگویید، به بهانه جلسه‌ای که وجود خارجی ندارد شرکت را ترک نکنید و وانمود نکنید بیمار هستید. زمان مصاحبه را بدون فریب دادن کارفرمای فعلی خود تنظیم کنید.اگر رییس‌تان همه حرکات شما را زیر نظر دارد، مرخصی بگیرید یا از زمان شخصی خودتان استفاده کنید.

معرف‌های مناسبی انتخاب کنید
اگر مدیر فعلی‌تان نداند که شما در حال جست‌وجوی شغل جدیدی هستید، در‌این صورت واضح است که نمی‌توانید از او به عنوان مرجع استفاده کنید. از اسامی‌کارفرماهای قبلی یا یکی از همکاران مورد اعتماد در شرکت فعلی‌تان استفاده کنید، یعنی کسی که بداند شما در جست‌وجوی شغل جدید هستید و بتواند کارآیی شغلی شما را تایید کند. اگر مدیر استخدام کننده اصرار کرد که معرف شما حتما باید در سطح مدیر باشد، به او بگویید که‌این کار را وقتی انجام می‌دهید که پیشنهاد شغلی را دریافت کرده باشید. کلامن می‌گوید مبنای استخدام بسیاری از سازمان‌ها داشتن معرف‌های قدرتمند است. ‌این به آن معنا است که به محض دریافت خبرهای خوش باید با رییس‌تان روبرو شوید. در ضمن به‌رغم‌ اینکه ممکن است او به خاطر رفتن شما رنجیده شود، اما باید او را متقاعد کنید که به شما توصیه نامه مثبتی بدهد.

پیشنهاد متقابل را قبول نکنید
بعضی کارفرمایان زمانی که شما اعلام می‌کنید قصد ترک شرکت را دارید به شما پیشنهاد متقابل می‌دهند. فرناندز آروز تاکید می‌کند که در مقابل چنین پیشنهاداتی هوشیار باشید او می‌گوید: «طبق تجربه من، چنین پیشنهاداتی اغلب وعده‌های گنگ درباره پول و مسوولیت بیشتر هستند». او می‌گوید در بیشتر موارد، وقتی افراد پیشنهاد متقابل را قبول می‌کنند، از ترک کردن شرکت منصرف می‌شوند و حتی گاهی اوقات زمان کوتاهی بعد از آن از کار اخراج می‌شوند. «وقتی یک پیشنهاد شغلی را قبول کردید، نه تنها دریافت یک پیشنهاد متقابل از طرف کارفرمای فعلی‌تان مشکوک است، بلکه قبول آن یک تصمیم نادرست شغلی به حساب می‌آید».

شرکت فعلی را با صلح و آرامش ترک کنید
کلامن اشاره می‌کند که قرارداد اعلام ترک شغل دو هفته است. با‌ این وجود افرادی که در پست‌های ارشد هستند در میانه انجام یک پروژه بزرگ تصمیم به ترک شغل می‌گیرند، احتمالا باید بیشتر بمانند. فرناندز آروز این مساله را‌ این گونه تشریح می‌کند: «معمولا مدت زمان لازم برای ترک شغل به ارتباط شغلی و مسوولیت فرد مربوط است. اگر ارتباط کلیدی در کار ندارید، می‌توانید سریع شرکت را ترک کنید، اما اگر ارتباط دارید و مسوولیت‌های بزرگی بر عهده تان است، بسیار بیشتر مورد احترام کارفرمای جدید خواهید بود، اگر به سرعت اقدام به ترک شغل خود ننمایید. معمولا یک ماه از زمانی که تصمیم واقعی خود را گرفته‌اید کافی است.»
مهم نیست مسائل تا چه حد بغرنج باشد، بی مقدمه اقدام به ترک شرکت نکنید. ترک شرکت به خاطر بد بودن شرایط می‌تواند چشم‌انداز‌ آینده شغلی‌تان را به خطر اندازد. کلامن می‌گوید «نباید دست به تخریب بزنید. ‌این کار تا ابد با شما باقی خواهد ماند».

اصولی که باید به خاطر داشت:
• قبل از آنکه در جای دیگری به دنبال شغل بگردید، فرصت‌های درون سازمان فعلی خود را مدنظر قرار دهید.
• مراقب باشید که با چه کسانی‌این موضوع را در میان می‌گذارید.
• حداقل دو هفته به شرکت قبلی زمان بدهید و اگر سطح سازمانی بالایی دارید یا درگیر یک پروژه بزرگ هستید زمان بیشتری بدهید.

آنچه نباید انجام شود:
• به رییس خود نگویید که به دنبال شغل دیگری هستید، مگر آنکه روابط خوبی با او داشته باشید.
• برای رفتن به مصاحبه دروغ نگویید. به جای آن از مرخصی یا زمان شخصی خودتان استفاده کنید.
• پیشنهاد متقابل از طرف کارفرمای فعلی خود را قبول نکنید. ‌این پیشنهاد اغلب یک وعده بی‌اساس است.
در زیر دو موردکاوی در‌این خصوص آورده شده است.

موردکاوی شماره1:
فرصت‌های داخل شرکت را مد نظر قرار دهید و در شرایط مناسب شرکت را ترک کنید

 ری گارمین  بلافاصله بعد از شروع کار جدیدش در یک شرکت مشاوره بخش عمومی‌متوجه شد که‌این شغل مناسب او نیست. او می‌گوید «این کار برای من بسیار کند بود. من به دنبال کاری با سرعت بیشتری بودم». از آنجا که او‌این شرکت را دوست داشت و به کار آن نیز باور داشت، به دنبال راه حلی برای حل ‌این مشکل بود. او برای یک سطح بالاتر از پست سازمانی خودش درخواست ارائه کرد، ولی پذیرفته نشد. او سعی کرد در پروژه خاص تولید وسایل بازاریابی شرکت کند، اما از ‌این کار چندان استقبال نشد.
او در حالی که مستاصل شده بود، شروع به جست‌وجوی شغل دیگری کرد و با یک بنگاه کاریابی در یکی از شهرهای نزدیک ارتباط برقرار کرد. یک شغل به او پیشنهاد شد که برای ری یک ارتقای شغلی به حساب می‌آمد و فرصتی بود که به سازمانی بپیوندد که سرعت بیشتری داشت.
 او شروع به مصاحبه کرد و از ساعات آزاد خود برای رفتن به آن شهر و شرکت در جلسات استفاده می‌کرد و‌ این موضوع را با کسی در میان نمی‌گذاشت. او می‌گوید «از ‌اینکه ‌این شرکت را ‌این‌قدر زود ترک می‌کردم احساس غیرحرفه‌ای بودن می‌کردم و در عین حال به رییس خود نیز چندان اعتماد نداشتم.» وقتی شغل جدید به او پیشنهاد شد، او هنوز 100 درصد مطمئن نبود که خواهان‌این شغل است و از چند نفر که در‌این زمینه کار می‌کردند پرس و جو کرد. وقتی آنها به او توصیه کردند ‌این شغل را قبول کند، او تصمیم گرفت موضوع را به رییس‌اش بگوید.
 او می‌گوید «بخشی از مشکل من‌این بود که کار زیادی برای انجام دادن نداشتم». او ترتیبی داد که انتقالش با کمترین آسیب برای آن سازمان و مشتریان همراه باشد و حتی پروژه‌هایی که در دست داشت را سرعت بخشید تا قبل از رفتن همه کارها را به درستی انجام داده باشد. رفتار متعهدانه او در ترک شرکت برای او مزایایی نیز به دنبال داشت: وقتی در آغاز به کارش در شرکت جدید تاخیر نمود، کارفرمای قدیمی‌اش از او خواست به صورت آزاد به همکاری خود با آن شرکت ادامه دهد.
موردکاوی شماره2:
صبرکنید تا پیشنهاد شغلی را دریافت‌کنید

وقتی کریستینا فری از کار خود در یک شرکت داروسازی در آیالت کانکتیکات آمریکا اخراج شد، به سرعت فرصت شغلی دیگری در ماساچوست پیدا کرد. مشکل ‌این بود که همسر و دخترش باید در کانکتیکات می‌ماندند. او می‌دانست که‌این یک فرصت شغلی ‌ایده‌آل نیست اما فکر می‌کرد که می‌تواند رفت و آمد کند و به مدت بیش از یک سال همین کار را کرد. بعد، کارفرمای جدید اعلام کرد که برنامه ساختاربندی مجدد در پیش است و همه فکر کردند پای اخراج در میان است.
کریستینا به طور فعال شروع به جست‌وجوی شغل جدید کرد. او‌این مساله را به رییسش که روابط ضعیفی با او داشت نگفت، اما با احتیاط آن را با برخی از همکاران گروهش در میان گذاشت. او می‌گوید «بیشتر اعضای گروه من نیز در جست‌وجوی شغل دیگری بودند چون از کار خود رضایت نداشتند.» او برای رفتن به مصاحبه مرخصی می‌گرفت.
در طول‌این مدت، او با رابرت  که رییس قبلی اش در شرکت کانکتیکات بود صحبت کرد. او اکنون در یک شرکت بزرگ داروسازی در نیویورک (که نزدیک به محل زندگی همسر و دخترکریستینا بود) کار می‌کرد و از او خواست بیاید و مجددا با او کار کند. طی چند ماه، او با آن شرکت مصاحبه کرد و درعین حال به جست‌وجوی خود نیز ادامه می‌داد. سرانجام، رابرت به او یک پیشنهاد شغلی ارائه کرد. او تا زمانی که پیشنهاد را دریافت کند به رییس خود چیزی نگفت. وقتی فرصت دو هفته‌ای را به رییسش داد، او کریستینا را برای ناهار دعوت کرد و از او پرسید که آیا کاری انجام داده که باعث رفتن کریستینا شده باشد. کریستینا می‌گوید «واقعا وسوسه شدم که مطالبی را به او بگویم اما چه کسی می‌داند که رییس بعدی من که خواهد بود؛ شاید خود او باشد. به همین خاطر گفتم (نه، ‌این کار فقط به صلاح خودم و خانواده ام است)».  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۸:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , لطافت طبع , سایر حوزه‌های مدیریت


تاريخ : ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۳:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

صبح امروز (پنج‌شنبه 21/2/91) ضمیمه روزنامه شرق، حاوی مطالب پربار و کمتر گفته شده‌ای از وضعیت تامین اجتماعی در ایران و مقایسه‌هایی تطبیقی با سایر کشورهاست.

از عمده مطالب این ضمیمه پربار می‌توان به موضوعات زیر اشاره کرد:

  • گفتگو با فرشاد مومنی «ناکارآمدی تامین اجتماعی تهدید کننده توسعه است». در ادامه مطلب می‌توانید آن را بخوانید 
  • زندگی با تاریخ انقضاء
  • مهندسان کارگر
  • بیمه کامل درمان وجود ندارد
  • نظام رفاهی فوق‌العاده سوئد، به رغم رکود اقتصادی
  • هزینه بیمه درمانی در آمریکا بیش از کشورهای دیگر است.
  • چین از بدترین کشورها به لحاظ امنیت کاری
  • تامین اجتماعی اکثریت جمعیت ایتالیا را پوشش می‌دهد
  • تامین اجتماعی در آلمان
  • بیمه بیکاری در ژاپن
  • و ...

به همراهان خوب این وبلاگ، خواندن مطالب ارزشمند این ویژه‌نامه را توصیه می‌کنم.

متن کامل گفتگوی آقای دکتر مومنی، در خصوص تامین اجتماعی را می‌توانید در ادامه مطالب ملاحضه فرمایید:

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


ادامه مطلب
تاريخ : ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

تاثیر کالای چینی بر کارگر ایرانی!!!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , لطافت طبع , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۸:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مترجم: رویا مرسلی
منبع: HBR


تصور کنید مدیر استخدام‌کننده برای شغلی که متقاضی آن هستید با یک خبرخوش به شما زنگ می‌زند و می‌گوید: شما برای‌این شغل استخدام شده‌اید. شما خوشحال می‌شوید و فکر می‌کنید قسمت سخت کار را پشت سر گذاشته‌اید.

اما ممکن است‌این طور نباشد. تصمیم گرفتن برای پذیرش یا رد یک شغل کار ساده‌ای نیست. با توجه به اوضاع پریشان اقتصادی و شاید به خاطر رها شدن از شغل فعلی وسوسه شوید که شغل پیشنهاد شده را هر چه هست بپذیرید. اما قبل از قبول آن، باید‌این موقعیت را به دقت مورد کنکاش و ارزیابی قرار دهید.
افراد خبره چه می‌گویند
بوریس گوریسبرگ به عنوان استاد دانشکده بازرگانی دانشگاه‌هاروارد و نویسنده مجموعه «تبدیل شدن به یک ستاره: استعداد و رسیدن به بالاترین حد بهره وری» می‌گوید: «طی 40 سال گذشته ما شیوه‌ای از اقتصاد را تجربه کرده‌ایم که افراد در آن 30 سال در یک شغل کار می‌کردند و بعد بازنشسته می‌شدند، اما اکنون دیگر این گونه نیست». به عقیده او امروز، افراد تقریبا هر سه یا چهار سال یکبار تغییر شغل می‌دهند و ‌این به آن معناست که ارزیابی شغل‌های پیشنهادی برای افراد حرفه‌ای، در جهان امروز مساله‌ای بسیار مهم تلقی می‌شود. اما متاسفانه هنوز خیلی‌ها در ‌این کار ضعف دارند. جان‌لیز به عنوان استراتژیست یک شرکت انگلیسی و نویسنده «چگونه به شغلی که دوست دارید دست یابید» می‌گوید؛ «افراد، بیشتر وقت خود را صرف رسیدگی به امور سرمایه‌گذاری خود یا حتی چگونگی گذراندن تعطیلات می‌کنند و ذهنشان کمتر دغدغه مسائل دیگر را دارد».
البته پذیرش یک شغل یا رد آن یک مساله شخصی محسوب می‌شود. ارتل به عنوان یکی از شرکای ونتیج پارتنرز که یک شرکت مشاوره در بوستون است می‌گوید: «شرایط ارزیابی یک پیشنهاد شغلی برای افراد مختلف بسیار متفاوت است. مثلا شرایط استخدام برای کسی که به دنبال شغلی در یک مرکز تحقیقاتی تجارت الکترونیک است با یک کارمند متوسط که به علت ادغام شرکت‌ها کار خود را از دست داده و در جست‌وجوی شغلی دیگر است، تفاوت دارد». اما به هر صورت، در هر سطح شغلی که باشید، راهکارهایی وجود دارد که با رعایت آن می‌توانید مطمئن شوید که تصمیم درستی می‌گیرید.
پیشنهاد شغلی را با توجه به روحیات خود ارزیابی کنید
قبل از آنکه مدیر استخدام‌کننده برای ارائه پیشنهاد شغلی با شما تماس بگیرد، شما باید از قبل خواسته‌های خود را با او در میان گذاشته باشید. ارتل می‌گوید: «من قبل از آنکه به یک متقاضی پیشنهاد شغلی بدهم، آنها را تشویق می‌کنم که درباره انگیزه‌ها و اهداف خود در رابطه با شغل مورد نظر صحبت کنند.» شما به عنوان متقاضی کار باید صادق باشید و به پرسش‌های مصاحبه جواب درست بدهید. مواردی از قبیل ‌اینکه «در پست سازمانی که به شما داده می‌شود به دنبال چه چیزی هستید؟» هر چه‌این مسائل بیشتر روشن شود، بیشتر احتمال دارد که شغل پیشنهادی به شما با خواسته‌هایتان منطبق باشد. اغلب، پاسخ به پذیرش یا رد یک شغل، انتخاب میان بلی یا خیر نیست. بنابراین، برسر یک پیشنهاد شغلی مذاکره کنید. حتی با وجود اوضاع پریشان اقتصادی، به ندرت لازم است که موضوعی را فقط به خاطر ارزش ظاهری آن بپذیرید.لیز می‌گوید: «اگر هیچ خواسته‌ای را مطرح نکنید، فرصت را از دست داده‌اید».
بیشتر تحقیق کنید
قبل از ارسال رزومه، باید اطلاعات زیادی درباره شرکت کسب کنید، اما وقتی پیشنهاد کار را دریافت کردید، باید تحقیقات گسترده‌تری را دنبال کنید. گوریسبرگ در مقاله خود تحت عنوان «پنج دلیل شکست تغییر شغلی» اشاره می‌کند که یکی از اشتباهات بزرگی که افراد مرتکب می‌شوند ‌این است که به‌اندازه کافی درباره کارفرمای‌ آینده خود اطلاعات کسب نمی‌کنند. هر چه می‌توانید درباره آن سازمان، فرهنگ آن و همکاران‌ آینده‌تان تحقیق کنید. ارتل می‌گوید: «با توجه به گستردگی فضای مجازی، اکنون به دست آوردن اطلاعات بسیار آسان‌تر از گذشته است.» کارمندان آن سازمان را در لینکدان جست‌وجو کنید یا ببینید در توئیتر، فیس بوک یا سایر رسانه‌ها درباره سازمان چه می‌گویند. حتی می‌توانید درباره چشم‌انداز‌ آینده سازمان نیز اطلاعات کسب کنید. اگر وضعیت اقتصادی چندان خوب نیست، باید بررسی کنید وضعیت شرکت طی چند سال‌ آینده چگونه خواهد بود. گوریسبرگ می‌گوید: «با توجه به تغییر سریع صنایع امروز و‌اینکه شاهد ورشکستگی شرکت‌های بسیار بزرگ هستیم، اگر درباره شرکت تحقیق نکنید، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اید.»
درباره چشم‌اندازهای خود واقع‌بین باشید
وقتی شما چند تقاضای کار به سازمان‌های مختلف ارئه می‌دهید، تضمینی وجود ندارد که پاسخ آنها را نیز پشت سر هم و به ترتیب دریافت کنید. مثلا احتمال دارد اولین پیشنهاد کاری خود را زمانی دریافت کنید که درحال مصاحبه برای شغل دیگری هستید یا به تازگی رزومه خود را به شرکت‌های دیگر فرستاده‌اید.
لیز می‌گوید: «نباید بر مبنای اوهام یا احتمالات تئوریک تصمیم گیری کنید. باید درباره آنچه احتمال می‌رود برای شما اتفاق بیفتد واقع‌بین باشید». به طور منطقی فکر کنید از میان رزومه‌هایی که ارسال کرده‌اید کدام یک بخت بیشتری برای پذیرفته شدن دارد. گوریسبرگ پیشنهاد می‌کند پیشنهاد کاری که دریافت کرده‌اید را با انتظارات خود از شغل موردنظر مقایسه کنید. لیز می‌گوید: «گاهی اوقات طرز فکر مثبت نتیجه بخش است. اگر‌ایده‌های خوبی دارید که ممکن است نتایج بارزی در پی داشته باشد، به آنها جامه عمل بپوشانید.» به عقیده او خیلی از افراد، از بخش زیادی از انتظارات خود چشم‌پوشی می‌کنند. با‌ این وجود، در برخی موارد ممکن است یک پیشنهاد شغلی خاص به دلایل دیگری برای شما جذاب باشد؛ مثل: داشتن یک رزومه قوی‌تر، مهارت‌های جدید یا دستیابی به سازمانی که قصد دارید برای مدت طولانی در آن کار کنید.
اگر واقعا کار را بخواهید چه کاری باید انجام دهید؟
در یک بازار کار راکد، احتمال بیشتری وجود دارد که درباره یک پیشنهاد کاری بیش از حد اغراق شود. اگر بیکار هستید یا مدت زیادی است که به دنبال کار می‌گردید، باید هوشیار باشید که با خوش‌بینی بیهوده به پیشنهادها ننگرید. به جای توجیه خودتان، سعی کنید جایگزین‌هایی مانند قبول شغل به صورت کوتاه مدت بیابید؛ مثلا عقد قرارداد شش یا نه‌ماهه تا ‌اینکه در‌این فاصله شغل دیگری بیابید. اگر‌ این کار امکان‌پذیر نیست و واقعا به‌این شغل احتیاج دارید، به ریسک‌های آن نیز فکر کنید. گوریسبرگ معتقد است افراد هزینه‌های تغییر شغل را دست کم می‌گیرند: از جمله تاثیر آن بر خانواده شخص، تاثیرآن بر مشتریان و تاثیری که بر شبکه کاری و چشم‌انداز‌ آینده فرد می‌گذارد. ارتل می‌گوید: «باید فکر کنید کارفرما چه سرمایه‌گذاری روی شما خواهد کرد و رفتن شما از آن شغل چه اثراتی به دنبال دارد». لیز معتقد است که بسیاری از کارفرمایان و مشاوران کاریابی نسبت به تغییر شغل سریع و پی در پی نظر خوبی ندارند.
اگر تصمیم گرفتید نه بگویید
رد یک پیشنهاد شغلی می‌تواند فرآیند پیچیده‌ای باشد. شما رزومه کاری خود را می‌فرستید، در مصاحبه‌ها حاضر می‌شوید و به این ترتیب کارفرما فکر می‌کند که شما متقاضی آن شغل هستید. گوریسبرگ می‌گوید «به هیچ عنوان نباید کاری کنید که شرکت فکر کند آنها را به بازی گرفته‌اید». اگر طی فرآیند مصاحبه متوجه شدید که به احتمال زیاد‌ این کار را قبول نخواهید کرد،‌ این مطلب را به مدیر استخدام‌کننده بگویید تا او بر کاندیداهای محتمل‌تری متمرکز شود و شما می‌توانید به جست‌وجوی خود ادامه دهید. شاید وسوسه شوید که به خود و دیگران ثابت کنید که می‌توانید‌این شغل را بگیرید، اما‌ این کار وقت تلف کردن به خاطر منیت شما است. با ‌این وجود، اگر مطمئن نیستید، می‌توانید به فرآیند استخدام ادامه دهید. نگرانی‌ها و خواسته‌های خود را بیان کنید. به این ترتیب نه تنها یک گفت‌وگوی باز خواهید داشت، بلکه می‌توانید پیشنهاد شغلی را آن‌طور که می‌خواهید شکل دهید. اگر نه گفتید، یادتان باشد که عوامل زیادی در ‌ایجاد یک پیشنهاد شغلی دخیل هستند. افرادی وقت گذاشته‌اند و شاید حتی برای شما مبارزه کرده باشند. هرگز آن شغل یا دستمزد آن را مورد سرزنش قرار ندهید. به جای آن فکر کنید آنچه برای شما در ‌این شغل مناسب نیست کدام است. به این ترتیب، درها برای‌ آینده باز خواهد ماند. ارتل می‌گوید: «باید پیشنهاد را طوری رد کنید که اگر در‌ آینده نیازهای آنها تغییر کرد، باز هم جایی برای شما باشد». یادتان باشد هر کسی را که در‌این فرآیند ملاقات نموده‌اید، یک ارتباط بالقوه برای‌ آینده شغلی شماست. لیز می‌گوید: «هیچ‌وقت با خصومت فکر نکنید که نمی‌توانید با سازمان ارتباط داشته باشید».
اصولی که باید به خاطر داشت:
• هر چه می‌توانید درباره سازمان،‌ آینده آن و چگونگی کار در آن تحقیق کنید.
• انتظارات و خواسته‌های خود درباره شغل مورد نظررا بیان کنید.
• درباره پیشنهادهای شغلی دیگری که ممکن است داشته باشید واقع بین باشید.
آنچه نباید انجام شود:
• شغلی را که نمی‌خواهید، انتخاب نکنید؛ مگر در شرایطی که مطلقا راه دیگری نداشته باشید.
• به خاطر ناامیدی خود، درباره یک پیشنهاد شغلی مبالغه نکنید.
• وقتی یک پیشنهاد شغلی را رد می‌کنید آن را کوچک نشمارید.
در این خصوص دومورد کاوی در زیر آمده است.


موردکاوی1
صداقت درباره نیازهای خود

زمانی که هیتر گودمن حدود دو سال پیش صاحب دو فرزند دوقلو شد تصمیم گرفت که دیگر به شغل تمام وقت خود باز نگردد. به همین خاطر او شغل آزاد را در پیش گرفت و به صورت پاره وقت در چند دانشگاه و سازمان بخش عمومی ‌مشغول به کار شد. با‌ اینکه اصلا تصور نمی‌کرد که به صورت جدی کار کند، اما با یک پیشنهاد کار روبه‌رو شد که برایش جذاب بود. او به صورت آزاد با‌ این سازمان کار می‌کرد. او از‌این کار بی‌نهایت لذت می‌برد و جیل که رییس دفتر بود نیز یکی از راهنماهای او بود. جیل برای او توضیح داد که‌این یک شغل تمام وقت است اما هیتر خواستار انعطاف‌پذیری در کار شد. هیتر می‌گوید: «جیل به من گفت که برای‌این کار درخواست بدهم.» او فکر می‌کرد اگر من برای‌این شغل قبول شوم، آنها راه حلی برای‌این مساله پیدا خواهند
کرد.
یک هفته پس از مصاحبه هیتر، جیل به او تلفن کرد و به صورت غیررسمی ‌به او اطلاع داد که در مصاحبه پذیرفته شده و نامه رسمی ‌آن را به زودی دریافت خواهد کرد. هیتر می‌گوید: «من در آن زمان برای پذیرش 80 درصد از آن پست درخواست داده بودم». هیتر می‌دانست که از لحاظ موقعیت، در مقام خوبی است و یک مذاکره کننده قوی است. ضمن ‌اینکه در آنجا به صورت پاره وقت کار کرده بود و قابلیت‌های خود را نشان داده بود. اما وقتی هیتر جواب را از واحد منابع انسانی دریافت کرد، متوجه شد که آنها پذیرش 100 درصد ‌این شغل را قبول دارند و کارمند جدید باید از 5 هفته دیگر سر کار حاضر باشد.
این شغل دقیقا مطابق با خواسته‌های هیتر بود. پست مناسبی بود، فرصت ارتقا و توسعه زیادی در آن وجود داشت و محیط کار بسیار مناسب بود. اما او نمی‌توانست به صورت تمام وقت کار کند. او می‌گوید: «درباره ‌این موضوع به مدت پنج یا شش روز عمیقا فکر کردم.» هیتر از دوستان و همکارانش کمک خواست. او می‌گوید: «این اولین بار بود که یک پیشنهاد شغلی دریافت کردم که همه چیز آن بی‌نقص بود.» اما فکر کرد که نمی‌تواند ‌این شغل را قبول کند و‌این کار به نفع خانواده‌اش نیست. او می‌گوید: «به جای‌ این شغل، تصمیم گرفتم شغل مادر بودن برای فرزندانم را انتخاب کنم.» او تصمیم خود را با جیل در میان گذاشت و طی یک نامه از همه همکارانش و مصاحبه کننده‌ها تشکر کرد و دلیل رد‌ این پیشنهاد را بیان نمود. او از آنها خواست برای فرصت‌های شغلی‌ آینده وی را در نظر بگیرند. هیتر اکنون به هیچ وجه از تصمیم خود پشیمان نیست. امیدوار است در‌ آینده فرصت دیگری برایش فراهم شود. یعنی زمانی که احتمالا نیازهای او برای دریافت یک شغل تغییر کرده است.



موردکاوی2
رد پیشنهاد شغلی نامناسب
ایزابل سوتو که یک متخصص استخدام در نیویورک است، در سال گذشته دو پیشنهاد شغلی را رد کرد. او در سال 2006 شرکت مشاوره خودش را تاسیس کرد؛ اما در سال 2008 بیشتر مشتریان بزرگ او به علت وضعیت اقتصادی مجبور به قطع همکاری با شرکت او شدند. او در سال 2011 احساس کرد که نیاز به یک شغل ثابت دارد. اولین شغلی که درخواست کرد، مدیریت منابع انسانی شرکتی دراوتا بود. بعد از مصاحبه‌های اولیه، ‌این شغل در نظر او به جز مورد بعد مسافت بی‌نقص بود. او برای ملاقات مدیر استخدام کننده که یکی از مسوولان ارشد سازمان بود رفت. او می‌گوید: «این یکی از صادقانه‌ترین مصاحبه‌هایی بود که من تاکنون داشته‌ام.» مدیر استخدام کننده گفت که ‌ایزابل بهترین کاندیدای مورد نظر برای احراز ‌این شغل است اما لازم است قبل از قبول پیشنهاد، او را با فرهنگ سازمان آشنا کند. او چند ویدئو از مدیر عامل شرکت در یوتیوب نشان داد در حالی که مدیرعامل، هر چند وقت با لباس محلی در مقابل شرکت ظاهر می‌شود تا روحیه‌ایجاد کند و همه کارمندان ارشد نیز باید همین کار را به همراه او انجام دهند.‌ایزابل می‌گوید: «هرچند من نیاز شدید به یک شغل داشتم، اما ‌این کار را نمی‌توانستم انجام دهم.» او‌ این پیشنهاد شغلی را رد کرد و دلایل خود را با صداقت بیان نمود. او گفت با توجه به آنچه در ویدئوها دیده است ‌این کار با فرهنگ او هماهنگ نیست.
چند ماه بعد، او برای شغل دیگری مصاحبه کرد: مدیر روابط کارمندان در یک دانشگاه محلی. مدیر استخدام‌کننده پس از چند مصاحبه به او گفت که اگر بخواهد‌این شغل به او تعلق خواهد گرفت. اما یک بار دیگر‌ ایزابل مطمئن نبود.‌این شغل نکات مثبت زیادی داشت: محیط، کم استرس بود، منافع زیادی به همراه داشت و محیط دوستانه‌ای در دانشگاه وجود داشت. اما ‌این شغل به‌رغم عنوانی که داشت، پیش پا افتاده بود و‌ایزابل نگران بود که به‌اندازه کافی در‌این شغل چالش وجود نداشته باشد. او می‌گوید: «دوباره با خود فکر کردم شاید من دیوانه شده ام. اگر‌این شغل را قبول نکنم، فرصت بهتری برای من فراهم خواهد شد؟» با ‌این وجود، او‌این پیشنهاد را رد کرد. او می‌گوید: «دریافت حقوق و مزایای عالی بسیار خوب است، اما شکی ندارم که شب‌ها به راحتی به خواب نخواهم رفت. مسائل زیادی برای من پرسش برانگیز بود.» در هر دو مورد، او صادقانه به مدیر استخدام‌کننده دلیل رد پیشنهاد را بیان کرد. آنها به خاطر شفاف بودن و صداقتش از او تشکر کردند. او می‌گوید به خاطر وضعیت مالی‌اش، رد‌این پیشنهادها برایش بسیار سخت بود اما او حس می‌کرد که باید آن را انجام دهد. او بعد از آن، بیش از آنچه انتظار داشت پیشنهادهای مشاوره دریافت کرد و به جست‌وجوی خود برای یافتن یک شغل نیز ادامه داد. او می‌گوید: «در آن زمان فکر می‌کردم رد آن پیشنهادها کاری غیرعقلانی بود، اما اکنون از‌ اینکه ‌این کار را انجام داده‌ام خوشحالم.»

دنیای اقتصاد 10/2/91


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۸:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مترجم: رویا مرسلی

منبع: HBR

از آنجا که جهان همواره در حال پیچیده‌تر شدن است، سازمان‌ها نیز به تبع آن هر روز پیچیده تر از پیش می‌شوند.

از آنجایی که شرکت‌ها بیشتر به مشارکت، همکاری و ایجاد شبکه در کارها روی می‌آورند، همین مساله باعث می‌شود که کار افراد بر همکاران دیگر اثر بگذارد. اگر یکی از همکاران مرتکب اشتباه شود، وجود همین مشارکت و روابط داخلی بین همکاران می‌تواند باعث تشکیل یک دردسر بزرگ شود.

در محیط کسب و کار امروز تقریبا غیرممکن است که بتوان شغلی یافت که با افراد دیگر در ارتباط نباشد. بگذریم از اینکه اگر چنین شغلی وجود داشته باشد تا چه حد خسته‌کننده و کسالت‌آور است. پس نتیجه می‌گیریم که روابط اهمیت زیادی دارند. همه مدیران بر این مساله اتفاق نظر دارند که ایجاد رابطه در کار، یک امر ضروری و حیاتی است. پس اگر یکی از همکارانتان کار خود را درست انجام ندهد و این مساله برای شما اثرات منفی به دنبال داشته باشد، چه عکس‌العملی نشان خواهید داد؟ خوشبختانه اگربا اشتباه همکارتان به شکل درستی روبه‌‌رو شوید، نه تنها قادر خواهید بود که بر مشکلات فائق آیید، بلکه می‌توانید به خود و همکارتان کمک کنید تا مهارت‌های جدیدی کسب کنید.

 افراد خبره چه می‌گویند

نوع اشتباهاتی که می‌تواند بر شما اثر منفی بگذارد متفاوت است. مثلا همکارتان ممکن است در زمان تعیین شده کار را تحویل ندهد، کاری را که به او محول شده است به درستی انجام ندهد، اشتباه محاسباتی داشته باشد یا حتی اطلاعات غلط به شما بدهد. همه اینها اشتباهات غیرعمدی هستند که دلیل آن فقدان دانش، تجربه یا آگاهی از مساله است؛ اما بدون داشتن اطلاعات، شما نمی‌توانید با اطمینان کار کنید و درست عمل نخواهید کرد.

 از اصل موضوع مطلع شوید

اولین قدم در قضاوت درباره رفتار یک همکار این است که بفهمید واقعا چه اتفاقی درحال وقوع است. سعی کنید تشخیص دهید که آیا مساله کوتاه مدت است (مثل مشکلات شخصی خانوادگی، فشار زیاد کار یا سلامتی فرد)، یا بلندمدت است (مثل عدم مهارت کافی یا عدم تطابق فرهنگی با سازمان.) آلن کوهن، به عنوان یکی از اساتید برجسته کالج بابسون می‌گوید: «موضوعی که شما نمی‌دانید این است که آیا حمایت کافی از آن شخص صورت می‌گیرد یا خیر؟ شاید یک مساله غیر کاری برای او پیش آمده باشد یا ممکن است آنطور که شما موضوع را می‌فهمید، او چنین درکی نداشته باشد.» می‌توان این موضوع را با پرسش از دیگر همکاران تشخیص داد و به راحتی می‌توانید دریابید که آیا درک شما از موضوع با نظر آنها مطابقت دارد یا خیر؟ دبورا آنکونا، به عنوان استاد ارشد مدیریت در دانشکده مدیریت ام آی تی می‌گوید: «بسیار مهم است که احتیاط کنید؛ چون اگر دیگران متوجه مشکل نشده‌اند، شما با پرسش‌های خود آن را علنی نکنید.»

 مستقیما به سراغ همکارتان بروید

بهترین روش این است که مستقیما با همکارتان صحبت کنید. این گفت‌وگو باید در محیطی غیر رسمی ‌و خصوصی انجام شود و همیشه باید از قوانین ارائه فیدبک خوب پیروی کنید. همکارتان را متهم نکنید یا مورد سرزنش قرار ندهید. برای آنکه آنچه می‌بینید و اثر آن بر کارتان را توضیح دهید از مثال‌های ملموس استفاده کنید. ریچارد هکمن، به عنوان استاد روانشناسی اجتماعی و سازمانی در دانشگاه ‌هاروارد و نویسنده «رهبری تیم‌ها: آماده کردن فضا برای داشتن عملکرد بی‌نقص» می‌گوید: «ما تمایل داریم که اتفاقات بد را به یک شخص نسبت دهیم به خصوص اگر آن شخص نقطه ضعف هم داشته باشد.» این کار بسیار خطرناک است؛ چرا که شما با انجام دادن آن، خود شخص را هدف حمله قرا می‌دهید نه رفتار او را. مهم‌ترین مساله این است که به دنبال نقاط اشتراک با همکار خود باشید و موضوع را در قالب اهداف مشترک مورد بحث قرار دهید. هکمن می‌گوید: «مثلا بپرسید (ما برای رسیدن به اهدافمان چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟) نه اینکه بگویید (دوباره کار را خراب کردی!)».

فکر نکنید که دقیقا می‌دانید چرا همکارتان مرتکب چنین اشتباهی شده است. هکمن می‌گوید: «با خود فکر کنید که شاید خود شما موضوع را درست درک نکرده‌اید». در این صورت، سوالاتی بپرسید مثل «جریان از چه قرار است؟» و «آیا من درباره این موضوع دچار سوءتفاهم شده ام یا برداشت من نادرست است؟» شاید به این نتیجه برسید که همکارتان نمی‌دانست که مرتکب اشتباه شده است یا اینکه از برداشت دیگران نسبت به کار خود آگاه نیست.

 پیشنهاد کمک و حمایت بدهید

اگر یک اشتباه سطحی است و اثرات آن کوتاه مدت است، مثل بروز یک مشکل خانوادگی یا مساله بیماری در اعضای خانواده، بهتر است پیشنهاد کمک بدهید. حتی می‌توانید با حمایت از او یک رابطه مثبت ایجاد کنید. آنکونا می‌گوید: «همه دنیا بر اساس ارتباطات شکل گرفته است. مهم این است که سعی کنیم روابط تازه ایجاد کنیم. حمایت از همکار به این معنی است که کار بیشتری انجام دهیم، کارهای او را دوباره چک کنیم یا به او پیشنهاد دهیم که موضوع را با همکاران دیگر در میان گذاریم. معنای حمایت این نیست که خودتان را به جای او قرار دهید یا کل مسوولیت‌های او را برای همیشه بر عهده گیرید. فقط باید زمانی از او حمایت کنید که توافق کرده باشید که این موقعیت همیشگی نیست و حمایتتان تا زمانی است که مسائل تغییر کند.

اگر احساس می‌کنید احتمالا مشکل همکارتان طولانی مدت است (مثل نداشتن مهارت)، در این صورت می‌توانید به او پیشنهاد کنید که با ایجاد طوفان فکری، خودش به راه حل برسد. شاید همکارتان خودش بتواند راه حلی پیدا کند که مهارت‌هایش را ارتقا دهد یا شاید برای درخواست کمک نزد مدیرش برود.

بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد که اجازه دادن به تکرار اشتباه کار درستی باشد. کوهن می‌گوید: «در سازمان‌های بسیار رقابتی، فرهنگ غالب این است که اجازه دهند فرد خاطی سقوط کند، اما حتی در چنین محیطی، کسانی که از سقوط همکارشان جلوگیری می‌کنند، در سازمان با ارزش تلقی می‌شوند.» اگر امروز چنین بخشندگی داشته باشید، تعهد همکارتان را برای کمک به خودتان در آینده تضمین می‌کنید. روابط حرفه ای مستحکم اغلب بر پایه همین ارتباط دوسویه شکل می‌گیرد.

 از خودتان محافظت کنید

احتمال دارد متوجه شوید که همکارتان از روی عمد اشتباه می‌کند تا شما را تخریب کند یا از کار شما برای خودش اعتبار کسب کند. آنکونا می‌گوید: «مواجه شدن با چنین موقعیت‌هایی به مراتب مشکل‌تر است.» خوشبختانه، مواردی از این دست بسیار کم اتفاق می‌افتد. کوهن می‌گوید طی تمام دوره حرفه‌ای اش فقط به چند مورد از چنین مواردی برخورد کرده است. او توصیه می‌کند «اینکه فکر کنید همکارتان از روی عمد مرتکب اشتباه می‌شود، باید آخرین فرض شما باشد.» آنکونا می‌گوید: «می‌توانید مستقیما با آن شخص روبه‌‌رو شوید و امیدوار باشید که این کار باعث عقب‌نشینی او شود». اگر این طور نشد، می‌توانید تاکتیک‌های زیر را به کار ببرید:

• کار خود را برجسته کنید. از تکبر بپرهیزید. به جای آنکه خنثی باشید، فعالیت خود را نشان دهید. مثلا بگویید «من این تحلیل‌ها را آماده کرده‌ام که نشان می‌دهد منابع را باید به کدام بخش‌ها تخصیص دهیم» و نگویید «این تحلیل‌ها نشان می‌دهند که منابع باید به کدام بخش‌ها تخصیص یابد.»

• اگر کار مشترکی انجام می‌دهید، پیشنهاد دهید که ارائه کار بر عهده خودتان باشد. افراد به کسی که بیشتر دیده می‌شود به عنوان رهبر تیم می‌نگرند یا حداقل از دید آنها این شخص یک مهره مهم در پروژه به حساب می‌آید.

• اگر کاری انجام داده‌اید، بیان کنید که آن را شما انجام داده‌اید. این به معنای فخرفروشی نیست بلکه نشان دهنده مشارکت شما در کار است یا می‌توانید به مدیرتان بگویید که دقیقا چه بخشی از پروژه حاصل تلاش شما بوده است.

در هیچ‌یک از چنین موقعیت‌هایی، به طرف مقابل توهین نکنید؛ چون این کار همین قدر که بر طرف مقابل اثر منفی می‌گذارد، برای خود شما نیز اثرات بدی به دنبال دارد.

 اگر موضوع ادامه پیدا کند...

احتمال دارد با وجود همه تلاش‌هایی که برای حل موضوع انجام می‌دهید، تکرار اشتباهات همچنان ادامه یابد. این مساله نه تنها ناراحت کننده است بلکه می‌تواند موفقیت شغلی شما را نیز به خطر‌اندازد. افراد خبره، چند روش را پیشنهاد می‌کنند که با به کارگیری آن می‌توانید خود را از این موقعیت خارج کنید. اگر می‌توانید، از کار کردن با این شخص در آینده اجتناب کنید. اگر امکان‌پذیر نیست و همکارتان باعث تخریب شما می‌شود، می‌توانید از برخی تاکتیک‌هایی که در بالا تشریح شد استفاده کنید. همچنین می‌توانید به نزد رییس خود بروید و آنچه انجام داده‌اید را توضیح دهید و از او راهنمایی بخواهید. تاکید کنید که تقاضای مداخله از طرف او را ندارید.

افراد خبره معتقدند موضوعی که قصد دارید با مدیر خود یا همکارتان در میان بگذارید باید خیلی جدی باشد؛ مثلا در شرایطی که می‌بینید پروژه در حال شکست خوردن است، خطر زیادی وجود دارد که باعث ناخشنودی یا دلخوری همکارتان شوید و رابطه تان برای همیشه صدمه ببیند (به عنوان مثال، تجربه کوهن در موردکاوی شماره 2 در زیر). در بسیاری از فرهنگ‌های سازمانی، صحبت کردن با رییس یک شخص می‌تواند به عنوان یک نقطه ضعف در «کار تیمی» به حساب بیاید.

اصولی که باید به خاطر داشت:

• یادتان باشد که رابطه مهم است.

• با همکار خود درباره اشتباهاتش و تاثیری که بر شما می‌گذارد صریح و صادق باشید.

• اگر مشکل همکارتان کوتاه مدت است مثل فشار کاری زیاد یا مساله خانوادگی، به او پیشنهاد کمک نمایید.

آنچه نباید انجام شود:

• درباره همکارتان نزد هیچ‌یک از افراد سازمان بدگویی نکنید.

• فکر نکنید که همکارتان حتما از اشتباهات خود آگاه است.

• قبل از آنکه با همکارتان صحبت کنید، به سراغ رییس او نروید.

در زیر دو مورد کاوی در این خصوص آورده شده است.

 

 موردکاوی شماره 1:

اجتناب از اشتباه قبل از آنکه اتفاق بیفتد

برای درو چاتو، که یک مهندس نرم افزار در شرکت وری‌ساین است، همکاری نزدیک فقط بخشی از کار او به حساب نمی‌آید بلکه شغل او همین است. او کدهای خود را می‌نویسد؛ این کدها همیشه توسط دیگران مرور می‌شود و سپس با کار بقیه همکاران در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک محصول جدید تولید شود. ادی که یکی از همکاران درو است، تجربه کمتری داشت هر چند مهندس بااستعدادی بود. از آنجا که ادی تقریبا به تازگی در این شرکت استخدام شده بود، با چگونگی نوشتن کدها آشنا نبود. درو، طی فرآیند بازبینی کدها مرتبا متوجه اشتباهات کدهای ادی می‌شد و همیشه باید از او می‌خواست که آنها را اصلاح کند. ادی هیچ‌وقت مخالفت نمی‌کرد؛ اما همچنان به تکرار اشتباه ادامه می‌داد. درو که از این وضعیت خسته شده بود، به او پیشنهاد کمک کرد تا او بتواند قبل از آنکه شروع به نوشتن کدها کند، به جایگیری آنها فکر کند. کمک‌های درو باعث شد که ادی از نحوه کار و عملکرد کدها در شرکت آگاه شود و بر اساس سلایق خودش تصمیم‌گیری نکند. ادی پیشنهادها را می‌پذیرفت و می‌دانست که درو تجربه بیشتری دارد و احتمالا از اشتباهات او خسته شده است. روش درو به ادی کمک کرد تا از بروز اشتباه قبل از ارتکاب آن اجتناب کند. هر چند کمک کردن به ادی وقت درو را می‌گرفت؛ اما چون اشتباهات کم می‌شد، بازبینی کدها برای درو سریع‌تر انجام می‌گرفت و باعث ایجاد رابطه مستحکم و به دور از تنش میان آنها شد.

 

 موردکاوی شماره 2:

خطر ایجاد مشکل مضاعف

آلن کوهن، استاد و رییس کالج بابسون و یکی از متخصصینی است که از او در این متن نام برده شد. وی در سمت قبلی‌اش در یک دانشگاه بزرگ، دوست و همکار خوبش کارل رییس واحدی بود که آلن در آن کار می‌کرد. آلن قصد داشت برنامه جدیدی را ارائه دهد که مستلزم دریافت تایید از کارل بود.

با وجود آنکه کارل سابقه حسابداری داشت، اما همواره در تعیین هزینه برنامه‌های جدید، از او اشتباهات محاسباتی سر می‌زد. از آنجا که آلن نگران این موضوع بود، یک روز بعد از ظهر به اتاق رییسش رفت و جریان را برای او توضیح داد. رییس او مدیر دانشکده بود و بنابراین رییس کارل هم بود. در میانه گفت‌وگو، در اتاق زده شد و کارل وارد اتاق شد.

اتاق کارل درست در کنار اتاق رییس بود و او توضیح داد که همه گفت‌وگو را شنیده است؛ چون دیوار اتاق بسیار نازک بود. آلن توضیح می‌دهد «ما بعد ازآن هرگز درباره این مساله صحبت نکردیم اما بیش از یک‌سال طول کشید تا توانستم با او دوباره روابط عادی داشته باشم.» آلن پشیمان است که چرا این مساله را از ابتدا با خود کارل در میان نگذاشت. او می‌گوید: «اگر با او صحبت می‌کردم می‌توانستم رابطه را حفظ کنم و شاید می‌توانستم به او کمک کنم.»

دنیای اقتصاد 3/2/91


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ۸:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.