امید و تلاش برای روزهایی بهتر، همیشه در دل مردم ژاپن موج می‌زند، حتی پس از سونامی و زلزله وحشتناکی که سه ماه قبل اتفاق افتاد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢۸ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

دیروز فرصتی دست داد تا از نمایشگاه بین‌المللی صنایع دستی بازدیدی داشته باشم، نمایشگاهی پر از طرح و نقش و پر از ترکیب رنگهایی زیبا و دوست داشتنی، از گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، ترمه، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب و ... که می‌تواند هر سلیقه و نگاهی را خشنود و راضی سازد.

دیدن افرادی که با تمام وجود به خلق آثاری زیبا و جاودانه می‌پردازند، در تمام فضای نمایشگاه هر مخاطبی را سر ذوق می‌آورد، چرا که رضایت درونی و شعف ذاتی در درونشان موج می‌زند و اگر از کارشان بپرسی آنچنان با ذوق و شوق جوابت را می‌دهند، که تاملی شگرف را برایتان رقم می‌زند.

دستمزدشان بدور از دلال‌بازی‌های معمول و در مقایسه با هنری که خلق کرده‌‌اند، ناچیز است و اندک و درد دلشان از سختی‌ها و مشقات این وادی، مفصل است و درد آور.

آنچه همه جا موج می‌زند عشق است و دیگر هیچ.

توصیه می‌کنم فرصت بازدید از نمایشگاه را که در مصلی دایر است، به هیچ‌قیمتی از دست ندهید، چرا که به باور من و سایر کسانی که به دیدن نمایشگاه رفته‌اند لحظات ماندگار و شیرینی برایتان ثبت خواهد شد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٤ خرداد ۱۳٩٠ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مترجم: مائده ارباب زاده

اکثر سازمان‌ها به این مساله واقف نیستند که وجود استرس در کارکنان، هر ساله چه هزینه‌ای برای آنان به همراه دارد.

 با در نظر گرفتن نقش استرس در 60 تا 90 درصد از مشکلات پزشکی، سازمان‌ها دیگر نمی‌توانند هزینه‌های ناشی از مراقبت پزشکی کارکنان را که در اثر استرس به وجود می‌آید، نادیده بگیرند. تحقیقات نشان می‌دهد که وجود استرس به هزینه‌های انجام کار به طرق مختلف افزوده و سلامت و بهره‌وری کارکنان را به خطر می‌اندازد. در اینجا به برخی از پیامدهای استرس در کارکنان می‌پردازیم:

غیبت از کار

میزان عقب افتادن از کار در کارکنانی که از وجود استرس رنج می‌برند، چه به دلیل فشار کاری و چه مشکلات پزشکی، بالا می‌باشد. طبق تحقیقات منتشر شده در ژورنال پزشکی آمریکا، احتمال غیبت کاری کارکنانی که دچار استرس بالایی می‌باشند، پنج بار در سال گزارش شده است. هزینه‌های جایگزینی، جبران از کارافتادگی و بهره‌وری از دست رفته، غیبت‌های کاری را به پیامدی پر هزینه تبدیل می‌نماید.

شکایات

مساله شکایت کردن نه تنها در میان کارگران بلکه در روابط بین کارمندی نیز در حال افزایش است. احساس بی‌قدرتی عامل بزرگی در به وجود آمدن استرس و نوعی حس انتقام می‌باشد. زمانی که به افراد احساس بی‌فایده بودن و نداشتن کنترل بر زندگی‌شان دست می‌دهد، احتمال زیادی وجود دارد تا به هر اقدامی ‌متوسل شوند. بسیاری از سازمان‌ها به دلیل ترس از فراهم شدن شرایط برای دادخواهی کارکنان، نسبت به شناسایی و برخورد با استرس در کارکنان خود اکراه دارند، با این حال کشف عوامل استرس‌زا و رسیدگی به آنها بهترین شیوه عمل برای سازمان‌ها می‌باشد. چنانچه سازمانی نسبت به مشکلات کارکنان خود بی اهمیت بوده و آنها را نادیده بگیرد، احتمال شکایت کارکنان به مراتب بیشتر خواهد بود تا آنکه مشکلات را شناسایی کرده و هدایت نماید.

تصادفات

استرس باعث کاهش تمرکز، مشغولیت فکری و فرسودگی می‌شود. با افزایش مطالبات کاری و فشارهای زمانی، توجه کمتری نسبت به نکات امنیتی، استفاده از تجهیزات مناسب و مکانیسم‌های کاری مناسب با انسان می‌شود. افرادی که دارای استرس بالا می‌باشند به میزان 30 درصد بیشتر در معرض سوانح کاری قرار دارند. شکایات ناشی از سوانح کاری نوعی تاثیر روان‌شناسی را نیز با خود به همراه دارد. ارتباط میان استرس، رضایت کارکنان و شکایات را نمی‌توان نادیده گرفت. مطالعه‌ای روی 3020 کارمند هواپیمایی نشان داد، کارکنانی که به ندرت از کار خود رضایت داشتند، دو و نیم برابر بیشتر از کارکنانی که تقریبا همیشه از کار خود احساس رضایت می‌کردند، از دردکمر شکایت داشتند.

اشتباه در قضاوت و عمل

زمانی که افراد تحت فشار عصبی قرار دارند، مدام به مشکلات خود فکر می‌کنند. فشار عصبی همچنین می‌تواند منجر به کوته‌فکری و تنگ نظری شود و این امر به نوبه خود موجب می‌شود تا کارمند نسبت به اشارات محیطی و اطلاعات مورد نیاز برای اتخاذ تصمیمات موثر و مطمئن، بدبین شده و دچار کندی در فرآیند تفکر شود. از طرفی فشار عصبی شدید و مداوم، افراد را از لحاظ فکری، احساسی و مهارت‌های بین فردی دچار ضعف می‌نماید و این مساله می‌تواند اشتباهاتی پر هزینه و گاه همراه با خطر جانی را به همراه داشته باشد.

تضاد و مشکلات بین فردی

با به وجود آمدن تیم‌ها و نیروهای کاری متنوع و اقتصاد خدمت محور، نیاز به مهارت‌های بین فردی در کارکنان بیشتر می‌شود و این امر نیز به نوبه خود می‌تواند منجر به بروز استرس شود. طبق گزارش اس.تی پل، نیاز به مهارت‌های بین فردی برای کار با اعضای تیم و سرپرستان، بزرگ‌ترین عامل فرسودگی در کارکنانی که از قبل تحت فشارهای کاری دیگری نیز قرار دارند، می‌باشد. تحت چنین فشارهایی احتمال کمی ‌وجود دارد که افراد بتوانند به صورت مفید و مناسب پاسخگو باشند و ممکن است چنین مفهوم بین فردی‌ را حتی دشوارتر و خسته‌کننده‌تر از سایر فشارهای کاری توصیف نمایند.

مشکل در خدمات رسانی به مشتریان

وجود کارکنانی فرسوده و تحت فشار عصبی زیاد، می‌تواند به بیگانگی از مشتریان بینجامد. بنابر تحقیقات انجام شده روی 100 شرکت که در مقاله ‌هارواردبیزنس منتشر شد، حتی کاهشی 5 درصدی در مشکلات مشتریان، می‌تواند 30 تا 85 درصد افزایش در سوددهی شرکت را به همراه داشته باشد. بنابراین حتی درصد کمی ‌نارضایتی از جانب مشتریان، می‌تواند به از دست رفتن سود زیادی بینجامد. با آنکه رابطه میان کارکنان خوشحال و مشتریان راضی امری بدیهی است، با این حال هنوز هم مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد.

مقاومت در برابر تغییر

تلاش‌های بسیاری در جهت تغییر و بهبود سازمانی به دلیل مقاومت کارکنان در برابر تغییر و نادیده گرفته شدن رابطه میان استرس و ترس از تغییر، با شکست مواجه شده است. وجود فشار عصبی باعث می‌شود تا افراد نسبت به تغییر امور آشنا و روتین و الگوهای رفتاری، بسیار سرسختانه عمل نمایند و این امر باعث بر هم خوردن جو تغییر در سازمان می‌شود. با بالا رفتن درصد استرس در فرد، اصرار به انجام کارها به روش‌های اولیه و قدیمی، هر چند دیگر موثر نباشند، بیشتر می‌شود. زمانی که افراد از فشارهای عصبی رنج می‌برند، از برخورد با اشیا و مکان‌های جدید امتناع می‌ورزند و تازگی و تفاوت آنها را می‌ترساند. میلیون‌ها دلار هزینه در جهت تغییرات سازمانی به دلیل همین مقاومت درونی نسبت به تغییر و تازگی که از وجود استرس نشات می‌گیرد و منجر به تاخیر در اجرای امور می‌شود، از بین رفته است.

نبود زمان کافی برای انجام درست کارها

با آنکه هزینه وجود استرس در میان کارکنان بسیار قابل توجه می‌باشد، اما احتمالا جدی‌ترین هزینه‌ای است که هنوز تعریف نشده است. تخمین میزان فرصت‌ها و پتانسیل‌های از دست رفته آسان نمی‌باشد. وجود فشار عصبی، هزینه‌های سنگینی را در ارتباط با بهره‌وری و کیفیت، برای سازمان‌ها به همراه دارد. هزینه سنگینی که سازمان‌ها در قبال استرس در محیط کار و هزینه‌های انسانی می‌پردازند، در واقع قابلیت آنها برای بهبود و توسعه است. با افزایش حجم کاری، افراد مجبور به انجام کار بیشتر و سریع‌تر و در نتیجه نداشتن زمان لازم برای انجام بهتر آن خواهند بود. با تلاش بیشتر و بیشتر آنها، بازده نیز کم و کمتر می‌شود و در آخر فرسوده شده و از طریق از کارافتادگی یا پیدا نمودن شغلی دیگر، سازمان را ترک می‌نمایند.

از دست رفتن سرمایه فکری

علاوه بر از دست رفتن فرصت بهبود مداوم، سازمان‌ها مجبور خواهند بود تا هزینه دیگری نیز در ارتباط با استرس بپردازند و آن عدم تقدیر از سرمایه فکری افراد می‌باشد. متخصصان سرمایه فکری را مزیتی کلیدی و رقابتی در بازار قرن بیست و یکم معرفی می‌نمایند و تنها سازمان‌هایی که به قدر کافی هوشمند، هوشیار و پاسخگو به نیازهای بازار و مشتریان می‌باشند، در این میان موفق می‌شوند.

اما متاسفانه نیروی کار در اغلب سازمان‌ها به قدری تحت فشارهای عصبی می‌باشد که این مساله اتفاق نمی‌افتد. در ابتدایی‌ترین نمونه آن می‌توان گفت که هرقدر کارکنان بیشتر تحت اینگونه فشارها باشند، کمتر به فکر نوآوری و برتری می‌افتند. در چنین شرایطی فرد تنها به بقا فکر می‌نماید و ریشه مشکلات عمیق و عمیق‌تر می‌شود. وجود استرس هوش افراد را از نظر فکری و مهارت‌های بین فردی کاهش می‌دهد. هوش تنها به حساب و کتاب امور مربوط نمی‌شود، بلکه برخورد با افراد را نیز در بر می‌گیرد. مهارت‌های بین فردی قوی و همکاری موثر موجود در سازمان و وفاداری مشتریان، همه و همه منبعی شگرف برای خلق سرمایه فکری می‌باشند. در محیط‌هایی با استرس زیاد و انرژی بر، افراد قادر به حس همدلی نبوده و با تمرکز بر مشکلات خود، نسبت به نیازهای دیگران بی‌تفاوت می‌شوند. در چنین شرایطی، مهم‌ترین دارایی یک سازمان یعنی سرمایه فکری افراد نه تنها بی‌فایده شده، بلکه بی‌ارزش می‌شود، سطح عملکرد کاهش پیدا می‌کند و موجبات فرسایش تدریجی سرمایه فکری و مهارت‌های بین فردی افراد، از دست رفتن مشتریان و بهره‌وری را در نتیجه تضاد و مشکلات اخلاقی در سازمان فراهم می‌آورد.

هدایت درست امور

ایجاد جوی در سازمان که افراد را تشویق و حمایت نموده و مطابق کارشان به آنها پاداش می‌دهد، نیروی کاری خوشحال‌تر و سالم‌تری را به ارمغان می‌آورد. در100 نمونه از بهترین کمپانی‌ها برای کار کردن در آمریکا مشخص شد که آنها دارای درآمدی دو برابر درآمد بر سهم نسبت به 500 کمپانی متوسط و ضعیف می‌باشند. راهکار پیشنهادی این دست از کمپانی‌ها، انداختن نیم نگاهی به فرصت‌های از دست رفته بر اثر بی‌توجهی نسبت به اثرات عمیق نبود سلامتی در کارکنان و راهنمای انجام درست کارها می‌باشد.

چه باید کرد ؟

اولین قدم برای مدیران یا هر متخصص دیگری که در صدد به حداقل رساندن هزینه استرس در سازمان می‌باشد، دانستن تاثیرات وجود استرس بر افراد است. با درک این موضوع، مدیران با قدرت بیشتری می‌توانند با عمق و وسعت فشارهایی که بر کارکنان می‌رود، ارتباط برقرار نمایند. هدایت اینگونه فشارها کار آسانی نیست و مستلزم صداقت مدیریت در مورد اعمال و سیاست‌های خود و تعهد به سختکوشی در جهت تغییر رویه‌ها می‌باشد. با شناسایی هزینه‌های وجود استرس، مدیران قادر خواهند بود اولین قدم را در جهت کاهش هزینه‌های عملیاتی و در عین حال پرورش نیروی کار خوشحال، سالم و مولد در سازمان خود، بردارند.

منبع: www.businessperform.com


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ٢٢ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

 

دیروز در کلاس استادی حضور داشتم که از آمریکا به ایران آمده بود. در زمان برگزاری کلاس، با توجه به مشکلاتی که در طول سفر برایش پیش‌ آمده بود(چمدانهایش در مسیر گم شده و علیرغم دو بار پیگیری از فرودگاه امام تا آن لحظه به نتیجه نرسیده بود) به ناچار برای تهیه کابل شارژ لپ‌تاپ و یا کابل هارد درایو نیاز به یک سری جابجایی‌ها در فایل ارائه بودیم، که علیرغم اصرار زیاد بالاخره راضی نشد لپ‌تاپ خود را در اختیار کسی قرار دهد. می‌گفت در سفر قبلی که به ایران داشته ظاهراً با نرم افزار قفل شکسته فایلی را بر روی کامپیوترش اجرا کرده بودند که در بازگشت تا دو هفته مجبور به ویروس‌کشی و رفع عیب سیستمش شده بود.

به‌هر حال قسمت جالب این دوره مربوط به فیلم‌های دانشگاه هارواد بود، که به هیچ عنوان راضی به ارائه فیلم‌ها به مخاطبان دوره نشد و در طول دوره، تا صحبتی از دریافت اطلاعات بیشتر دوره به میان می‌آمد مدام از کپی رایت صحبت می‌کرد.

نکته دیگری که جلب توجه می‌کرد فیلم‌برداری از کلاس ایشان بود که به کرات با اضطراب و نگرانی خاصی اصرار داشت که در زمان ارائه فیلم‌ها دوربین توسط تصویربردار خاموش شود تا مبادا قانون کپی رایت از سوی ایشان مخدوش شود.

آنچه در طول یکی دو روز ملاقات با این استاد مدام از اهمیت بالایی برخوردار بود استرس بیش از حدی بود که در خصوص کپی رایت در وجود ایشان می‌دیدم و نشان از این واقعیت داشت، که در آن جامعه قانون کپی رایت به حدی جدی‌ است که در فرهنگ و وجود افراد به شکل غیرقابل تصور نهادینه شده است.

در آن شرایط مدام کلاسهای اساتید و همکاران خودم را مقایسه می‌کردم که در همان ابتدای دوره اقدام به جمع‌آوری فلش‌های مخاطبان می‌کنند و تا پایان دوره، هر فردی با کوله‌باری از دیتاهایی که شاید هیچ موقع از آنها استفاده نکند، از کلاس خارج می‌شود.

مثالی دیگری از این بحث به یکی از دوستانم برمی‌گردد که به تازگی برای اقامت در آمریکا و ادامه تحصیل به آنجا رفته است، می‌گفت در تمام تحقیق‌هایی که از طریق سرورهای دانشگاه انجام می‌دهیم باید مواظب دانلودهایمان باشم، چرا که آنچه به شدت کنترل می‌شود همین قانون کپی رایت است و اگر مرتکب تخلفی در این خصوص شویم، مجازات سختی در انتظارمان است، این همه حساسیت در آمریکا در حالی است که ما در ایران عادت داریم ابتدا مطلب را دانلود کنیم، بعد ببینیم برایمان قابل استفاده و جذاب هست یا خیر؟ اگر بود که استفاده و اگرنه که پاک می‌کنیم.

نمی‌خواهم این قیاس را مبنای قضاوت قرار دهم، چرا که ساختار اقتصادی، فرهنگی و آموزشی در این دو کشور کاملاً متفاوت هستند، اما در کل این دو تضاد فرهنگی که تا به این اندازه مبرهن و آشکار است از هر حیث برایم جالب است.

در کشور ما هم کم نیستند افراد، موسسات و شرکتهایی، که از خلا قانون کپی رایت و یا عدم بهره‌گیری از آن زیان‌های زیادی دیده‌اند. تجربه شخصی که در این زمینه دارم، مقالاتی است که برای تهیه و انتشارشان زحمات زیادی کشیدم و بعد از مدتی در سایت‌ها و وبلاگ‌هایی بدون درج هیچ منبعی و با نام افرادی دیگر انتشار یافت یا در نمونه‌ای دیگر همین اواخر مقاله‌ای از بنده بدون کوچکترین تغییر، در یکی از همایش‌های بانکداری از سوی دو نفر به صورت مشترک ارائه شده بود و جزو مقالات منتخب به چاپ رسیده بود، که بعد از پیگیری‌های متعدد و مذاکره با عوامل برگزاری آن همایش، هیچ نتیجه‌ای نگرفتم و آخر سر از ادامه پیگیری منصرف شدم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ | ٩:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

مترجم: هوتسا عسکری نسب

خستگی و سرخوردگی ناشی از کار زمانی اتفاق می‌افتد که فرد از نظر روانی و احساسی دیگر به کار خود علاقه‌ای نشان نمی‌دهد و تجارب شغلی هم انگیزه و رضایتی در او به وجود نمی‌آورند و به تدریج اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد. در این مقاله به راه‌های غلبه بر این سرخوردگی اشاره می‌کنیم:

 افراد کمال‌گرا دائما به دنبال ایده آل‌ها هستند، اما به علت عدم دستیابی به اهداف ایده‌آل خود سرخورده می‌شوند. هر چند اندکی کمال‌گرایی محرک قدرتمندی در کار به حساب می‌آید ولی با داشتن اهداف غیرواقعی و دست نیافتنی خطر سرخوردگی همیشه در کمین است. فکر این که تافته جدا بافته‌اید و به دنیای دیگری تعلق دارید را از سر بیرون کنید. سرخوردگی را فراموش کرده و تصور نکنید در بازاری که سرشار از افسردگی‌ها است فعالیت می‌کنید. با انتخاب اهدافی معقول و دست یافتنی خود را درگیر کار کنید که همین حس باعث دور شدن حس افسردگی از شما می‌شود.

روی استعداد‌های خود سرمایه‌گذاری کنید

بسیاری از بزرگان صنایع بر این باور هستند که «من انجام می‌دهم پس هستم.» اما در واقع چه اتفاقی می‌افتد تجارتی که آغاز می‌کنید موفق می‌شود و دیگر به حضور و تلاش شما احتیاجی ندارد؟ تجارتی که بدون هیچ تلاشی ادامه می‌یابد خستگی مزمن به همراه دارد که با هیچ گونه سرگرمی ‌درمان نمی‌شود. به جای توجه به داشتن مارک تجاری انحصاری برای کالای خود، تمرکز را کنار بگذارید. به عنوان مثال می‌توان از سر آشپز مشهور ماریو باتالی نام برد که به یک کار آفرین تبدیل شد. به جای اینکه صرفا آشپزی کند، کتاب‌های آشپزی متعددی منتشر کرد و در ساخت برنامه‌های آشپزی تلویزیونی دست داشت و به تولید لوازم آشپزخانه سفارشی روی آورد. همواره به دنبال فرصت‌هایی جهت تقویت توانایی‌های خود باشید. تنها در این صورت است که از کارکردن دلزده نخواهید شد.

درگیر کارشوید

به یاد دارید در ابتدای شروع حرفه خود 20 ساعت در شبانه روز کار می‌کردید ؟ تمام کارهای شرکت از جمع آوری پول گرفته تا پرداخت قبوض، به عهده شما بود. با وجود احساس خستگی شدید از هیجان و اشتیاق راه‌اندازی کارجدید حاضر بودید همه مشکلات و خستگی‌ها را به جان بخرید. با رشد و پیشرفت شرکت به تدریج و بیشتر از کار خود فاصله گرفتید و در نهایت احساس یکنواختی جای آن همه شور و هیجان را گرفت.

چطور است دوباره آن دوران خوش را تجربه کنید. مثل یک کارآموز مدیریت، زمانی را در بخش‌های مختلف شرکت مشغول به کار شوید. حداقل فایده‌ای که دارد، متوجه نقاط ضعف و قوت کسب و کار خود می‌شوید. فرصتی پیش آمده تا مجددا از تمام مواردی قدردانی کنید که به مدت طولانی در اوایل کار الهام بخش حرفه شما بوده‌اند.

پابلو پیکاسو (نقاش) روش خوبی به منظور مبارزه با خستگی ناشی از کار یافت. کارگاهش مملو از پروژه‌های ناتمام بود از تابلوهای رنگ و روغن گرفته تا مجسمه و کلاژ. زمانی که این هنرمند معروف از دست پروژه‌های ناتمام خود خسته می‌شد، فقط کافی بود کمی‌به اطراف خود نگاهی بیاندازد و کار جدیدی را برای انجام دادن پیدا کند. به هر حال زمانی که احساس می‌کنید از نظر ذهنی گرفتارید و انگیزه‌ای ندارید، بهتر است به جای انجام کارهای روزمره و خسته کننده، دست به انجام کارهای جالبی بزنید.

از حضور افراد شوخ طبع استفاده کنید

کارآفرینان به دلیل بی‌میلی، نظارتی بر تجارت خود ندارند، اما برخی از کارآفرینان که مدیریت همه امور را در دست دارند، حق اداره کارهای روزمره را به وکلای خود می‌دهند، اما هرگز از کمک آنها در اتخاذ تصمیمات مهم در مسائل استراتژی استفاده نمی‌کنند. در صورت عدم پیشرفت در کار، ناامیدی و فرسودگی آغاز می‌شود و اما راه‌حل: هیات مشاوره مطمئنی تشکیل دهید، افراد شوخ طبع شما را سرذوق آورده و باعث تجدید قوا و انرژی شما می‌شوند. پیش از دیر شدن و هدر رفتن وقت، به استخدام چنین افرادی فکر کنید.

منبع: Forbes


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها , مدیریت منابع انسانی


تاريخ : ۸ خرداد ۱۳٩٠ | ٩:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()

ناصر حجازی اسطوره فوتبال این مملکت، در ساعت ۱۰:۵۵ امروز (۲ خرداد) پس از مدتی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت. حجازی از یک سال و نیم پیش با این بیماری مهلک دست و پنجه نرم می‌کرد و جمعه در حین تماشای بازی استقلال و پاس دوباره بیماری‌اش عود کرد و به بیمارستان منتقل شد.

ناصر حجازی در ۲۸ آذرماه سال ۱۳۲۸ در محله آریانا ( مالک اشتر) تهران بدنیا آمد. وی در تیم های نادر،‌ شهباز و استقلال عضویت داشت و افتخارات فراوانی را در پست دروازه بانی و همچنین مربی برای فوتبال کشورمان به ارمغان آورد.

وی در سال ۱۹۷۰ میلادی با تیم استقلال تهران فاتح جام باشگاه های آسیا شد و در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ به ترتیب قهرمان جام ملتهای اسیا و بازیهای اسیایی همراه با تیم ملی فوتبال ایران شد. همچنین حجازی در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ مونترال (کانادا) عضو ثابت تیم ملی بود و در جام‌جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین نیز از دروازه تیم کشورمان محافظت می‌کرد.

حجازی به عنوان مربی در تیم هایی چون محمدان بنگلادش، ماشین سازی تبریز، سپاهان اصفهان، استقلال رشت، استقلال اهواز، نساجی مازندران، شهرداری کرمان، بانک تجارت تهران و استقلال تهران فعالیت کرد.

ویژگی‌ها و خصوصیات بارز این مرد ارزشمند و محبوب همیشه برایم قابل احترام بوده ‌است.

همسر ناصر حجازی می‌گوید:

"لحظه به لحظه، تجربه کردم مردی را که هرگز جلوی کسی سرخم نکرد، خم نشد و برای یک لقمه نان چرب تر پشت دوتا نکرد و بدین شکل در دل مردم خلق شد"

روحش شاد و یادش گرامی

---------------------------------------------------------------------------------------------

حجازی رفت و آسمانی شد. رفت و حالا عکسش شده قاب روی دیوار.
قاب عکسی برای تداعی «دستان» و «زبانی» که یک عمر درد تحمل کردند اما برای تعظیم، به کار نیفتادند. او رفت. ماند خاطره سری که خم نشد تا بر دستان اعلیحضرت بوسه زند. ماند خاطره سیلی از سر خشمش بر صورت ژنرال شاهنشاهی که سرنوشت قبل از انقلابش را برای خود و همسرش، تلخ رقم زد.

او رفت و ماند خاطره مردی که پس از انقلاب تکفیرش می‌کردند چون مدام صورتش را اصلاح می‌کرد و کراواتش را همیشه بر گردن می‌بست. او که عادت نداشت از عقاید مذهبی دستاویزی بسازد برای رسیدن به پله‌های بالاتر...

 «خوب یا بد، من عادت دارم حرفم را رک بزنم. عادت ندارم مجیزگو باشم...»

شاید هنوز یک ماه نگذشته از روزی که این جمله‌اش را شاید برای دهمین بار برایمان تکرار می‌کرد. ده بار برای ما و شاید هزاران بار برای همسرش، آتیلا، آتوسا، سعید و همه خانواده حجازی.

قصه تکراری سالهای تلخ حذف از تیم ملی به بهانه قانون عجیب 27 ساله‌ها، حسرت برگه‌ای که برای سیمای ظاهری‌اش امضا نشد تا او بماند و غم تلخ همیشگی سوختن فرصت بازی در منچستر انگلیس.

دهه 60 و سفر طولانی به شبه جزیره هندوستان. سفر طول دراز برای اثبات توانایی. رفتن برای خالی نماندن سفره از روزی. رفتن به هند و بنگلادش برای خوردن نان دسترنج خود، برای مردی که برای دست‌هایش تبعید شده بود.

او که هیچ وقت خاموش نماند و همیشه نالید. از زشتی‌های فوتبال گفت و به زمین و زمان تاخت تا نشان دهد از عقایدش عقب نمی‌نشیند. درست یا غلط، او حرفش را می‌زد و زیر بار زور هم نمی‌رفت ... و نرفت.

خواه بهای این لجاجت، حذف از تیم ملی باشد، سوختن شانسش برای بازی در منچستر یونایتد، محرومیت از کار در لیگ ایران و یا حتی ممنوع‌التصویری برای گفتن از درد نان مردم ایران.

او ماند و گفت و تا روز آخر گفت . گفت غمم از درد بیماری نیست که عقاب را غم مرگ، ملالی نیست. مرگ، او را فرصتی ست برای پرواز. رفتن و رهایی از غم دیدن کلاغ‌های در حال پرواز.

او رفت و حالا قاب عکسش مانده در دست، یا آویزان روی دیوار.

ناصر حجازی ، از 18 ماه قبل مقاومتی جانانه داشت با بیماری سرطان ریه ، دردی جانکاه که  تا توان داشت برابرش جنگید اما سرانجام دقایقی قبل در بیمارستان کسری تهران، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

منبع: خبرآنلاین

-------------------------------------------------------------------------------------------


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روز نوشت‌ها


تاريخ : ٢ خرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ایوب اسماعیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.